بشارتهای كتاب مقدس به پیامبر اسلام
//*
/*]]-->*//*]]>*/
موضوع بشارتهای كتاب مقدس به پیامبر اسلام، یكی از قدیمی ترین
بحثهای الهیاتی است كه سابقهی آن به پیدایش اسلام باز میگردد.
قرآن، به روشنی ادعا میكند: الذین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی
یجدونه مكتوباً عندهم فی التوراة و الانجیل
(سوره اعراف، آیه157) بنابر، نام و یا توصیفات پیامبر اكرم در زمان پیامبر، هم در
تورات و هم در انجیل وجود داشته است. از طرفی هم میدانیم كه تورات و انجیل موجود،
اگرچه بی تردید دارای تحریفات فراوانی است اما با این حال از زمان ظهور اسلام تا
كنون دیگر دچار تحریف نشده است زیرا نسخههای موجود از تورات قدمتی در حدود 2000
سال و نسخههای موجود از انجیلها بیش از 15 قرن قدمت دارند.
مناسب
است كه به بررسی كتاب مقدس مسیحیان بپردازیم و گذری بر این بشارتها داشته باشیم.
توجه
به دو نكته را پیش از آغاز، لازم میدانم:
اول
آنكه بی تردید، حقانیت پیامبر اسلام، هرگز در گروی اثبات این پیشگوییها نیست. و
اگر چنین بود باید حقانیت بیشتر پیامبران، را زیر سوال قرار داد. علاوه بر اینكه
امروزه دیگر كمتر دانشمندی در مورد تغییر و تحریف كتاب مقدس، دچار تردید میشود كه
به این بحث در مقاله كتاب مقدس پرداختیم.
دوم
آنكه تعداد بشارتها بسیار بیش از آن است كه من ذكر كردهام. من به دو دلیل تنها به
چند بشارت اكتفا كرده ام. 1. اختصار و كوتاهی بحث 2. برخی از بشارتها (لااقل برای
من) چندان ثابت شده نیست.
پیش درآمد:
بدون شك در كتاب مقدس پیشگوئیهای
فراوانی وجود دارد.
پیامبران بنی اسرائیل همواره از وقوع حوادث آینده خبر میدادند
و مردم را مطلع مینمودند .
از
جمله این پیشگوئیها خبر از حادثهی بخت النصر ، كورش، اسكندر و جانشینان اوست. همچنین از حوادثی كه در سرزمینهای
مصر، نینوا و بابل به وقوع خواهد پیوست، خبر داده اند .
حال این سؤال به نظر میرسد كه چگونه
ممكن است این پیامبران از این حوادثی كه بسیاری از آنها اهمیت چندانی ندارند خبر
داده اند اما از ظهور پیامبر بزرگی چون محمد خبر نداده
باشند؟!
پیامبری كه اگر او را راستگو بدانیم
بشارت به ظهور او، از این وقایع بسیار
مفیدتر و كارامد تر است .
و اگر او را در ادعای خویش راستگو
ندانیم این وظیفه و اهمیت خبردادن از او، دو چندان میگردد.
آیا میتوان باور نمود كه سلطنت كوروش
و اسكندر كوچكتر از ظهور محمد و انتشار دین اوست!
آیا ظهور اسلام كه سراسر عالم را فرا
گرفته كوچكتر از اتفاقات سرزمین مصر و أدوم است؟ بدون شك هیچیك
از این مسائل در اهمیت به پایهی انتشار اسلام در شرق و غرب عالم نمی
رسد.
البته این احتمال نیز وجود دارد كه بشارتهای كتاب مقدس،
دچار حذف و تحریف شده باشد كه البته این مسأله دور از ذهن نیست.
اما چرا تحریف؟!
با مراجعه به تاریخ قوم یهود، به راحتی متوجه این نكته میشویم
كه این قوم، یكی از نژادپرستترین اقوام جهان بودهاند (چنانكه امروزه نیز این
امر مشهود است). البته مسیحیان نیز، كه خود شعبهای از قوم یهود به شمار میرفته
اند به نحوی دارای همین افكار نژاد پرستانه بوده اند.
با مراجعه به كتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در مییابیم كه
آنان در موازنه بین ساره كه همسر اول حضرت ابراهیم و هاجر كه همسر دوم حضرت ابراهیم
بود چه برخوردی از خود نشان داده اند. چنانكه در تورات آمده
است، هاجر كنیز ساره بود كه بعدها با پیشنهاد ساره به همسری حضرت ابراهیم در آمد.
همین نكته كه هاجر كنیز بوده است سبب شد كه آنان از پذیرش اینكه نسل ابراهیم، از
طریق جناب هاجر گسترش یابد سر باز زنند. آنان هرگز نمی توانستند قبول كنند كه هاجر
و فرزندان ایشان، زعامت و رهبری جامعه را به عهده بگیرند. بنابر این از هر طریق
ممكن سعی در تخریب چهرهی جناب هاجر و فرزند ایشان (حضرت اسماعیل) نمودند. به عنوان مثال به این جمله
از تورات توجه كنید: و او را اسماعیل نام خواهی نهاد .... و او مردی وحشی خواهد
بود (پیدایش، 16: 11 و 12). البته
بد نیست بدانیم در برخی از ترجمهها، این عبارت را به گونهای زشتتر نیز ترجمه
نمودهاند كه ما از ذكر آن صرف نظر میكنیم.
نمونهاي
ديگر: یك دانشمند مسیحی (كلمنت اسكندریهای) نیز وقتی به تفسیر تورات میپردازد
اظهار میدارد: هر یك از نامهای تورات، حالت نمادین و سمبلیك دارند. وی در ادامه میافزاید:
ساره نماد حكمت الهی است در حالی كه هاجر نماد فلسفهی دروغین است! ( علم التفسیر،
حبیب سعید، ص 50)
body { direction:rtl; font-family: Tahoma; font-size:9pt;} html,body { border: 0px; }
بشارتهای كتاب مقدس
/**//*
/*]]-->*//*]]>*/
موضوع بشارتهای كتاب مقدس به پیامبر اسلام، یكی از قدیمی ترین
بحثهای الهیاتی است كه سابقهی آن به پیدایش اسلام باز میگردد.
قرآن، به روشنی ادعا میكند: الذین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی
یجدونه مكتوباً عندهم فی التوراة و الانجیل
(سوره اعراف، آیه157) بنابر، نام و یا توصیفات پیامبر اكرم در زمان پیامبر، هم در
تورات و هم در انجیل وجود داشته است. از طرفی هم میدانیم كه تورات و انجیل موجود،
اگرچه بی تردید دارای تحریفات فراوانی است اما با این حال از زمان ظهور اسلام تا
كنون دیگر دچار تحریف نشده است زیرا نسخههای موجود از تورات قدمتی در حدود 2000
سال و نسخههای موجود از انجیلها بیش از 15 قرن قدمت دارند.
مناسب
است كه به بررسی كتاب مقدس مسیحیان بپردازیم و گذری بر این بشارتها داشته باشیم.
توجه
به دو نكته را پیش از آغاز، لازم میدانم:
اول
آنكه بی تردید، حقانیت پیامبر اسلام، هرگز در گروی اثبات این پیشگوییها نیست. و
اگر چنین بود باید حقانیت بیشتر پیامبران، را زیر سوال قرار داد. علاوه بر اینكه
امروزه دیگر كمتر دانشمندی در مورد تغییر و تحریف كتاب مقدس، دچار تردید میشود كه
به این بحث در مقاله كتاب مقدس پرداختیم.
دوم
آنكه تعداد بشارتها بسیار بیش از آن است كه من ذكر كردهام. من به دو دلیل تنها به
چند بشارت اكتفا كرده ام. 1. اختصار و كوتاهی بحث 2. برخی از بشارتها (لااقل برای
من) چندان ثابت شده نیست.
پیش درآمد:
بدون شك در كتاب مقدس پیشگوئیهای
فراوانی وجود دارد.
پیامبران بنی اسرائیل همواره از وقوع حوادث آینده خبر میدادند
و مردم را مطلع مینمودند .
از
جمله این پیشگوئیها خبر از حادثهی بخت النصر ، كورش، اسكندر و جانشینان اوست. همچنین از حوادثی كه در سرزمینهای
مصر، نینوا و بابل به وقوع خواهد پیوست، خبر داده اند .
حال این سؤال به نظر میرسد كه چگونه
ممكن است این پیامبران از این حوادثی كه بسیاری از آنها اهمیت چندانی ندارند خبر
داده اند اما از ظهور پیامبر بزرگی چون محمد خبر نداده
باشند؟!
پیامبری كه اگر او را راستگو بدانیم
بشارت به ظهور او، از این وقایع بسیار
مفیدتر و كارامد تر است .
و اگر او را در ادعای خویش راستگو
ندانیم این وظیفه و اهمیت خبردادن از او، دو چندان میگردد.
آیا میتوان باور نمود كه سلطنت كوروش
و اسكندر كوچكتر از ظهور محمد و انتشار دین اوست!
آیا ظهور اسلام كه سراسر عالم را فرا
گرفته كوچكتر از اتفاقات سرزمین مصر و أدوم است؟ بدون شك هیچیك
از این مسائل در اهمیت به پایهی انتشار اسلام در شرق و غرب عالم نمی
رسد.
البته این احتمال نیز وجود دارد كه بشارتهای كتاب مقدس،
دچار حذف و تحریف شده باشد كه البته این مسأله دور از ذهن نیست.
اما چرا تحریف؟!
با مراجعه به تاریخ قوم یهود، به راحتی متوجه این نكته میشویم
كه این قوم، یكی از نژادپرستترین اقوام جهان بودهاند (چنانكه امروزه نیز این
امر مشهود است). البته مسیحیان نیز، كه خود شعبهای از قوم یهود به شمار میرفته
اند به نحوی دارای همین افكار نژاد پرستانه بوده اند.
با مراجعه به كتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در مییابیم كه
آنان در موازنه بین ساره كه همسر اول حضرت ابراهیم و هاجر كه همسر دوم حضرت ابراهیم
بود چه برخوردی از خود نشان داده اند. چنانكه در تورات آمده
است، هاجر كنیز ساره بود كه بعدها با پیشنهاد ساره به همسری حضرت ابراهیم در آمد.
همین نكته كه هاجر كنیز بوده است سبب شد كه آنان از پذیرش اینكه نسل ابراهیم، از
طریق جناب هاجر گسترش یابد سر باز زنند. آنان هرگز نمی توانستند قبول كنند كه هاجر
و فرزندان ایشان، زعامت و رهبری جامعه را به عهده بگیرند. بنابر این از هر طریق
ممكن سعی در تخریب چهرهی جناب هاجر و فرزند ایشان (حضرت اسماعیل) نمودند. به عنوان مثال به این جمله
از تورات توجه كنید: و او را اسماعیل نام خواهی نهاد .... و او مردی وحشی خواهد
بود (پیدایش، 16: 11 و 12). البته
بد نیست بدانیم در برخی از ترجمهها، این عبارت را به گونهای زشتتر نیز ترجمه
نمودهاند كه ما از ذكر آن صرف نظر میكنیم.
نمونهاي
ديگر: یك دانشمند مسیحی (كلمنت اسكندریهای) نیز وقتی به تفسیر تورات میپردازد
اظهار میدارد: هر یك از نامهای تورات، حالت نمادین و سمبلیك دارند. وی در ادامه میافزاید:
ساره نماد حكمت الهی است در حالی كه هاجر نماد فلسفهی دروغین است! ( علم التفسیر،
حبیب سعید، ص 50)
بدیهی
است، گروهی كه دارای چنین تفكری هستند هرگز به رهبری فرزندان اسماعیل نبی، تن در
نخواهند داد. بنابر این، آنان به تحریف گستردهی كتاب مقدس در این بخشها دست زدند.
از این رو تعجبی نخواهد داشت اگر شاهد حذف نام و اوصاف پیامبر اكرم (كه از نسل
حضرت اسماعیل است) در تورات و انجیل باشیم. با این حال و با وجود تمام این مسائل،
در كتاب مقدس تحریف یافته، نیز شواهدی وجود
دارد كه با دقت و تأمل در آنها به روشنی میتوان به بشارتهای انبیای پیشین
به پیامبر اسلام دست یافت.
به
چند مورد از این بشارتها اشاره میكنیم:
بر
اساس گزارش انجیلها، مردم در عصر حضرت یحیى و حضرت عیسى به انتظار
دو شخصیت جهانی نشسته بودند: یکی مسیح و دیگری انتظار پیامبر موعود.
«آنگاه بسیارى از آن گروه چون این کلام را شنیدند، گفتند: در حقیقت، این
شخص همان نبى است و بعضى گفتند: او مسیح است و بعضى گفتند: مگر مسیح از جلیل
مىآید؟... پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد.»
یوحنا، 7: 40 - 43
از این عبارت به خوبى هویداست که
مومنان آن زمان با توجه به بشارت های موجود در عهد عتیق در انتظار آمدن دو شخصیت
بودند یک مسیح و دیگری پیامبر موعودو به همین دلیل در بینشان اختلاف افتاد، زیرا
بعضى گفتند
این است و بعضى گفتند آن.
یهودیان
چرا منتظر پیامبر موعود بودند؟
با
مراجعه به تورات به روشنی میبینیم كه حضرت موسی، به امر خداوند از ظهور پیامبری
بزرگ خبر داده بود:
و خداوند به من گفت آنچه گفتند نیكو گفتند نبی ای را برای ایشان از میان
برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر
آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت .«و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وی
انتقام خواهم گرفت» ( تثنیه 15:18-18)
در
اینكه مصداق این بشارت چه شخصیتی است بحث های فراوانی صورت گرفته است.
مسلمانان
مدعی هستند كه تنها مصداق كامل این بشارت، پیامبر گرامی اسلام میباشد و مسیحیان نیز
میگویند مصداق این بشارت حضرت عیسی میباشد.
برای
آنكه بهتر بتوانیم این بشارت را تطبیق دهیم لازم است به خود آیه رجوع كنیم و در آن
دقت كنیم .
در این آیات گفته شده است كه آن پیامبر، همچون حضرت موسی خواهد بود «مثل
تو» در
حالی كه تفاوتهای حضرت عیسی (بنابر معتقدات مسیحیان) و حضرت موسی بیش از آن است كه
قابل شمارش باشد و در كمتر موردی این دو پیامبر دارای
وجه مشترك هستند، بر خلاف پیامبر اسلام كه شباهت كامل
به حضرت موسی داشته است .
در
اینجا، شباهتها
و تفاوتهای این پیامبران را بر میشمریم:
حضرت موسی : پیامبر و بندهی خدا
بود،
صاحب شریعت
بود، مورد رحمت الهی
بود، ازدواج
نمود و دارای فرزندان و نسل گستردهای شد، در بستر از دنیا رفت، مطاع و سید قوم
بود، پدر و مادر داشت، مامور به جنگ و جهاد بود.
حضرت عیسی: ( البته به اعتقاد مسیحیان): خدا و
فرزند خدا بود، شریعت
مستقلی نداشت،
ملعون شد (به
اعتقاد مسیحیان و مطابق متن کتاب مقدس)، ازدواج
نكرد و از خود نسلی به جای نگذاشت، مصلوب شد، خوار و حقیر گردید(به اعتقاد مسیحیان)، فقط مادر داشت، مامور
به جنگ و جهاد نبود.
حضرت محمد: پیامبر و بندهی خدا
بود،صاحب شریعت
بود، مرحوم و مورد
رحمت الهی بود، ازدواج نمود و دارای فرزندان و نسل گستردهای
شد، در بستر از
دنیا رفت، مطاع و سرور قوم
بود ،پدر
و مادر داشت، مأمور به جنگ و جهاد بود.
همچنین در كتاب اشعیا كه بخشی از كتاب
مقدس یهودیان و مسیحیان است بشارت روشنی بر پیامبر اسلام وجود دارد:
« اینك بنده ی من كه او را دستگیری
نمودم و برگزیدهی من كه جانم از او خشنود است من روح خود را بر او مینهم تا
انصاف را برای امتها صادر سازد او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود
... و جزیره ها منتظر شریعت او باشند ... من كه یهوه هستم تو را به عدالت خوانده
ام و دست تو را گرفته تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امتها خواهم
گردانید....من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود را به كسی دیگر و ستایش
خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد ... صحرا و شهرهایش و قریه هائی كه اهل قیدار
در آنها ساكن باشند آواز خود را بلند نمایند ... خداوند مثل جبار بیرون میآید و
مانند مرد جنگی غیرت خویش را بر میانگیزاند ... و بر دشمنان خویش غلبه خواهند
نمود ... آنانیكه بر بتهای تراشیده اعتماد دارند و به اصنام ریخته شده میگویند كه
خدایان ما شمائید به عقب بر گردانیده بسیار خجل خواهند شد» كتاب اشعیاء باب 42
در این بشارت، نکات زیادی وجود دارد
که با کمی دقت میتوان متوجه آنها شد : عدالت، ویژگی مهم اوست ، صاحب شریعت است ،
شریعت او جهانی است ، از فرزندان قیدار (قیدار نام فرزند دوم حضرت اسماعیل است. {پیدایش 25:
13} وی جد
پیامبر اسلام میباشد) است چرا که به اهل قیدار بشارت میدهد ، وی مأمور به جنگ و
استفاده از قدرت نظامی برای احیاء حق است ، وی در
سرزمین بت پرستی قیام میکند و موفق میشود بت پرستی را ریشه کن کند .
البته
نكات دقیق زیادی نیز در این بشارت وجود دارد كه با كمی دقت به دست میآید: بندهی
من (اشهد ان محمدا عبده و رسوله)، برگزیدهی من (لقب پیامبر: مصطفی)، كه او را دستگیری
نمودم (و وجدك یتیما فآوی) و...
آری
درست به خاطر همین بشارتها و بشارتهایی از این قبیل بود كه در انجیلها میخوانیم:
«این است
شهادت یحیى در وقتى که یهودیان از اورشلیم، کاهنان و لاویان را فرستادند
تا از او سؤال کنند که تو کیستى. معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار
کرد که من مسیح نیستم. آنگاه از او سؤال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاس هستى؟
گفت: نیستم، آیا تو «آن نبى» هستى؟ جواب داد که نى. آنگاه بدو گفتند:
پس کیستى تا به آن کسانى که ما را فرستادهاند جواب بریم؟ درباره خود
چه مىگویى...؟ فرستادگان از فریسیان بودند. پس از او سؤال کرده، گفتند:
اگر تو مسیح و الیاس و «آن نبى» نیستى پس براى چه تعمید مىدهى...؟
یهودیان
در آن زمان، میدانستند كه قرار است به جز حضرت مسیح، پیامبر دیگری كه وعدهی
آمدنش داده شده ظهور كند.
اشكال:
شاید یهودیان در برداشت خود دچار اشتباه شده بودند و در كتاب مقدس، بشارت به ظهور
دو شخصیت وجود نداشته است.
پاسخ:
آیا میتوان گفت كه تمام یهودیان در این برداشت روشن و مشخص خویش، در مورد اینكه
دو شخصیت مهم (یكی مسیح و دیگری پیامبر موعود) قرار است ظهور كنند دچار اشتباه شده
باشند؟! دیگر اینكه چرا حضرت یحیی به مردم تذكر نداد كه شما اشتباه میكنید و نگفت
تنها قرار است مسیح بیاید و پیامبر دیگری در كار نیست!
بدیهی
است، گروهی كه دارای چنین تفكری هستند هرگز به رهبری فرزندان اسماعیل نبی، تن در
نخواهند داد. بنابر این، آنان به تحریف گستردهی كتاب مقدس در این بخشها دست زدند.
از این رو تعجبی نخواهد داشت اگر شاهد حذف نام و اوصاف پیامبر اكرم (كه از نسل
حضرت اسماعیل است) در تورات و انجیل باشیم. با این حال و با وجود تمام این مسائل،
در كتاب مقدس تحریف یافته، نیز شواهدی وجود
دارد كه با دقت و تأمل در آنها به روشنی میتوان به بشارتهای انبیای پیشین
به پیامبر اسلام دست یافت.
به
چند مورد از این بشارتها اشاره میكنیم:
بر
اساس گزارش انجیلها، مردم در عصر حضرت یحیى و حضرت عیسى به انتظار
دو شخصیت جهانی نشسته بودند: یکی مسیح و دیگری انتظار پیامبر موعود.
«آنگاه بسیارى از آن گروه چون این کلام را شنیدند، گفتند: در حقیقت، این
شخص همان نبى است و بعضى گفتند: او مسیح است و بعضى گفتند: مگر مسیح از جلیل
مىآید؟... پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد.»
یوحنا، 7: 40 - 43
از این عبارت به خوبى هویداست که
مومنان آن زمان با توجه به بشارت های موجود در عهد عتیق در انتظار آمدن دو شخصیت
بودند یک مسیح و دیگری پیامبر موعودو به همین دلیل در بینشان اختلاف افتاد، زیرا
بعضى گفتند
این است و بعضى گفتند آن.
یهودیان
چرا منتظر پیامبر موعود بودند؟
با
مراجعه به تورات به روشنی میبینیم كه حضرت موسی، به امر خداوند از ظهور پیامبری
بزرگ خبر داده بود:
و خداوند به من گفت آنچه گفتند نیكو گفتند نبی ای را برای ایشان از میان
برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر
آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت .«و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وی
انتقام خواهم گرفت» ( تثنیه 15:18-18)
در
اینكه مصداق این بشارت چه شخصیتی است بحث های فراوانی صورت گرفته است.
مسلمانان
مدعی هستند كه تنها مصداق كامل این بشارت، پیامبر گرامی اسلام میباشد و مسیحیان نیز
میگویند مصداق این بشارت حضرت عیسی میباشد.
برای
آنكه بهتر بتوانیم این بشارت را تطبیق دهیم لازم است به خود آیه رجوع كنیم و در آن
دقت كنیم .
در این آیات گفته شده است كه آن پیامبر، همچون حضرت موسی خواهد بود «مثل
تو» در
حالی كه تفاوتهای حضرت عیسی (بنابر معتقدات مسیحیان) و حضرت موسی بیش از آن است كه
قابل شمارش باشد و در كمتر موردی این دو پیامبر دارای
وجه مشترك هستند، بر خلاف پیامبر اسلام كه شباهت كامل
به حضرت موسی داشته است .
در
اینجا، شباهتها
و تفاوتهای این پیامبران را بر میشمریم:
حضرت موسی : پیامبر و بندهی خدا
بود،
صاحب شریعت
بود، مورد رحمت الهی
بود، ازدواج
نمود و دارای فرزندان و نسل گستردهای شد، در بستر از دنیا رفت، مطاع و سید قوم
بود، پدر و مادر داشت، مامور به جنگ و جهاد بود.
حضرت عیسی: ( البته به اعتقاد مسیحیان): خدا و
فرزند خدا بود، شریعت
مستقلی نداشت،
ملعون شد (به
اعتقاد مسیحیان و مطابق متن کتاب مقدس)، ازدواج
نكرد و از خود نسلی به جای نگذاشت، مصلوب شد، خوار و حقیر گردید(به اعتقاد مسیحیان)، فقط مادر داشت، مامور
به جنگ و جهاد نبود.
حضرت محمد: پیامبر و بندهی خدا
بود،صاحب شریعت
بود، مرحوم و مورد
رحمت الهی بود، ازدواج نمود و دارای فرزندان و نسل گستردهای
شد، در بستر از
دنیا رفت، مطاع و سرور قوم
بود ،پدر
و مادر داشت، مأمور به جنگ و جهاد بود.
همچنین در كتاب اشعیا كه بخشی از كتاب
مقدس یهودیان و مسیحیان است بشارت روشنی بر پیامبر اسلام وجود دارد:
« اینك بنده ی من كه او را دستگیری
نمودم و برگزیدهی من كه جانم از او خشنود است من روح خود را بر او مینهم تا
انصاف را برای امتها صادر سازد او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود
... و جزیره ها منتظر شریعت او باشند ... من كه یهوه هستم تو را به عدالت خوانده
ام و دست تو را گرفته تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امتها خواهم
گردانید....من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود را به كسی دیگر و ستایش
خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد ... صحرا و شهرهایش و قریه هائی كه اهل قیدار
در آنها ساكن باشند آواز خود را بلند نمایند ... خداوند مثل جبار بیرون میآید و
مانند مرد جنگی غیرت خویش را بر میانگیزاند ... و بر دشمنان خویش غلبه خواهند
نمود ... آنانیكه بر بتهای تراشیده اعتماد دارند و به اصنام ریخته شده میگویند كه
خدایان ما شمائید به عقب بر گردانیده بسیار خجل خواهند شد» كتاب اشعیاء باب 42
در این بشارت، نکات زیادی وجود دارد
که با کمی دقت میتوان متوجه آنها شد : عدالت، ویژگی مهم اوست ، صاحب شریعت است ،
شریعت او جهانی است ، از فرزندان قیدار (قیدار نام فرزند دوم حضرت اسماعیل است. {پیدایش 25:
13} وی جد
پیامبر اسلام میباشد) است چرا که به اهل قیدار بشارت میدهد ، وی مأمور به جنگ و
استفاده از قدرت نظامی برای احیاء حق است ، وی در
سرزمین بت پرستی قیام میکند و موفق میشود بت پرستی را ریشه کن کند .
البته
نكات دقیق زیادی نیز در این بشارت وجود دارد كه با كمی دقت به دست میآید: بندهی
من (اشهد ان محمدا عبده و رسوله)، برگزیدهی من (لقب پیامبر: مصطفی)، كه او را دستگیری
نمودم (و وجدك یتیما فآوی) و...
آری
درست به خاطر همین بشارتها و بشارتهایی از این قبیل بود كه در انجیلها میخوانیم:
«این است
شهادت یحیى در وقتى که یهودیان از اورشلیم، کاهنان و لاویان را فرستادند
تا از او سؤال کنند که تو کیستى. معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار
کرد که من مسیح نیستم. آنگاه از او سؤال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاس هستى؟
گفت: نیستم، آیا تو «آن نبى» هستى؟ جواب داد که نى. آنگاه بدو گفتند:
پس کیستى تا به آن کسانى که ما را فرستادهاند جواب بریم؟ درباره خود
چه مىگویى...؟ فرستادگان از فریسیان بودند. پس از او سؤال کرده، گفتند:
اگر تو مسیح و الیاس و «آن نبى» نیستى پس براى چه تعمید مىدهى...؟
یهودیان
در آن زمان، میدانستند كه قرار است به جز حضرت مسیح، پیامبر دیگری كه وعدهی
آمدنش داده شده ظهور كند.
اشكال:
شاید یهودیان در برداشت خود دچار اشتباه شده بودند و در كتاب مقدس، بشارت به ظهور
دو شخصیت وجود نداشته است.
پاسخ:
آیا میتوان گفت كه تمام یهودیان در این برداشت روشن و مشخص خویش، در مورد اینكه
دو شخصیت مهم (یكی مسیح و دیگری پیامبر موعود) قرار است ظهور كنند دچار اشتباه شده
باشند؟! دیگر اینكه چرا حضرت یحیی به مردم تذكر نداد كه شما اشتباه میكنید و نگفت
تنها قرار است مسیح بیاید و پیامبر دیگری در كار نیست!
+ نوشته شده در یکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۷:۷ ب.ظ توسط یارعلی
|
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد