به خاطر مگسی جهنم رفت

بنام خدا

در روایتی از کتاب عالم و فقیه بزرگ شیخ صدوق چنین آمده است:

ابی رحمه الله (پدر شیخ صدوق) گفت حدیث کرد ما را سعدبن عبدالله از احمد بن ابی عبدالله از ابن الجوزاء از حسین بن علوان، از منذر از ابی عبدالله ]امام صادق(ع)[ قال :

فرمود: گفته شده که سلمان گفت: براستی که به خاطر یک مگس مردی به بهشت رفت و مرد دیگری به جهتم. گفته شد چگونه؟ فرمود: این دو نفر روزی به عده ای رسیدند که عید آنها بود. آنها بتهایی داشتند و تنها به کسانی که برای بت هایشان قربانی می کردند کاری نداشتند و برای آنها فرقی نداشت که قربانی کم باشد یا زیاد. به این دو نفر گفتند شما را رها نمی کنیم تا شما نیز مانند دیگران که قربانی کردند، قربانی کنید. یکی از این دو نفر گفت چیزی همراه ندارم که قربانی کنم و یکی از آنها مگسی گرفت و آن را قربانی کرد ولی دیگری قربانی نکرد و گفت : من برای غیر خدای عز و جل چیزی را قربانی نمی کنم او را کشتند و به بهشت رفت اما اولی به جهنم.[1]

امامان (ع) توجه داشتند که هیچ چیز مانند بدعت دین را تخریب نمی کند، در اینجا روایتی را در این باره متذکر می شویم.

«محمد بن علی باسناده عن علی بن الحکم عن ابان الاحمر عن ابی بصیر بن ابی القاسم عن ابی جعفر (ع) قال فی حدیث قال النبی (ص): ایها الناس انه لانبی بعدی و لاسنه بعدی فمن ادعی ذلک فدعواه فی النار فأقتلوه و من تبعه فی النار

شیخ صدوق به اسناد فوق که صاحب کتاب معتبر وسائل الشیعه آن را نقل کرده است نقل می کند که امام باقر (ع) به نقل از پیامبر (ص) فرمودند:

 ای مردم همانا پیامبری و سنتی بعد از من نیست و هرکس ادعای آن را نمود دعوت او و بدعت او در آتش، او را بکشید و هر کسی از او پیروی کند در آتش است.[2]

 

پس فردی در روایت قبل پشها  را کشت تبعیت از بدعت نمود و هم چنین عبادت بت نمود اگر چه بت را قبول نداشت پس جهنمی شد.

 

در روایات دیگری کمترین مرتبه شرک این است که مردی در دین بدعتی در رأی بگذارد و براساس آن فکر دوستی و غضب کند.[3]

 



[1] - شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 485-484.

[2] - منظومه اهل احق نامه، ص161، به نقل از محمد بن الحسن الحر عاملی، وسائل الشیعه، جلد1، ص542.

[3] - همان، ص162، به نقل از من لا یحضره النفیعه، به نقل از اصول کافی ، ج2، ص 397.