ده اشکال اشکال علامه طباطبایی بر این اعتقاد باطل مسیحیان
  ده اشکال به آنها وارد است:

وجه اول اینکه نهی خدای تعالی(دربهشت صادرشده بود و بهشت دار تکلیف و امر و نهی مولوی نیست، در نتیجه نهیی)ارشادی بود که در آن صلاح حال شخص نهی شده، در نظر گرفته می شود و نهی کننده می خواهد او را به سوی آنچه مصلحتش در آن است ارشاد کند و نواهی و نیز اوامری که از این قبیل باشند، نه بر امتثالش ثوابی مترتب می شود ونه بر مخالفتش عقابی، عینا مانند بکن ونکن هائی است که شخص طرف مشورت ما به ما می گوید، و یابکن و نکن هائی که طبیب به بیمارش می گویدتنها چیزی که بر اینگونه بکن، نکن ها مترتب می شود همان رشد و مصلحتی است که طرف مشورت و یا طبیب دربکن هایش درنظر گرفته و همان مفسده و ضررهائی است که درنکن هایش پیش بینی کرده است، آدم ابوالبشرنیز با مخالفتش از دستور ارشادی الهی جزبیرون شدن از بهشت و از دست دادن راحتی و قرب حق تعالی، و سرور رضای اوچیزی دامنگیرش نشد و به هیچ وجه دچار عقوبت خدا نگشت، برای اینکه امر مولوی خدا را نافرمانی نکرد، تا نتیجه اش عقاب باشد.
وجه دوم اینکه آدم (ع ) پیغمبر بود و قرآن کریم ساحت پیغمبران را منزه و نفوس شریفه آنان را مبرای از ارتکاب گناه و فسق از امر خدای سبحان می داند، برهان عقلی هم مؤیداین نظریه است.علامه طباطبایی بر فدا در مسیحیت
۱- اول اینکه گفتند: حضرت آدم باخوردن از آن درخت خدا را معصیت کرد و قرآن کریم این سخن را به دو وجه رد می کند: