نقد ایوانف 3 اهل حق کردستان

ایوانف در کتاب اهل حق کردستان معتقد است مذهب اسماعیلیه ریشه اصلی اهل حق می باشد وی وجود کلمات مرید و مراد و نام مسلک حقیقت

که معمولا در گروه های صوفیه مشترک است دلیل آن می داند. البته حلول و تناسخ در اسماعیلیه هم هست.هم چنان که درخرمدینان بوده است.و از قول یعقوبی امده که جمعی از جبال کردان خرمدینی بوده اند . (نهضت علویان زاگرس ج1 ص12) اما اینها هیچ کدام دلیل ربط فرقه اهل حق نمی شود فقط می تواند پس زمینه محسوب شوند.

اشعری در مقالات الاسلامیین

می نویسد:در میان صوفیان گروهی به حلول باریتعالی در کالبد انسان و سایر جانداران هستند. حلولیان شرایع را ارج نمی نهند.و برای انسان هنگامی که به معبود پیوست عبادتی نمی شناسند.(اشعری در مقالات اسلامیین تر جمه محسن مویدی،ص 16)

وی گروه جناحیه از پیروان عبدالله بن معاویه بن جعفر ابن ابیطالب قایل به حلول خدا در آدم معرفی کرده است. خداوند از راه تناسخ به کالبدی دیگر رفته پیروانش (عبدالله بن معاویه)او را خدا پنداشته و پیامبرنیز،آنها اورا می پرستند. آنان رستاخیز را قبول نداشته و مردار شراب را حلال می دانستند.(همان،ص؟)

پس مشترکات حلول و تناسخ سبب نمی شود که فرقه های مستقل را از همدیگر بدانیم.چنانچه ممکن است پس زمینه در آینده برای گروه های دیگر بشوند

مثلا نوبختی خرمدینان را پدید امده از دسته های کیسانیه(پیروان )و عباسیه و حارثیه(از ملحقان به عبدالله بن معاویه بن جعفر بن ابیطالب (ع) می داند

فرق شیعه نوبختی،مقدمه محمد جواد مشکور،ص 60 بند76.

اگر ایوانف فرصت مطالعه بیشتر و منابع بیشتر در اختیار داشت تجدید نظر نموده و ارتباط اهل حق با اسماعیلیه را جز در پس زمینه انکار می نمود