سحر نافع هم حرام است؟
سحر نافع هم حرام است؟
آیا معتبر در تحقق عنوان سحر یا حرام بودن آن، ضرر رساندن به نفس خود یا به
دیگری است یا اینکه مطلقاً حرام است و لو آنکه ضرر نداشته باشد؟
مرحوم ایت الله میرزا جواد تبریزی ره در کتاب ارشادالطالب فی شرح المکاسب مینویسد:
ظاهر آیات وارد شده در قضیه هاروت و ماروت، سحر موردی است که ضرر داشته
باشد ولیکن این آیات دلالت بر جواز سحر نافع ندارد و بعضی از روایات سحر عام
هستند و مضر و غیر مضر را شامل میشود مانند این روایت موثقه:
- اسحاق بن عمار، عن جعفر، عن ابیه انّ علیاً کان یقول: «من تعلّم شیاً من السّحر کان آخر عهده
بربّه و حدّه القتل الّا اَن یتوب (2).»
امام علی (ع) میفرمود: «هر کس چیزی از سحر را یاد بگیرد آخرین عهد او با خداست و حد او قتل است»
و سپس میافزاید: چیزی که اطلاق سحر را در این روایت از بین ببرد وجود ندارد و
روایت مرسله هاشم بن ابراهیم اگر چه سحر نافع را جایز میداند ولی چون مرسله است
قابل اعتماد نیست. آن روایت چنین است:
- علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن شیخ من اصحابنا الکوفیین قال: «دخل عیسی بن ثقفی علی ابی
عبدالله (ع) و کان ساحرا یاتیه الناس.» (3)
عیسی بن ثقفی نزد امام صادق (ع) آمد، او ساحری بود که سحر میکرد و پول
میگرفت و گفت فدایت شوم من مردی ساحرم و اجر میگرفتم و معاشم بود ... خداوند
به دیدار شما بر من منت گذاشت و توبه کردم آیا راهی برای من (از جهت توبه و یا از
جهت جواز هست؟
حضرت فرمود: باز کن و ببند. پس این روایت خاص نمیتواند روایت عام قبلی را تخصیص بزند. زیرا مرسله
1-مکاسب محرمه ص 342-
1-جواد تبریزی، ص164 به نقل از وسائل الشیعه، جزء 17، باب 3، من ابواب بقیه الحدود، حدیث 2.
3- همان، ص 165 به نقل از الاحتجاج، صص 340-339.
............................................................................................................
است. مؤلف ارشادالطالب ... در پایان میفرماید: "صحیح آن است که بگوییم که هر عملی
که محرز شود سحر است یادگیری و یاد دادن و عمل به آن حرام است، چه ضرر داشته
باشد و یا ضرر نداشته باشد، اما چیزهایی که محرز نشود مانند تسخیرات و عزائم اگر
مضر (برای خود یا دیگری) باشد حرام است و الّا فقط به خاطر آمدن نام آنها در روایت
سحر، اثبات سحر نمیکند مخصوصاً که سخن چینی را از جمله آن سحرها شمردهاند.
و روایت الاحتجاج در قصه زندیق بیشتر از روایت مرسله قبلی اعتبار ندارد زیرا
طریق طبرسی در الاحتجاج مخفی نیست (مرسله است)
و سخن شهیدین را از آن لحاظ که ضرر رساندن به اجنّه و ملائکه در اثر تسخیر
ایجاد میشود، آن دو آن را سحر شمردهاند[1] و در تسخیر حیوانات که شیخ انصاری در
المکاسب داخل در سحر میداند (نظیر شهیدین) چون ضرر برای حیوانات دارد
مینویسد: «مجرد تسخیر سحر نیست و بنابراین اشکالی ندارد حتی اگر ضرر هم داشته باشد
زیرا ضرر به حیوان، بیشتر از کتک زدن و سوار شدن و بارکشی نیست، بلکه دلیلی بر ضرر
رساندن به شیاطین وجود ندارد) [2]" (تمام شد سخن مؤلف ارشاد الطالب)
پس تا اینجا سحر را مطلقاًحرام دانستند و تسخیر جن و ملایک مورد اختلاف بودکه سحر باشد یا نه شهیدین (ره) سحر دانستند
شیخ انصاری تسخیرات جن و ملایکه و انسان را در داخل در سحر میداند (مکاسب محرمه ص 34)
اما ارشادالطالب تسخیر را سحر نمیشمارد. و هستند یز باز کردن سحر راهم مجوز نمیدهند و روایات اجازه چون مرسل مقطوع السند بودند دلیل بر اجازه نمیشود و شیخ انصاری آن را حمل بر ضرورت که هیچ راه دیگری نداشته باشد، نمودند
عادل علویدر کتاب ماذا تعرف عن علوم الغریبه مینویسید:
العقود الرابع.. چهارم ازعقود در شاخههای سحر است و به کارگیری ها اگر فقط در اثر (قدرت) روحی ساحر باشد سحر است
و اگراز فلکیات کمک بگیرد دعوت کواکب است. و اگر ترکیبی از قوای بشری و زمینی باشد طلسمات است. و اگراز خاصیت
طبیعت کمک بگیردچه با خواندن چه با نوشتن نیرنگها و (شعبده) است و اگر از ارواح ساده (؟شاید صرف تصویر) کمک بگیرد عزایم و اگر آن ارواح احضار کند در قالب اشباح، علم احضاراست و تسخیر جن نامیده میشود.اما خبر دادن از گذشته
یا حال یا آینده ،علم کهانت است[3]
وی به نقل ازمحقق نراقی از شیخ بهایی علوم را بدو بخش جلی و خفی تقسیم می کندو علم خفی به کیمیا و اللیمیا
والهیمیا والسیمیا والریمیا تقسیم می کند و در توضیح این اصطلاحات می نویسید:علم تبدیل فلآهن به طلا و نقره و
کیمیا و ریمیا علم طلسمات و هیمیا علم تسخیرات و سیمیا علم تخیلات و ریمیاشعبده است[4]
[3] -ماذا تعرف عنا لعلومالغریبه،علوی عادل،موسسه تبلیغ و ارشاد،قم.1394ش.ص7
[4] -همان،ص8
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد