تثلیث 8
بسمه تعالی
تثلیث 8-
بزرگان اسلام زحمات زیادی کشیده اند تا معارف الهی روشن شود اگر وسوسه کشیشان نباشد یک انسان با وجدان به راحتی بطلان تثلیث را می یابد.
در این قسمت قبل از بحث های داده شده ابتدا نظر بزرگانی از
اسلام را آورده تا دقیقاً اختلاف مشخص گردد که چرا صفات خدا وند عین ذاتش بوده و چرا این صفات نمی تواند مصداق در ذات
خدا داشته باشد و در واقع مفاهیمی اند متفاوت با ذات ولی در مصاق جز وجود بسیط خدا چیزی دیگر در کار نیست.
محمد رضا مظفر در کتاب عقائد الامامیه با تلخیص :
1-صفات خداوند که کمالی بوده مانند علم واراده و حیات... همگی عین ذات هستند و زائد بر ذات نیستند.
2 -قدرتش از حیاتش است و برعکس .
3-مفهوم این صفات متفاوت است . اگر در واقع صفت با ذات هم و یا با صفات دیگر یکی نباشد تعدد واجب الوجود پیش می آید زیرا هم صفت ازلی می شود وهم موصوف . ودر لن صورت به تعداد صفات موجود ازلی به ظاهر داریم
4-در بین علما اسلام غیر از شیعه دو نظریه دیگر می یابیم:
1- نظر یه ای که می گوید خدا صفت ندارد وذکر نام صفات در قران مجاز است .یعنی خدا مثل کسی که این صفت دارد عمل می کند
2-در مقابل این نظریه گروهی دیگر گویند:
خداوند بعضی از این صفات را دارد و زائد بر ذاتش می باشد. وچون موصوف قدیم است پس این صفات نیز قدیم اند .
(لذا مانند مسیحی ها) به تعدد قدما قائل شده اند.(برای اطلاعات بیشتر به کتب شرح التجرید و بدایه ونهایه الحکمه از محمد حسین طباطبایی و گوهر مراد .. مراجعه شود.)
3- جواب گروه اول :
نظر یه ای که می گوید خدا صفت ندارد.:
الف-در این صورت خداوند از کمالات خالی می گردد و نقص در موجود ازلی و ابدی راه ندارد.
ب-جواب گروه دوم: باعث تعدد واجب الوجود می گردد.زیرا اگر همه ی
آنها واجب الوجود می و ازلی فرض شده و لازمه آن این است که هر جزء واجب کمالی داشته که جزء دیگر نداشته باشد. وگرنه یکی می گردند .
در نتیجه محدودیتی برای کمالات هر جزء ایجاد می گردد از جانب جزء دیگر
،و هر دو جزء از بی نهایت بودن خارج می گردند .
علامه طباطبایی گفته : چون حاجت و نیاز از خدا به دور است نیاز خداوند به صفت و قید از او به دور است پس ناچار همه کمالات از آن او است و
عین ذات زیرا کمال خارجی (خارج از ذات خدا ممکن نیست تصور آن مگر
با احتیاج ذات به او .
3-علامه حلی گفته که وجوب (در واجب الوجود اقتضاء می کند که بی نیاز از همه چیز باشد پس محتاج نمی شود به صفت علم و.. (معانی و احوال دیگر)
سپس سوال می شود اگر کسی قائل به زیادی صفات بر ذات شود ایا از مسلمانی خارج می شود ؟ جواب از قول شهید مطهری داده که خیر زیرا این دقت زیاد می خواهد تا فهمیده شود
و این شرک خفی می شود ( آشکار نیست و باعث ارتداد نمی شود مگر کسی برایش اشکار باشد فتامل.
منبع : بدایه المعارف فی شرح العقائد الامامیه. محمد رضا مظفر ره . مرکزمدیریت حوزه علمیه قم . 1367.ه.ق صص78-80
.
نکته : دربین فرق اسلامی اشاعره صفات خدا را زائد بر ذات می دانند و
معتزله متوجه تعدد قدما ی نظر اشاعره شده اند و اتحاد ذات و صفت را
نیز غیر معقول تشخیص داده اند لذا قائل به اصلی به نام نیابت در صفات
در خداوند متعال شده اند .یعنی حق تعالی از هر جهت واحد است
ولی هر گونه صفات که می تواند باشد در خود ذات موجود است .
شارح عقائد الامامیه گویا می گوید حرف معتزله چیزی به دست نمی
دهد .
با این توضیحات و پست های تثلیث قبلی 5- و .. تکلیف
تثلبث مسیحی ها مشخص می شود
زیرا اقنوم نزد آنان مثل علم همان صفات نزد مسلمانان است.
در پایان این قسمت می گوییم که نظر شیعه :
صفات کمال خداوند وجود خارجی ندارند بلکه صفاتش عین ذاتش بوده و
در مفهوم وجود دارند نه در مصداقکه با ذات یکی می باشند ..
منبع : قواعد کلی فلسفی . غلامحسین ابراهیمی دینانی ح 3 صص 112-111
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد