شکوائیه یسوع

زبان حال

دلش  دارد شکایات وسیعی
زتحریف فتاده بر مسیحی

امید دارد که نور دیگر آید
گره از کار  مردم  وا نماید
محمد آید از صحرای فاران
به همراه هزاران از یاران
جلالی مر دهد  عیسای مریم
براندقایقی دیگر بر این یم

اقانیم ثلاث را باز نماید

به اوج این ثلاث پرواز نماید

نماید که مسیح   عبد خدا است

الوهیت زایشان سخت جدا است

بود روح القدس مرعبد ایشان

چرا گفتید سخن های پریشان

از این حرف پریشان دور گردید

الهی وارد این طور گردید

مسیح عبد خدا مرد عبادت

زکار جاهلان دارد شکایت

مرا از پولس بسی شکوائیه باشد

به نور مذهبم او سایه باشد

بیائید عقلتان بیدار نمایید

پس آنکه با مسیح دیدار نمایید