حلول‌ چيست‌؟

يکی از عقايد اهل حق ها حلول است

آنان معتقدند خداوند در حضرت علي جاگرفته واز حضرت علي ع به رهبران برجسته اهل حق انتقال پيدا کرده و سلطان اسحاق يکي از اين انتقال هاست

حلول‌ در لغت‌ به‌ معناي‌ جاي‌ گرفتن‌ چيزي‌ در چيز ديگر است‌، به‌ نحوي‌ كه‌ شي‌ءاول‌ در شي‌ء دوم‌ اختصاص‌ يابد در اين‌ هنگام‌ شي‌ء اول‌ را «حال‌» و شي‌ء دوم‌ را«مَحَّل‌» گويند حلول‌ بر دو نوع‌ است‌: حلول‌ سرياني‌ و طرياني‌.

در حلول‌ سرياني‌ اجزاي‌ حلول‌ كننده‌ در محل‌ حلول‌ متحد مي‌شود مانند گل‌ درگلاب‌ و در حلول‌ طرياني‌ اتحادي‌ در كار نيست‌ فقط‌ حلول‌ شده‌ جاي‌ خود را اشغال‌مي‌كند مثل‌ حلول‌ آب‌ در ليوان‌

در تصّوف‌ از اين‌ اصطلاح‌ براي‌ حلول‌ لاهوت‌ (عالم‌ بالا) در ناسوت‌ (عالم‌ پايين‌)استفاده‌ مي‌شود.

حلول‌ مورد نظر صوفيه‌، حلول‌ سرياني‌ است‌. فرق‌ شيعه‌ بيانيه‌ يعني‌ پيروان‌بيان‌بن‌سمعان‌ معاصر امام‌ سجاد خطابيه‌ و برخي‌ فرق‌ ديگر حلوليه‌اند و در زمان‌ مؤلف‌مقالات‌ الاسلاميين‌ (متوفي‌ 324 هـ. ق‌) گروهي‌ از صوفيه‌ قائل‌ به‌ حلول‌ بوده‌اند. آنهامي‌گفته‌اند:

«باريتعالي‌ در كالبد انسان‌ و حيوان‌ و درندگان‌ و ساير جانوران‌ حلول‌ مي‌كند اين‌گروه‌ هرگاه‌ به‌ چيزي‌ بنگرند و تحسين‌ كنند گويند شايد خدا در او حلول‌ كرده‌ است‌.حلوليان‌ شرايع‌ (شريعت‌ها) را ارج‌ نمي‌گذارند و براي‌ آدمي‌ هنگامي‌ كه‌ به‌ معبودپيوست‌ عبادتي‌ را نمي‌شناسند.»

حلول‌ در روايات‌

شيخ‌ صدوق‌ در كتاب‌ توحيد به‌ نقل‌ از پدرش‌، از علي‌ بن‌ ابراهيم‌، از ابن‌ محبوب‌از حماد بن‌ عمر، از حضرت‌ صادق‌(u) نقل‌ كرده‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ فرمود: