به گزارش خبرگزاری مهر، "آلکساندر پروخانف" می نویسد: در دهه 80 قرن گذشته
اسرائیل یک بار دیگر به کشور ستمدیده لبنان تجاوز کرد. وطنپرستان لبنانی
حملات تانکهای اسرائیلی را دفع کرده و در خندقها و پشت استحکامات از
دست جنگندههای تهاجمی اسرائیلی پنهان میشدند. دره "بقاع" آتش گرفته بود.
در همان زمان گروهی از داوطلبان پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای کمک به
مجاهدین لبنانی از راه رسیدند. آنها علاوه بر تفنگ و نارنجکانداز،
پارچه ای برای کفن با خود آورده بودند که بدین وسیله نشان دهند
تا دم مرگ جنگیده و حتی یک وجب از مواضع خود را به
اسرائیلیها تسلیم نخواهند کرد.

من که در آن زمان هنوز نویسنده نسبتاً جوانی بودم، با ناوهای
گروه پنجم مدیترانه شوروی که با فشار ناوگان ششم آمریکایی مقابله
می کرد، وارد منطقه شدم. کشتی کوچک ما پرواز هواپیماهای اسرائیلی
را ثبت می کرد. وقتی که هواپیماهای اسرائیل بر فراز دره "بقاع"
اوج میگرفتند و امیدوار بودند به مواضع وطنپرستان لبنانی ضربه
وارد کنند، با آتش هماهنگ شده موشکهای ضد هوایی روبرو میشدند
که تهاجم اسراییلیها را به فاجعه هوایی تبدیل میکرد. من،
نویسنده شوروی که در گزارشها و شرحهای خود شجاعت و مردانگی
رزمندگان اسلامی را تجلیل میکردم، در این پیروزی هوایی هم سهم
کوچکی داشتم.
|
الگوی
شوروی، اصل عدالت، اصل دنیوی و تا حد زیادی مادی بود. این اصل
واقعیت دنیوی را نیز شامل می شد و سیمای آسمانی که با طرح سرخ
بیگانه بود، نداشت. دشمن در مقابله با اصل عدالت دنیوی به
فناوریهای زیرکانه دنیوی متوسل شد که در نهایت هسته الگوی سرخ
را نابود کرد و اتحاد شوروی را نیز سرنگون کرد. |
|
پروخانف |
اتحاد شوروی دیگر وجود ندارد. مدل شوروی که به بشریت به عنوان
الگوی جایگزین امپریالیسم درندهخوی غربی پیشنهاد شده بود، محو
گردید. این الگویی بود که عدالت اجتماعی را به عنوان والاترین
ارزش دنیوی اعلام کرد و با انسجام کشورها و ملتهای مختلف زیر
پرچم خود، قرن بیستم را به "قرن سرخ" تبدیل کرد. ولی در الگوی
شوروی، اصل عدالت، اصل دنیوی و تا حد زیادی مادی بود. این اصل
واقعیت دنیوی را نیز شامل می شد و سیمای آسمانی که با طرح سرخ
بیگانه بود، نداشت. دشمن در مقابله با اصل عدالت دنیوی به
فناوریهای زیرکانه دنیوی متوسل شد که در نهایت هسته الگوی سرخ
را نابود کرد و اتحاد شوروی را نیز سرنگون کرد. ولی تکامل الهی
جهان بلافاصله بعد از آنکه مدل شوروی به خاکستر تبدیل شد، شکل
منحصر به فرد جدیدی را به وجود آورد که در بطن انقلاب اسلامی
ایران تکوین یافت. این الگو که در آتش و طوفان قیام ایرانی به
وجود آمده و با امام خمینی بزرگ در یک کشور تحقق یافت، به
مثابه آلترناتیو برای هستی غربی، تمام بشریت را مخاطب قرار
میدهد.
الگوی ایرانی همانند گل سرخ، همان ارزش یعنی عدالت را در قلب
خود دارد، ولی این گل فقط در باغ دنیوی نمیشکفد و عدالت آن
به واقعیت زمینی محدود نمیشود. این گل سرخ، گل باغ زمینی و
باغ آسمانی است. این گل حالت جهانی دارد و در تمامی عالم، در
این دنیا و آسمانها میروید. این عدالت نه تنها رابطه انسان
با انسان بلکه انسان با طبیعت، انسان با جامعه، زمین با
خورشید، رابطه بین ستارههای آسمان و ارتباط تمام گیتی آفریده
شده زمینی و آسمانی را با خالق متعال تعیین میکند.
انقلاب جهانی اسلامی در برابر دیدگان ما رشد میکند. ملتها تخته
سنگین سلطه اجنبی را از روی دوش خود پایین انداخته و رژیمهای
دست نشانده آمریکایی را سرنگون میکنند. آنها از آرمان های تحقق
یافته انقلاب اسلامی روحیه می گیرند. آنها سعی میکنند هستی خود را
نه تنها بر اساس قوانین جامعه شناسی و اقتصاد دنیوی بلکه بر
اساس احکام والای مذهبی، متون مقدس و بر طبق قانون غیب برقرار
کنند که روح، روان و قلب انسان را اداره میکند.

الگوی ایرانی نه تنها برای جهان اسلام بلکه برای همه ملتهای
جهان جذابیت دارد. غرب در زمینه فناوریهای زیرکانه زمینی و
در سلاحهای رزمی و خبری رقیب ندارد، این غرب مادیگرا ابزاری
ندارد تا این مدل درخشان فراگیر را ویران کند و این گل سرخ
شگفتانگیز ایرانی را پایمال کند. اگر همه شبکههای جاسوسی جهان
غرب، همه ناوهای هواپیمابر، بمبافکنها و سلاحهای فضایی دست به
یکی کنند، باز هم قادر نیستند این گل سحرآمیز نازل شده از آسمان
را از بین ببرند. به همین علت سیاست غرب نسبت به ایران، سیاستی
آمیخته به عجز و تجاوز است. به همین علت متفکرین هوشمند،
سیاستمداران و نظامیان غرب در برابر حوادثی که آتش آنها در
جهان اسلام شعلهور میشود، بلبشو از خود نشان میدهند.
روسیه که به حیاط خلوت تمدن غرب انداخته شده و ایدئولوژی
لیبرالیسم رادیکال را فرا گرفته است، به یکی از اقمار ابتدایی
اقتصادی، نظامی و اخلاقی غرب تبدیل شده و خود را محکوم به
شکست تاریخی کرده است که جهان غرب به سوی آن میشتابد. فلاسفه
و روحبینان روس مشغول ساخت الگوی جدید توسعه روسیه هستند که
باید جای اندیشه سرخ ویران شده را بگیرد. ایران و الگوی آن در
این خلاقیت عقیدتی، برای اندیشمندان روس نمونه عالی است. صرف نظر
از اینکه سیمای آینده در چه قالبهای لغوی شکل بگیرد، عدالت
را به عنوان اصل عمومی الهی که در سنتهای دینی مورد پردازش
فکری قرار گیرد، در بر خواهد گرفت. نظام دولتی روسیه که فضاهای
از دست رفته را به زیر بال خود باز میگرداند و در این فضاها
باورها، زبانها و فرهنگهای گوناگون را متحد میکند، آنها را
به وسیله حس عدالت که برای همه ملتها و اقوام مشترک است،
یکپارچه خواهد نمود. عدالت مانند ارزش الهی و فرسایشناپذیر
میدرخشد.
روسیه که کشوری با فرهنگ عظیم ارتدوکس، با تجربه بینظیر انسجام
فضاها و ملتها و با سابقه تلاش بزرگ ولی فاجعهبار در جهت برقراری
هستی عادلانه است، میتواند به بشریت الگوی خود را که به
الگوی ایرانی نزدیک است، ارائه دهد. ما به زمان درگیری جهانی و
به مرحله نبردهای جهانشمول نزدیک شدهایم که در دریاها، در
خشکی و در هوا رخ خواهند داد. ولی ایدئولوژی، مصاف اساسی خواهد
بود. فاشیسم لیبرال که ترانههای شیرین لیبرال در برابر چشمان
ما بدان تبدیل میشوند، از یک سو و اندیشه عدالت اجتماعی و
سوسیالیسم مذهبی از سوی دیگر، با هم به نبرد بی امان خواهند
پرداخت. این نبرد از ملتها بسیج همه نیروهای مادی و معنوی و
به کارگیری برداشت های ژرف ملت ها از خدا، خیر و نیکی و زیبایی
را ایجاب خواهد کرد. کسی از آنهایی که در این دنیا زندگی
میکنند، از این نبرد کنار نخواهد ماند. خط جبهه که از آن
صدای تندر مانند بر میخیزد، از روی سراسر جهان کشیده شده است.
انقلاب اسلامی ناگزیر به انقلاب همه ملتهای جهان مبدل خواهد
شد.
احمدینژاد، بدان که در روسیه پیروان و طرفداران فراوانی داری.
من یکی از آنها هستم. اگر موشکهای بالدار و جنگندههای
آمریکایی به سوی تهران و بوشهر پرواز کنند و نیش خود را به
میادین نفتی، دانشگاهها، آزمایشگاهها و مراکز علمی فرو کنند،
بدان که من و برادرانم، رزمندگان تو هستیم. ما با کتابها،
اشعار و دعاها، با تفنگها و سلاحهای دوربرد، با قلب و ایمان خود کنار تو
خواهیم ایستاد. ما به سرنگونی موشکهای بالدار آمریکا پرداخته و هجویات
سمی آمریکایی را به خاکستر تبدیل خواهیم نمود. احمدینژاد، من رزمنده تو
هستم.