ادوارد  و سوالات خدا شناسی

یارعلی ...ادوارد

ادوارد در نوشته های اخیرش سوالاتی داشت اگر چه در حال حاضر روی مباحث دیگر مشغولم ولی مختصری با ایشان درد دل می کنیم.

سوالات ادوارد  مسیحی

شما در وبلاگتون فقط به عقل خودتون رجوع کردید . اگه قرار باشه با عقل جوابگوی همه سوالها باشیم من چند تا سوال می پرسم جواب بدین .
1- چه چیزی خدا رو به وجود آورده و خدا از کجا اومده ؟
2- چه کسی خدا رو در این مقام قرار داده ؟ چرا اون باید واجب الوجود باشه ؟
3- خدا که روحش نامحدوده چطور روح خودش رو در انسان دمید ؟
4- خدا مگه همه چیزو نمیدونه ؟ پس چطور انسانی رو آفرید که می دونست گناه می کنه ؟
5- چطور خدا مسیح رو می فرسته که دین موسی رو تکمیل کنه ولی محمد رو می فرسته و هر دوتا قبلی رو تحریف شده معرفی می کنه ؟ یعنی خدا گذاشته که 2 تا کتاب آسمانیش تحریف بشه؟؟؟

توسط ادوارد

       

واقعا برات متاسفم می دونی چرا ؟ خودت بشین مطالبت رو بخون . تو مسیح و خدا رو با خودکار و خودت و فلانی یکی فرض کردی .

در مورد اون آیه پولس باید بگم که یهودیانی که مسیح رو رد کردند داشتند تفکرات خود رو به اسم انجیل به مردم تعلیم می دادند که پولس اونها رو رد می کنه .
اما در مورد نوشته شدن انجیل . اتفاقا این خودش جواب شماست . اولا انجیل به کتاب مقدس مسیحیان می گن و اناجیل به 4 بخش از انجیل که شامل زندگینامه مسیحه . پس دیدین که منظور از اناجیل چی بوده .
در ضمن عهد جدید انجیل شامل زندگی شاگردان بعد از آمدن روح القدس و صعود مسیحه و مکاشفه که وقایع آخر زمان رو نوشته . چطور ممکنه کتابی که طی این همه سال به قول شما نیم تا یک و نیم قرن جمع آوری شده جوری تحریف بشه که تناقضی پیش نیاره ؟

 

توسط ادوارد.....

       

در ضمن تو که اینقدر به خدای واحد و واجب الوجود و غیر قابل تغییر اعتقاد داری . چطور می گی این خدای واحد در برخورد با ادیانش دو گانه عمل کرده ؟ چطور شما می گین که خدا به محمد گفته نمیگذارم به کتاب تو آسیبی برسد ولی همین خدا گذاشته تا کتاب معتقدان به مسیح دچار تحریف بشه ؟ چطور تا قبل از اسلام مسیحیت دین کاملی بود ولی بعد از گسترش اسلام مسیحیت تحریف شده نامیده شد ؟ مگه همه پیامبران از خدای واحد دستور نگرفتند ؟ مگه مسیح به قول شما جزو پیامبران بالا مرتبه نبوده ؟ چطور خدا گذاشت کتاب پیروان این پیامبر تحریف بشه ولی کتاب موسی و محمد تحریف نشه ؟

توسط ادوارد...

       

سلام . من یک فرد مسیحی هستم . همونطور که خودتون گفتید در قسمت تمثیلهای غلط : (در برنابا) . عزیزم شما اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش . در ضمن اگه قرار باشه با دلایل عقلی همه چیزو رد کنی پس چیزی به اسم حکمت بی نهایت خدا رو رد کردی چون تو داری خودتو با خدا مقایسه می کنی و می گی چون من درک نمی کنم پس وجود نداره . تو خدایی ؟

       

اکنون به هر سوال مختصر جواب می دهیم

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                    جواب:

 

جواب : در روایتی چنین از امام  پنجم   محمد ابن علی ملقب به باقرالعلوم (ع) آورده اند در توضیح آیه ی

 

" دمیدیم در او از روح خود  " از قران "  فرمود: روحی بود که خدا اختیار کرده بود و  برگزید بود  وآفریده بود آن را  پس اضافه نمود  (نسبت داد)

 

 ان را به سوی خود و تفصیل داد آن را بر جمیع ارواح  پس امر کرد در آدم از آان روح دمیده شود

 

..... واز برای آن به خود نسبت داد ( گفت روحی ) زیرا آن را برگزید  بر سایر ارواح .همچنانکه  برگزید خانه ای از خانه ها  و فرمود خانه من و .. خلبل من..و امثال اینها و همه اینها آفریده شده و ساخته شده و حادث هستند و تربیت کرده شده اند .(حیوات القلوب مجلسی ج 1- ص )35

 

 پس روح محدود است نه نا محدود ....

 

نتیجه :  1- روح مخلوق است  و خاصیتی  دارد که می تواند آلوده شود  ومی تواند پاکتر شود  اما چون با بدن مادی ما تماس می گیرد و ارتباط پیدا می کند (اثر می پذیرد ) تلاش و اعمال ما است که مانند ظرف وآب در یخچال  قالب به روح می دهد این قالب را مجاهده نورانی تر نموده ویا هوا پرستی خذلان و سیر معکوس ما روحی حیوانی برای ما تعین  می کند

 

 

 دومین سوال ادوارد

چه چیزی خدا رو به وجود آورده و خدا از کجا اومده ؟

جواب:

 

خداوند از چیزی به وجود نیامده است  زیرا اولاً جسم نیست   و ماهیت ندارد و صرف وجود است ولی وجودش با وجود بقیه فرق دارد  اما چیست ما

توان تشخیص چیستی او نداریم زیرا ما محدود هستیم واو نامحدود مورچه چه می داند دریا چیست !!!  اما می توانیم بگوییم او چه چیزهای نیست  .

 

 ویا در حد درک خود احتمالاتی بدهیم . مثال از دانش خود، پی به کمی فهم از دانستن وعلم  خدا ببریم  واز ایجاد هستی پی می بریم که خالقی می خواهد و لی خود خالق احتیاج به خالق ندارد زیرا  تسلسل پیش می اید که در فلسفه باطل است (. در گفتگوی یارعلی با ماتریالیست این بحث مطرح شده به وبلاگ این جانب مراجعه کنید  و اگر بیشتر توضیح می خواهی با آدرس موجود  سایت فلسفی در قسمت نظرات وبلاگم تماس بگیر ).

 

پرسیده بودی :

چرا اون باید واجب الوجود باشه ؟

 

 در فلسفه می گویند تا چیزی واجب نشود وجود پیدا نمی کند   مثل اتش تا همه شرایط  یک نوع اتش فراهم نشود روشن نمی شود مثل

کبریت و کاغذ   اراده مشتعل کردن و..در آتیش بازی کودکان و یا شرایط دیگر در آتش روشن کردن مثل اجاق گاز ..

 

وقتی ما برای علت شروع  جهان به بن بست می رسیم چند فرضیه مطرح می شود

1- یا باید شروع نمی شد.چون ممکن الوجود برایش فرقی ندارد و در هر دو طرف وجود و عدم برایش مساوی است

 

 2- شروع شود  و این دلیل می خواهد  عاملی غیر مادی بایددر کار بوده باشد وباعث خلقت جهان شده باشد . چون دو طرف برایش مساوی بود .عامل خارجی دخالت کرده و وجود ممکن را  به واجب الوجود بالغیر تبدیل نموده باشد (واجب الوجود وابسته )

 

 

 3-  حالت سوم این که جهان خودش ازلی باشد که دراین  وبلاگ باعنوان( یارعلی .. ماتریالیست)در   مناظره حضرت محمد ص اله  با دهریون را مطرح شده که چرا  چرا جهان حادث است

 

پرسیده بودی

خدای متعال همه چیز رو میدونه  پس چرا انسانی افریده که میدونه گناه میکنه؟؟

عزیز من برای ازمایش بشر  و رسیدن به مقام کمال در موفقیت از ازمایش  و بندگی و رسیدن به افعالی الهی در اثر عمل به شریعت و احکام الهی

مانند انبیاء و قدرت مافوق طبیعی آنها در اثر بندگی و مقامات حاصله .

 

 

پرسیدی :

       


5- چطور خدا مسیح رو می فرسته که دین موسی رو تکمیل کنه ولی محمد رو می فرسته و هر دوتا قبلی رو تحریف شده معرفی می کنه ؟ یعنی خدا گذاشته که 2 تا کتاب آسمانیش تحریف بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

ببین عزیزم . کارهای خداوند نوعاً با علل طبیعی است مگر شرایط خاص  خوب  کتاب می فرسته و مردم و صدوقیان وفریسیان و کهنه و .. همه را به نوعی ازمایش می کند  یکی با تحریف کتاب به نفع خود و دیگری ..

 

اما خدا کارهای خود را عاقبت تکمیل می کند پس از اتمام حجت ها مثال فرعون را پس از سالها غرق می کند می توانست از اول او را بکشد ..

 

 

در مورد دین هم یک روزی به کمال می رسد و  کتاب کامل می فرستد اگر اون اخرین کتاب هم تحربف شود کار خداوند ناقص می شود پس اون را حفظ می کند.  چنانچه در اخرین لحظه موسی و قومش را نجات و فرعون را غرق کرد تا دین ادامه پیدا کند .

 

 

 ادوارد گفته بودی :

 

. عزیزم شما اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش

 

جواب:

 

 

 ببین عزیزم عناد مسیحی ها با انجیل برنابا منطقی نیست برخی از محققین شماها به دو کتاب انجیل برنا با و رساله برنابا هردو اعتراف کرده اند . لازم داری تا در فرصت مناسب ارائه شود

 

 البته تا حال ما به این انجیل استناد نکردیم شاید از مقدمه اون چیزی در یک جمله گفتم نه خود انجیل برنابا .

 

گناه انجیل برنابا این استکه با پیشگوئیهای اشعیا و غیره و آمدن نبی آخرالزمان هماهنگی دارد . مگر اناجیلهای بعدی با مسیح معاصر بوده که آنها را پذیرفتند .. این سیاست  یک بام و دو هواست.!!!!

 

گفته بودی :

 

چطور تا قبل از اسلام مسیحیت دین کاملی بود ولی بعد از گسترش اسلام مسیحیت تحریف شده نامیده شد ؟ مگه همه پیامبران از خدای واحد دستور نگرفتند ؟ مگه مسیح به قول شما جزو پیامبران بالا مرتبه نبوده ؟

 

جواب:

 مسیحیت باشرط پیش گوئی های مسح مورد قبول است تازه مسیح که شریعت را نقض نکرد پولس برای جذب مشتری احکام شرع میسح را با مشورت حذف کرد آیا مسیح به اندازه پولس عقل نداشت که خودش این کار را بکند ؟. .

 

تازه به فرض این کار پولس صحیح بدانیم در مقطعه ای خاص و موقت  بایدباشد نه تا حال که جمیعت مسیحیت زیاد است .

 

 ونقص مسیحیت جدایی از شریعت است

 

 

بقیه سوالاتت را در فرصت بعدی بزودی انشاالله جواب می دهم.  مانند پولس و ختنه . در اورشلیم بمانید و...