بسمه تعالی

ازدواج در مسیحیت واسلام

 دین عیسی ع برای تکمیل و ساده کردن دین موسی ع بود و ایشان شریعت مستقل نیاورد و در

 

 قران نیز به این امر اشاره شده و ادیان مختلف زمینه سازی برای دین کامل بود که اسلام

 

است . در این باره انتوان باره مسیحی در کتاب حسن در اندیشه مسیحیت چنین نظری دارد

.

در یهود دنیا گرایی خشونت و .. رواج پیدا کرده بود در نتیجه رسول بعدی برعکس عمل می

 

کند مثل ماشینی که از جاده خارج شده حالا راننده باید تمام فرمان را بپیچاند تا تعادل ایجاد کند بعد از تعادل به مقدار نیاز ..

ازدواج در مسیحیت نیز دچار این بدبختی است  جز در پروتستان در کاتولیک و ارتدکس

 

ازدواج برای کشیش و راهبه های  آنها جایز نیست.

این کار باعث خمودی  ناراحتی اعصاب در اثر فشار شهوت و روابط زیر میزی می شود

 

.چنانکه گفته شده  روزنامه های ترکیه نیز در سفر پاپ مصداق نوشته بودند .

 

اما اسلام تعادل است  به شرط عدالت یک مرد می تواند چهار زن دائم و صیغه نامحدود و کنیز(نه کلفت ) نیز

حلال است . ولی عدالت شرط است و گرنه یک زن بگیرد

در واقع اسلام این قوه سرکش غریزه را کنترل معقول کرده . ولی اجازه معشوقه بازی و لذت حرام را بسته است

 مسیحیت با این برنامه دگم خود نتوانست مشکل را حل کند لذا فساد خیابانهایشان را گرفت .و به شرق هم سرازیر نمودند .

هزاران بیماری  . طلاق پاشیدن خانواده و غیره حاصل این افراط و تفریط هاست .

 

کشیشی که خود را اخته کند انسان متعدلی نیست .

 

اکنون آمار زنان بی شوهر دختران ازدواج نکرده و زنان بیوه و غیره  در هر کشوری کمتر

 

از میلیون و میلیونها نیست  زیرا مردان در جنگ  در کارگاه ها .. و.. ، در جاده ها تصادف

 

می کنند کشته می شوند و لی  زنان کمتر در معرض تلفات قرار می گیرند    در نتیجه تعداد

 

زن بیش از مرد است  در چنین شرایطی راه حل چیست . راه حل اسلام تعدد ازدواج است

برای کسی که توان مالی و عدالت دارد ولی  اگر چنین کارهای بدون زمینه سازی فرهنگی

 

 صورت گیرد مرد را  از فحشا بدتر مسخره می کنند پس زمینه سازی می خواهد و این کار

 

 باید از قانون گذار شروع شود . در چنین شرایطی و قرونی نبی اسلام به دستور الهی و با

 

اذن ایشان در سنین بالای 50 سال که دوران شهوت نیست  سنت را رواج می دهد اگرچه

 

جوانی خود را را با پیر زنی به نام خدیجه ع گذرانده است .حالا   زنان بیوه و بی سرپرست ،

 

 شوهر کشته شده . مایوس و تنها را که قاعدتاً وجدان نبی را می آزارند ،عقد می کند  شاید

 

مردان دیگر این ایثار را ندارند و یا از نداشتنشرط عدالت می ترسند زیرا قران شرط تعدد

 

ازدواج رعایت عدالت می شمارد .  در مورد تعداد نیز اگر چه سنی ها بیشتر هم گفته اند اما  

 

در شیعه یازده زن نوشته اند که همه آنها حکمت دارد

گویند جز ازدواج با  عایشه که با اصرارش وی و پدرش بعد از دو سال رسولخدا( ص اله )

 

قبول کردند  بقیه زنان  وی  بیوه بوده اند . در مورد یکی از این ازدواج ها قران توضیح داده

 

است یعنی ازدواج با زینب که  برای بر اندازی رسم حرمت ازدواج با زن پسر خوانده در

 

عرب  بوده و  در قران آمده است ،فلسفه بقیه ازدواجها  را باید به دست اورد زیرا سبک قران مجمل گویی است . اگر همه را بنویسد کتاب قابل حملی نخواهد بود .

 

اما نکته مهم این است  حضرتش با آن همه دشمنی که  دشمنانش داشتند و به او دیوانه و ساحر

 

 گفتند اما  کسی ایرد به تعدد ازدواجهای وی نکرد   اگر اعتراض می شد به ما ها می رسید

 

 پس معلوم می شود قضییه تعدد ازددواج ایشان عادی بوده و مردم آن را بر شهوت پرستی حمل نکردند. لیکن امروزه که کشیشان  توان مقابله با منطق اسلام ندارند و نمی توانند گناهی

 

برای ایشان پیدا کنند ناچار برای دست خالی نبودن روی این امر دست می گذارند در حالی که

 

چنین امری راه مشکل جامعه امروز است . اگر عرف اصلاح گردد بسیاری از مردانی که زن  زن طلاق می دهند عوض این کار   دو زن می گیرند و زن اول را طلاق نمی دهند در نتیجه اولاد طلاق با ان همه مشکل ایجاد نمی گردد.

در کنار تفکر عمیق و درک درست و دیدن اینده ای به وسعت جاودان است که فلسفه تعدد ازدواج در دین اسلام فهمیده می شود . ضمناً سه مقاله دیگر در این باره در وبلاگم هست اگر احتیاج شد ببینید .