پيامهايي از جزء هفدهم قران
پيامهايي از جزء هفدهم قران
سوره ي كهف
بنام خدا و با صلوات بر حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم مخصوصاً بر امام زمان عج الله فرجه الشريف.
داستان اصحاب كهف
1- داستان اصحاب كهف كه بر عليه پرستش غير خداوند قيام كردند نشان مي دهد كه براي نجات مردم از خرافات مي شود مبارزه كرد و اين توهين به دين نيست بلكه مقابله با باطل است ...
2-
3ريشه كن شدن باطل احتياج به زمان دارد چنانچه اصحاب كهف بعد از 300 سال زنده شدند و غلبه با مومنان بود
-
2- عد ه اي گفتند بر انان بناي ياد بود بسازيم اما مومنان گفتند مسجدي بر آنان مي سازيم
3-وهابي ها مي گويند زيارتگاه ساختن و مسجد سازي بر قبور اوليا خدا شرك است اشتباه مي كنند زيرا در اينجا قران اين مسجد سازي بر قبور اصحاب كهف را رد ننمود ه است
.........................................................................................................
داستان ذوالقرنين
طبق اسناد ي كه الميزان و .. از قول وزير فرهنگ هند ابوالكلام آزاد ارائه داده است ذواقرنين كورش است
4- وي سدي در ارمنستان ساخته كه تا حال هم باقي است
كورش را صاحب دو شاخ دانسته مربوط به خوابي است كه دانيال نبي ع ديد كه قوچ دو شاخ توسط قوچ تك شاخ شكست خورد و جبريل تعبير به ايران (دو قوم پارس و ماد متحد شده هذر قوم يك شاخ ) نمود و ما مي دانيم اسكندر مقدوني به ايران حمله كرد و شكست داد
مجسمه اي از كورش در تخت جمشيد پيدا شد با دو شاخ كه معروف بودن كورش به ذوالقرنين مي رساند
......................................................................................................................................
تهمت فرزند خدا بودن
5فرزند خدا بودن اصلاحي معنوي بوده براي اهل كتاب كه بعد ها از ان سوء استفاده شد و مسيح ع را فرزند واقعي خدا دانستند
6-اين سخن كذب است و قران مي فمايد كه نه خودشان و نه پدرانشان يقين به اين امر ندارند و دروغ مي گويند
-7 – نزديك است از اين تهمت اسمانها شكافته شود و كوه ها منهدم گردد
حال اگر بگوييم مسيح(ع) يا علي (ع) خداست چقدر مورد تنفر خداوند است
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد