زمینه های معرفتی و اجتماعی پلورالیسم دینی :
زمینه های معرفتی و اجتماعی پلورالیسم دینی :
( کثرت گرایی دینی )از دل آیین مسیحی و جامعه غربی سر زد . زمینه هایی را که به پیدا شدن این ایده انجامید از جمله می توان در این موارد به جست و جو نشست :
یک: فروکاستن اعتبار دین مسیحی ، گذار از قرون وسطی و گام نهادن به عصر روشنگری در جهان غرب ، فرو کاستن ارزش دین و آموزه های دینی مسیحی را در پی داشت و این به چند دلیل بود :
۱- عملکرد و رفتار سوء ارباب کلیسا در دوران حاکمیت کلیسا و در آمیختن ایده ها ، رفتارها و هواهای شخصی نفسانی پرچمداران و شاخصهای دین داران مسیحی با سنت و الهیات مسیحی .
۲- نارسایی های معرفتی دین مسیحی .عقل گرایی و خود داوری به عنوان بارزترین شاخصه نهضت روشنگری اروپا از یک سو و ناسازگاری بسیاری از آموزه های مسیحیت و اناجیل چهارگانه با عقل و منطق و نیز تضاد معارف هر یک از اناجیل چهارگانه با دیگر پرسشهایی از این دست را به وجود آورد آیا دین مسیحیت حق است؟ آیا پیامبری به نام عیسی وجود تاریخی داشته است؟ و…
ویلیام مونتمگری وات یک نمونه از این آموزه ها را بدین گونه شرح می دهد:
« عیسی در روز جمعه مصلوب شد و بدن او در همان روز قبل از آغاز روز شنبه به خاک سپرده شد . وقتی که حواریون صبح روز یکشنبه بر سر قبر او گرد آمدند قبر را خالی یافتند ، تقویم مسیحیان مبتنی بر این عقیده برگرفته از انجیل لوقا ( باب ۲۴) آیات ۴۹تا ۲۵ و اعمال رسولان باب ۱ آیه ۳) است که می گوید عیسی در طول چهل روز بعد در زمان متعدد برای گروهی از حواریون ظاهر شده و در چهلمین روز به آسمان صعود کرد و در سمت راست خداوند جای گرفت ، و در پنجاهمین روز روح المقدس بر حواریون دیگر مؤمنان فرود آمد ، اما گزارشهای سایر اناجیل با این عقیده تفاوتهایی دارد.»۲
۳- با گسترش فرقه های مذهبی که پر شمار و ناسازگار بودند در درون مسیحیت که چاره جویی در جهت تنش زدایی و دگرپذیری در داخل جامعه مسیحی را می طلبد، پلورالیسم راه مناسب برون رفت از بحران روابط پیروان مذاهب و نحله های دین مسیحی به شمار می آمده ، ویل دورانت (۱۹۸۱ – ۱۹۸۸۵ م) از اوضاع آشفته دینی غرب هم زمان با نهضت روشنگری چنین سخن می گوید :
« چنین معلول عظیمی ( پیدایی و پیروزی نهضت روشنگری ) علاوه بر گسترش علم و بسط معرفت تاریخی، علتهای متعدد دیگر داشت ، از این علتها نخست اصطلاح دینی پروتستان بود … بعد کثرت فرق پروتستان و مذاهب و مغایر دیگر بود که همه هم به کتاب مقدس و هم به عقل و استدلال تمسک می جستند ، پس از آن نقد جامع کتاب مقدس و به نمایش گذاشتن این مجموعه شگفت انگیز به صورت اثری ازآثار ناقص انسانهای جایز الخطا بود ، بعد نهضت خداپرستان انگلستان بود که دین را تا حد اعتقادی مبهم به
۱- هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهرام راد، تهران ، انتشارات بین المللی الهدی ، ۱۳۷۲، ۲۱۲/
۲- ویلیام، مونتگمری وات، حقیقت دینی در عصر ما، ترجمه ابوالفضل محمودی ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۹ ، ۲۰۰/
خدایی که به زحمت از طبیعت قابل تشخیص بود کاهش داد، بعد آشنایی روز افزون مسیحیان بود با ادیان دیگر که اساطیرشان – غالباً اساطیر قبل از مسیحیت – تا سر حد یأس با اساس واقعی تلقی شده و معتقدات موروثی مسیحیان شباهت داشت ، بعد پرده برداشتن پروتستانها از معجزات کاتولیکها ، پرده برداشتن خدا پرستان از معجزات کتاب مقدس و به طور آشکار سازی نیرنگهای دینی و تفتیشها و قتل عام های تاریخ مسیحیت بود.»۱
به گفته محمد لگنهاوزن نیز( کثرت گرایی دینی )به دلایل متعدد در زمینه پروتستانیسم لیبرال روییده است :
« کثرت گرایی دینی پیامد پروتستانیسم لیبرال است که اولاً : ناگزیر به تفسیر غیر متعارف کتاب مقدس و تعلیمات دینی مسیحی است تا به وسیله راه های دیگری غیر از دین مسیحی ، دست یابی به نجات میسر گردد.
ثانیاً : نسبت به براهین عقلی موافق با برتری باورهای دین مسیحی تردید دارد.
ثالثاً : به اصول اخلاقی جدید تسامح و رد تعصب متوسل می شود .
و رابعاً : بر عوامل مشترک ایمان مذهبی شخصی ، خصوصاً بر بعد باطنی و توجه به بی نهایت تأکید می کند ؛ حال آنکه برای ظاهر دین در شریعت ، مراسم و عقاید دینی اهمیت کمتری قائل است .» ۲
دو: بازتاب لیبرالیسم در پلورالیسم ؛ نظریه سیاسی لیبرالیسم که بر دو قلمرو امور عمومی و شخصی تأکید می ورزید و از سویی نیز دین را جزو امور شخصی قلمداد کرده و گرایشهای دینی متفاوت را به عنوان آزادی های شخصی به رسمیت می شناخت ، بستر مناسب برای رشد و شکوفایی پلورالیسم دینی فراهم آورد و تشکیل فرهنگ یک پارچه جهانی که از آزمونهای لیبرالیسم بود با پلورالیسم دینی امکان تحقق بیشتر یافت .
سه : گره خوردن سرنوشت ساکنان زمین به یکدیگر و تبدیل جهان به یک واحد ارتباطی ضرورت تفاهم ادیان را بر تابیده و اندیشه هم زیستی و بهره مندی تمامی ادیان از حقانیت را فراهم آورده است .
چهار : رواج اندیشه های الحادی و ضد دینی نیز گاه سبب تفاهم و هم گرایی اندیشمندان دین مدار ادیان گوناگون گردیده است .
پنج: افول معنویت در غرب را نیز می توان یکی دیگر از عوامل رویکرد مسیحیت به دیالوگ و گفتمان بین الأدیان بر شمرد .
شش: آشنایی پاره ای از عالمان اهل کتاب به درستی دعاوی دیانت اسلامی از سویی و وجود ملاحظاتی در ترک دین آبایی و اجدادی ایشان ، دست کم سبب شده است که آنها به اسلام به عنوان دین سهیم در حق و حقیقت بنگرند.
انگیزه های طرح نظریه پلورالیسم :
۱- بستر تاریخ روابط پیروان مذاهب و ادیان جهان ، پر از خونهایی است که در جنگ ستیز میان پیروان ریخته شده است . دور از انتظار نیست که خشکاندن سرچشمه های این تعامل خونبار ، مسیحیان مهربان و دلسوزی را بر انگیزد تا تصمیم گیرند که از تکرار رویدادهای شوم گذشته در میان پیروان ادیان جهان جلوگیری کنند.
« این امر یکی از مهمترین انگیزه های پیدایش کثرت گرایی دینی مسیحی است »۳
۱- ویل دورانت ، درسهایی از تاریخ ، ضمیمه درآمدی بر تاریخ تمدن ، ترجمه احمد بطحایی ، تهران،انتشارات آموزش انقلاب اسلامی ، ۱۳۷۲، ۲۰۹/
۲- لگنهاوزن ، محمد، اسلام و کثرت گرایی دینی ، ترجمه نرجس جوان، قم، موسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹، ۳۲/
۳- همان ، ۱۰/
۲- اروپای مسیحی تعصب دینی را بیش از هر مورد دیگر در مخالفت با یهود – نژاد سامی – به کار می برند ؛ چه یهودیان به عنوان قاتلان حضرت مسیح شمرده می شدند. تسامح لیبرالی برای اعتقادات غیر مسیح در بیانیه حقوق بشر ثبت شد ، ولی هنوز هم یهودیان به عنوان قاتلان حضرت مسیح مورد لعن در همه کلیساهای جهان قرار می گرفتند، تنها در دهه ۱۹۶۰ بود که با تصویب شورای واتیکان دو اصطلاح یهودیان کاذب که در مراسم کلیسا به یهودیان خطاب می شد اعلام گردید.
از این رو می توان گفت همزمان با ایده تشکیل دولت یهود ، کار فکری در جهت
طرح و گسترش اندیشه لیبرالیسم دینی در سراسر اروپا از سوی جریانهای فکری
سیاسی چون فراماسونری و اندیشمندان یهودی و طرفداران آنها آغاز گردید. تا
زمینه پذیرش حمایت از دولت یهود در اروپا و ملتهای اروپایی و مسیحی را
فراهم آورند . به دیگر سخن ، کثرت گرایی دینی کوششی است برای ساختن بنیادی
در الهیات دینی و مسیحی برای تسامح و تحمل ادیان دیگر ، به ویژه یهودیت ،
بویژه هر گاه دریابیم میوه شیرین کثرت گرایی را پیش از همه یهودیان و به
تعبیر درست تر صهیونیسم سیاسی چیدند، و در پرتو اندیشه پلورالیسم سیاسی و
پلورالیسم دینی بود که توانستند در جوامع اروپایی و مسیحی مورد پذیرش و
حمایت واقع شوند . درستی این گمانه آن گاه نمودارتر
می شود که ما موضوع تکثر گرایان و پلورالیستی جریانهای وابسته به یهودیت ،
همچون فراماسو نری را در نظر بگیریم ، و از دیگر سو حساب صهیونیسم و
یهودیت سیاسی را با یهودیت مذهبی که طرفدار انحصارگرایی و خود ممتاز بینی
نادی و دینی هستند ، جدا بشماریم.۱
۳- غرب استعمار گر و توانمند از نظر تکنولوژی و قدرت صنعتی و نیازمند تأمین مواد خام و تشنه گسترش سلطه استعماری بر جهان غیر مسیحی ، نیازمند هموار کردن راه ورود در سایر جوامع دینی بود . از مهمترین موانع موجود بر سر راه آنان تعصب دینی پیروان سایر ادیان بود ، نظریه پلورالیسم دینی هم زمان دو رهاورد مثبت برای دولتهای استعماری و تئوری پردازان حامی آنان داشت؛ نخست آن که پیروان ادیان را به تسامح و تساهل در برابر مسیحیان استعمار گر وا می داشت ، و دیگر اینکه پذیرش پلورالیسم به مفهوم بیرون راندن دین از حوزه امور اجتماعی و جای دادن آن در ذهن و اندیشه افراد بود ، و این هردو ارزش بسی افزون در گشایش درهای جوامع دینی غیر مسیحی برای مسیحیان استعمارگر داشت .
۴- یکی از انگیزه هایی را که در وادی ایده پلورالیسم دینی نهفته است می توان از سخن ادگارمورن به دست آورد ، او می گوید :
« مذاهب زمینی به مراتب ضعیف ترند ، چون می توان بررسی کرد که آیا حقیقت می گوید یا نه؟ در حالی که مذهب ملکوتی بسیار قوی است . به اعتقاد من مذاهب بزرگ تا بی نهایت دوام دارند ، اما نمی توانیم بگوییم چگونه ، مگر آن که مذهب جدیدی ظهور کند و بتواند پیروان چندی در میان مذاهب موجود به دست آورد. ملکوت دوام دارد و حال آن که اساطیر زمینی می میرند.
…من شخصاً هوادار مذهب نو هستم؛ یعنی مذهب بدون خدای وحی شده و حتی بدون خدا ، مذهبی که اتحاد انسانها را فراهم آورد ، همانند آنچه من « زمین موطن » نامیده ام.» ۲
در بخش مبانی پلورالیسم این نوشتار ، یادآور شده ایم که زمینی کردن ادیان یکی از مبانی فلسفی تکثر گرایی دینی است.
۱- لگنهاوزن ، محمد، اسلام و کثرت گرایی دینی ، ترجمه نرجس جوان، قم، موسسه فرهنگی طه، ۱۳۷۹، ۱۱-۱۰/
۲- بازتاب اندیشه در مطبوعات روز ایران ، شماره ۲۵، مقاله پارادایم پیچیدگی در جامعه شناختی امروز ، ۶۱۰/
مبانی پلورالیسم دینی :
یک. گوهر یگانه ادیان
وحدت گوهری ادیان در شمار مهمترین مبانی اندیشه پلورالیستی دینی است . از نظر پلورالیست ها ( یا وحدت گرایان) شرایع، مناسک و اشکال ظاهری عبادات به تناسب گوناگونی ادیان مختلف است ، اما این تفاوتها نقشی در گوهر مشترک و یگانه ادیان ندارد . ادیان و پیروان آنها همه در پی معرفت حق و جست و جوی یک حقیقت غایی هستند که خود بر آنها نامهای گوناگون نهاده اند ، هدف جمله ادیان آن است که آدمی را از خود ظاهر، ناپایدار ، فانی و تغییر ناپذیر به حقیقت ثابت ، پایدار و لایزال رهنمون شوند.
« فریتیهوف شوان » و شاگردان وی و فردریک شلایر ماخر (۱۷۶۸-۱۸۳۴) از جمله کسانی هستند که به وحدت متعالی ادیان قائل اند. از نظر « ماخر»کثرت ادیان نتیجه احساسات و تجربیات دینی متنوع است و از همین رو تمام آنها در بر دارنده حقیقت الهی هستند به نظر او « تجربه دینی باطنی » گوهر همه ادیان است.۱
سخنانی از عارفان مسلمان این گمانه را پدید آورده است که عرفان و عارفان مسلمان از دیده وحدت گوهری ادیان گوناگون و حق بودن آنها حمایت می کنند.
وحدت گوهری ادیان به طور اجمال مورد تأیید نصوص اسلامی و قرآنی نیز هست، از نظر قرآن ادیان آسمانی که دارای کتاب و حیانی هستند گوهر مشترک دارند که نام آن « اسلام» است:
« ان الذین عندالله الاسلام » آل عمران / ۱۹
به یقین در پیشگاه خداوند ، دین همان اسلام است .
در این آیه مبارکه رابطه دین و اسلام، رابطه این همانی معرفی شده است که بیانگر انطباق کامل این هر دو مفهوم بر یکدیگر است ، و بود و نبود هر یک مساوی بود و نبود دیگری است ، و این همان ویژگی ، لُب ، گوهر و جانمایه یک چیز است.
محمد رشید رضا در تفسیر المنار در تفسیر این آیه مبارکه می نویسد:
« روح دیانت اسلامی و ملاک و معیارآن توحید و اخلاص است که از آن به اسلام تعبیر می شود .» ۲
اما نکته این است که وحدت گوهری ادیان ، حقانیت تمامی ادیان را نتیجه نمی دهد، زیرا گوهر یگانه دین – چه اسلام باشد و یا هر چیز دیگر – تصدیق و قبول آورنده آن دین را نیز در بر دارد ؛ چه بدون تصدیق آورنده پیام، موضوع دین محقق نمی شود . تصدیق آورندگان ادیان از آن رو که در افق تاریخی واقع شده اند ، ترتیب بعثت و پیام آوری آنان از جهت زمان را نیز در پی دارد و اولویت و آخریت در آن نقش دارد. و این خود به نتیجه ای ناسازگار با پلورالیسم می رسد؛ زیرا لازمه تصدیق پیامبر اسلام به عنوان آخرین آورنده وحی الهی و دین آسمانی آن است که انسانها در عصرکنونی مکلف به پذیرش دیانت اسلامی اند، از همین رهگذر است که قرآن کریم تصدیق تمامی پیامبران الهی را با در نظر داشت ترتیب زمانی آنها شرط بهره وری از گوهر دین ( اسلام و ایمان) می شمارد:
« قولوا آمنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل الی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و ما أوتی موسی و عیسی و ما أوتی النبیون من ربهم لاتفرق بین أحد منهم و نحن له مسلمون » بقره /۱۲۶
بگویید : ما به خدای جهان ایمان آورده ایم و به آنچه که بر ما نازل شده است ایمان داریم و به هر پیامی که
۱- لگنهاوزن ، محمد ، اسلام و کثرت گرایی دینی ، ۸/
۲- رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، بیروت ، دارالفکر، ۱/۴۸۸، ۸۳/
بر ابراهیم ، اسماعیل ، اسحق ، یعقوب و فرزند زادگان یعقوب نازل شده است ایمان داریم و به تورات موسی و انجیل عیسی و به هر آنچه از سوی خدا بر پیامبران داده شده است ایمان داریم ، ما هیچ یک از پیامبران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و در برابر خدا سر تسلیم فرود آورده ایم .
دو. تکافؤ دلایل
حقانیت هر دینی آن گاه که نسبت به انسانها و دین داران در نظر گرفته شود ، بدین معنی است که دلیل معقول بر صدق سازواره و گزاره های بنیادین آن دین وجود دارد. ادامه ی حیات ادیان بزرگ در گذر قرنها و استدلال پیروان ژرف نگر و اندیشمند آنها برای اثبات حقانیت ادیان خاص ، نشانگر آن است که دلایل حقانیت این ادیان به مرتبه ای از اتقان رسیده است که برتری یک دین بر دیگری را نا ممکن ساخته است ، یعنی عقل منطقی و فلسفی در مورد آن ادیان و ادله آنها حکم به بطلان قطعی نمی دهد ، « این مقدار مینیمم از حقانیت اولیه است که زمینه را برای حق برای… فراهم می کند.»۱
یکی از دین پژوهان معاصردر تبیین این مبنا می نویسد :
« مسأله این است که در حال حاضر واقعاً اثبات قطعی حقانیت یا بطلان یک دین غیر ممکن گشته است و مباحث فلسفی نشان می دهد ما با ادیان متعدد و متفاوت که هر کدام دلایل به آسانی و روشنی نه قابل نقض نهایی هستند و نه قابل ابرام نهایی ، پس کثرت فلسفی ادیان واقعیتی است که خود را بر ما تحمیل می کند.»۲
بدین سان نتیجه همان می شود که نویسنده صراط های مستقیم در پی آن است:
« پلورالیسم در این عرصه ( اعتقادات ) وقتی مطرح می شود که تکافؤ ادله حاصل شده باشد و عقل دینی به بن بست رسیده باشد .»
پس از پذیرش این مطلب که ادیان داری روح و گوهر یگانه و مشترک هستند به طور طبیعی این فرآیند به دست
می آید که پس تمام ادیان در بخش گوهری و جانمایه خویش حق اند، یعنی با
فطرت و عقل منطقی و فلسفی آدمی سازگار هستند . اما سخن بر سر این است که
در بخش تفاوتهای ادیان ، آیا عقل انسان تمام ادیان را برابر می شمارد و یا
آخرین پیام رسیده از جانب خداوند را نزدیک تر به حق و واقع می یابد؟
تردیدی نیست که گزینه دوم به صحت نزدیک تر و با خرد سازگار تر است .
قرآن کریم به هنگام برشماری ویژگی های پیامبران مبنی بر این که جملگی حامل رسالت الهی و دارای خشیت و فروتنی در برابر خداوندند، ویژگی پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) را تنها در این می داند که او آخرین فرستاده خداست :
« الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون أحدا الا الله و کفی بالله حسبیاً . ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین » احزاب / ۳۹-۴۰
همان پیامبرانی که رسالت خدا را تبلیغ می کنند و از اودر هراسند و جز خدا از هیچ کسی
نمی هراسند ، خداوند برای حسابرسی کافی است ، محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست ، ولی فرستاده الهی و خاتم پیامبران است .
۱- سروش،عبدالکریم، ماهنامه کیان، شماره ۴۰ ، صفحه ۱۰/
۲- مجتهد شبستری ، محمد، نقدی بر قرائت رسمی از دین، تهران، طرح نو.
سه . دوری حقیقت از دسترس عقل
یکی از مبادی باور به پلورالیسم این است که جهان واقع – خواه دین باشد یا فلسفه و یا طبیعت – بسی پیچیده تر از آن است که احکام عقلی ساده درباره آن بتوان مطرح کرد و به یک طرح به گونه جزمی دل بست، زیرا که بیشتر یقینهای آدمیان ظنی بیش نیست، نه به این معنی که آدمی هیچ گاه به واقعیت نمی رسد ، بلکه به این معنی که رسیدن به واقع علامت مشخص ندارد … بنابراین به راحتی نمی توان ادعا کرد که چه چیزی حق است ، چه چیزی حق نیست . ۱
عاجز شمردن عقل از رسیدن به حق و واقع و یا رسیدن به واقع و تشخیص ندادن و وقوف نیافتن بر اینکه به واقع رسیده است هر دو جز در تعبیر تفاوتی ندارد . ثمره هر دو ، بستن عقال به پای عقل است ؛ زیرا در هر دو صورت عقل آدمی ناتوان از دریافت و درک واقع است ، چه اینکه اصلاً به واقع دسترسی نداشته باشد یا به واقعی برسد که نمی داند واقع است . چه بسا صورت دوم ، پای بست دو چندان به پای عقل می بندد؛ زیرا عقل در آنجا که به واقع نرسیده است و نمی داند که نرسیده (= جهل مرکب ) و نیز در آنجا که به واقع رسیده است باز هم نمی داند که واقع در آغوش اوست . این گونه نگرش به عقل و خرد آدمی سر ستیز داشتن با عقل و تمسخر خرد آدمیان است.
قرآن به رغم این نگاه به عقل آدمی در معرفت حقایق نظری به غایت خوش بین است و تأکید مضائف دارد که انسان باید تنها و تنها از راهی برود و از هدفی پیروی کند که نسبت بدان علم و آگاهی قطعی و روشن داشته باشد ؛و ازپیمودن مسیر مشکوک و مظنون بپرهیزد ؛و راه رسیدن به شناخت و آگاهی قطعی و یقینی را نیز دو راه حس و عقل معرفی می کند .
«و لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً » اسراء/۳۶
در پی آنچه بدان علم نداری نرو ،چه گوش و چشم و دل همه مسئولند.
در این آیه مبارک افزون بر آن که زندگی و پیمایش راه گمانی را مردود می شمارد؛شناخت عقلانی را از نظر درستی و واقع رسانی همانند شناخت حسی ( شنوایی و بینایی) اعلام دارد:
« قالوا اتخذ الله و لدا سبحانه هو الغنی له ما فی السموات و الارض ان عندکم من سلطان بهذا أتقولون علی الله ما لا تعلمون» یونس /۶۸
گفتند که پروردگارفرزندی برگزیده است ، خداوند از این نسبتها مبرا می باشد او از همگان بی نیاز است . آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه از آن اوست . شما بر این ادعای خود دلیل قطعی ( سلطان ) ندارید . آیا آنچه بدان علم و آگاهی ندارید به خداوند نسبت می دهید ؟ !
نسبت دادن صفات مشکوک به خدا و خداشناسی ظنی در زمره خدانشناسی و بی دینی است و اصولاً از منظر قرآن ، ظن و گمان به ویژه در معرفت مسائل اعتقادی هیچ ارزش و اعتباری ندارد و انسانی را که از ظن و گمان پیروی می کند، نا بینای تهی از خود معرفی می کند ( انفال /۲۲):
« و ما یتبع اکثر هم الا ظنا ان الظن لا یغنی من الحق شیئاً ان الله علیم بما یفعلون » یونس /۳۶
بیشتر آنان جز از گمان خویش پیروی نمی کنند، باآن که ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند.
« قد خسرالذین قتلوا أولادهم سفهاً بغیر علم حرموا ما رزقهم الله افترائ علی الله قد ضلوا و ما کانوا مهتدین » انعام /۱۴۰
آنان که فرزندان خویش را از روی سفاهت و نادانی کشتند بی تردید، زیان کردند.
۱- سروش ، عبدالکریم، ماهنامه کیان، شماره ۴۰ ، صفحه ۵/
آنان که روزی خدا را با دروغ بستن بر خدا تحریم کردند زیان بردند ، اینان به یقین راه خود را گم کردند و به هدایت نرسیدند .
گمراهی و محروم شدن از هدایت ، برآیند قطعی روش و رفتاری است که انسان نسبت به حقانیت و درستی آن علم و آگاهی قطعی ندارد .
از سوی دیگر، قرآن با همان تأکید که انسانها را از ایستادن بر پل لرزان ظن و گمان پرهیز می دهد ، به تفکر ، تدبر، نظر و تعقل در طبیعت ، تاریخ ،آفرینش و پدیدارها فرا می خواند . این فراخوان به اندیشه و تدبر هرگز نمی تواند به این مقصود باشد که هر چند خرد آدمی به واقعیت و حق نمی رسد باز هم باید بیندیشد از آن باب که فعل و غایت با هم انطباق پیدا می کند ؛ زیرا قرآن چنین منطقی را به مشرکان عنود و حق گریز نسبت می دهد :
« سیقول الذین أشرکوا لو شاء الله ما أشرکنا و لا آباؤنا و لا حرمنا من شیء کذلک کذب الذین من قبلهم …» انعام /۱۴۸
به زودی مشرکان خواهند گفت اگر خدا خواسته بود ما مشرک نمی گشتیم و نه پدران ما مشرک می شدند و نه چیزی را بر خود حرام می شمردیم ، زیرا خواست خدا تخلف ندارد.
چهار . زمان مندی آموزه های ادیان
ادیان جز در بخش گوهری و باطنی که روح مشترک همه ادیان است و از همین رو حق ثابت و جاودان اند – در سایر معارف و آموزه ها زمان مند و تاریخی هستند ، هر عصر و جامعه ای با مقتضیات خاص خود، شریعت و آموزه های رفتاری و مناسک و شعائری را ایجاب می کرده است که با تغییر آن شرایط ، آموزه ها و دستور العملها نیز دگرگون شده و باید می شدند . جان هیک در کتاب فلسفه دین می نویسد :
« ادیان به عنوان نهادها به نظریه های کلامی و مجموعه قوانین و رفتاری که مرزهای آنها را تشکیل می دهد به خاطر این که واقعیت دینی مستلزم آن بود به وجود نیامدند، بلکه به این خاطر به وجود می آمدند که چنان تحولی از نظر تاریخی در ایام ارتباطات توسعه نیافته در میان گروه های مختلف فرهنگی اجتناب ناپذیر بود، اکنون که جهان به یک واحد ارتباطی تبدیل گردیده ما به سمت آینده ای در حرکت هستیم که در آن برای اندیشه دینی این امکان و موقعیت فراهم می گردد که از این مرزهای تاریخی – فرهنگی فراتر رود .»۱
یکی از مدافعان این نظریه می نویسد:
« آنچه در نابرابری سیاسی مؤمنان و غیر مؤمنان و مردان و زنان در کتاب و سنت و فتاوای فقهی دیده می شود مقتضیات واقعیتهای اجتماعی – تاریخی عصرهای گذشته است. در عصر حاضر می توان به گونه ای دیگر عمل کرد.»۲
این مبنا گذشته از این که در کلیت خود ادعای بی دلیل وبرهان و نوعی خداشناسی انسان انگارانه است ، با مبنای دیگری از پلورالیسم که قراءتهای مختلف از یک متن و دین را حجت و روا می شمارد ناسازگار است ؛ زیرا که متن اگر به افق تاریخی خود وابسته باشد در عصر حاضر هیچ قرائتی از متون ، جز قرائت زمان مندانه حجیت ندارد ؛ نه اینکه تمامی فهم ها و قرائتها اعتبار و حجیت همسان داشته باشد، حجیت قرائتهای مختلف از یک متن ، ارزش فرا تاریخی متون و نصوص دینی را در پی دارد .
۱- هیک، جان، فلسفه دین، ۲۳۴/
۲- مجتهد شبستری ، محمد ، نقدی بر قرائت رسمی از دین ، تهران، طرح نو، ۱۵۰/
قرآن کریم به عنوان یکی از نصوص و متون دینی که داعیه دار آخرین پیام آوری از آسمان به زمین است . نگاه فراتاریخی دارد و معارف و آموزه های و حیانی خود در حوزه اندیشه و عمل را جاودانه می شمارد و در یک دستور عام و کلی مردمان همه زمانها و مکانها را به پیروی بی چون و چرا از هر آنچه در آیین اسلام وجود دارد فرا خوانده است :
«… ما آتاکم الرسول فذخوه و ما نهیکم عنه فانتهوا …» حشر /۷
آنچه را که رسول خدا برایتان آورده است پس بگیرید و از آنچه بر حذر می دارد ، اجتناب ورزید .
علامه محمد جواد مغنیه در بیان معنی و دلالت این آیه مبارکه می نویسد :
« این آیه میان گفتار خدا و پیامبر رابطه برقرار کرده و گوش دادن و پیروی از هر دو را واجب قرار داده است ؛ چه آن گفته امر باشد یا نهی ، زیرا کلام پیامبر وحی الهی است(و ما ینطق عن الهوی. ان هو الا وحی یوحی» ( نجم /۴)… همه مسلمانان بر این نکته اتفاق نظر دارند که پس از پیامبر ، نه وحی و نه تشریع و نه اجتهادی وجود ندارد، مگر آن گاه که سخن مجتهد برگرفته از شریعت خداوند و پیامبر (ص) او باشد. »۱
پنج . نسبیت فرهنگی
برخی از پلورالیست ها بر این باورند که سخن از حقانیت یک دین پذیرفته نیست
. وجه مقبول نبودن به شیوه های گوناگون تبیین شده است ؛ جان هیک دلیل
تفاوت ادیان را وجود فرهنگهای متفاوتی
می داند که در برابر حقیقت ، واکنشهای متفاوتی نشان می دهند . اما عقیده
سید حسین نصر ، تعدد ادیان نتیجه و تبلور اراده الهی است که متناسب با
فرهنگهای متفاوت ، متکثر و گوناگون می نماید :
« به اعتقاد من ادیان گوناگون خود مؤیدی است بر وجود جدایی جوامع متنوع انسانی از همدیگر .»۲
دبلیو .ای . کریستین بر این باور است که هر دینی نوعی صورت حیاتی است با زبان خاص خود ، زبان مسیحی که مفاهیم کاملاً مسیحی نظیر تجسد ، پسر خدا و تثلیث را به کار می گیرد ، معنای خود را از نقشی که در دین مسیحی بازی می کند می گیرد… از این رو ملاک آنچه که باید به عنوان حقیقت پذیرفته شود ، خاص این حوزه از کلام است … آنچه که در متن ایمان مسیحی می توان گفت نمی تواند با آنچه که در متن دین دیگر بیان می شود ؛ مخالف باشد یا موافق ، فی المثل بودایی و مسیحی دو قوم مختلف هستند و به جوامع و سنن دینی متفاوت تعلق دارند و به زبانهای دینی متفاوت سخن می گویند که هر یک از این زبانها در درون و متن یک صورت حیاتی دین خاص معنی دارد. از این رو بحث بر سر رقیب بودن این دو دین به عنوان پیشنهادهای ایمان داشتن در میان نیست .۳
این مبنا با واقعیتها و حقایق بیرونی که در متن دیانت اسلامی ، یعنی قرآن نیز بدان اشارت رفته درتعارض است؛ واقعیتها و حقایقی چون:
-کثرت فرهنگی پیروان یک دین
-کثرت دینی در میان صاحبان یک فرهنگ
- پدیده نوکیشی
- فراگیر و کلی بودن مدعیات و حیانی ادیان.
۱- مغنیه، محمد جواد ، تفسیر الکاشف ، بیروت، دارالعلم الملایین، ۱۹۸۱ م ، ۷/۲۸۷/
۲- لگنهاوزن، محمد ، اسلام و کثرت گرایی دینی ،۱۲۶/
۳- هیک، جان، فلسفه دین، ۲۸/
-دعوت هر دین تازه از پیروان سایر ادیان برای گرایش به دین جدید.
- تناقضهای اعتقادی و عملی از ادیان در عین سازگاری فرهنگهای پیروان آن ادیان .
از منظر قرآن و دیانت اسلامی ، گرویدن به اسلام سرنوشت حتمی و گریز ناپذیر بشر است . پیشگویی این فرجام در حالی است که قرآن تکثر فرهنگی اقوام و ملل را در همان زمان که دین یگانه بر سراسر جهان حکم فرما باشد نفی نمی کند:
« هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون» توبه /۳۳
شش.فراگیری لطف و هدایت الهی
مقتضای رحمت عام و هدایتگری خداوند آن است که نعمت هدایت و رستگاری شامل همه یا دست کم ، بیشتر آدمیان و ساکنان زمین باشد .پلورالیسم از این منظر به رحمت واسعه الهی می نگرد و کامیابی رسولان در نقش هدایتگری شان را در گرو درستی این ایده می داند ، جان هیک می نویسد:
« می توان قبول کرد که خدای مهربان انسان را برای تشکیل نظام سیاسی خود آزاد گذاشته است ولی آیا می توان فرض کرد پدر آسمانی که همه انسانها را با محبتی بی نهایت و یکسان دوست دارد ، دستور داده باشد ، فقط کسانی که شانس به دنیا آمدن در بخش خاصی از جهان را دارا هستند ، فرصت نجات داشته باشند.«۱
دکتر نصر می نویسد:
« اگر این امر ( مسیح ، تجسد شخص دوم تثلیث است) صرفاً یک اشتباه بود چگونه خداوند با حکمت و عدالت بی کران خود می توانست روا بدارد که یکی از ادیان بزرگ جهان که به وسیله آن میلیونها انسان در جست و جوی نجات و رستگاری بوده اند به مدت دو هزار سال در گمراهی به سر ببرند؟ آیا این فقط یک اشتباه بود؟ … اگر کسی ادعا کند که این صرفاً یک اشتباه فاحش بود بنده نمی توانم بپذیرم .»۲
یکی دیگر از دین پژوهان با تکیه بر همین مبنا استدلال می کند:
« و اگر اسم هادی الهی را قبول داشته باشیم؛ و اگر هدایت را در عقایدی که فقط خودمان حق می دانیم منحصر نکنیم ، اسم هادی الهی عمل کرده است . در سراسر جهان پخش است و مردم سهم ها و حظهای مختلف از هدایت دارند و اکثریت مردم ناجی اند و نجاتشان هم منبعث و ناشی از اهتدای آنها است .»۳
همانند این مطلب را اهل سنت در مورد اتفاق و اجماع آرای امت می گویند ؛ با این استدلال که امت نباید بر خطا بروند ؛ زیرا که خلاف لطف و رحمت و هدایت الهی است .
در پاسخ این مطلب باید گفت اثبات این مطلب که عدد خطاکاران و هدایت نیافتگان در مدت زمان خطا بر اراده الهی تأثیر می گذارد ، جای تأمل دارد . آنچه لازمه لطف عام و هدایت گری خداوند است آن است که انبیا و رسولان خویش را به سوی انسانها بفرستد، و اگر پیام آنان به کسانی نرسید (= جاهل قاصر) آنها را عذاب و کیفرنکند؛ اما اگر پیام رسید و فردی یا افرادی هر چند اکثریت به دلایل و انگیزه هایی از پذیرش حق خودداری ورزیدند ، این امر سبب نمی شود که راه بیراهه شود و گمراهی به حق و حقانیت تغییر یابد.
۱- لگنهاوزن ، محمد، اسلام و کثرت گرایی دینی ، ۷۴/
۲-مصاحبه با جان هیک و سید حسن نصر ، ادیان و مفهوم ذات غایی ، ترجمه احمد رضا جلیلی ، مجله مونت، سال ششم ، شماره دوم، شماره مسلسل۲۳، ۷۳/
۳- گفت و گو با دکتر سروش ، حقانیت ، عقلانیت، هدایت ، ماهنامه کیان، سال هفتم ، بهمن و اسفند ۷۶ ، شماره ۴۰ صفحه ۱۶/
شگفت آن که در متطق قرآنی درست بر عکس این مبنا بیشتر مردمان در بیشتر موارد از پیمودن راه هدایت سرباز می زندد ، و این بر همان اساس است که قرآن و اسلام هیچ گاه اکثریت را معیار سنجش و داوری حق و باطل و یا حجیت چیزی بر چیز دیگر نشمرده است:
« و ان تطع أکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون » انعام /۱۱۶
و اگر تو از رأی اکثریت اهل زمین پیروی کنی تو را از راه خدا بیرون می کنند، زیرا که آنها جز به دنبال گمان نیستند و یا حدس و تخمین داوری می کنند .
« انه الحق من ربک و لکن أکثر الناس لا یؤمنون » هود/۱۷
قرآن به حق از جانب پروردگار نازل شده است ، اما متأسفانه بیشتر مردمان ایمان نمی آورند.
« و لقد ضل قبلهم أکثر الأولین » صافات / ۷۱
بیشتر امتهای پیشین ، پیش از این راه راست را گم کرده بودند.
« أم تحسب أن اکثرهم یسمعون أو یعقلون ان هم الا کالأنعام بل هم أضل سبیلاً» فرقان / ۴۴
آیا می پنداری که بیشتر اینان گوش شنوا دارند و با اندیشه و تعقل می کنند؟ اینان فقط به سان چهارپایان – در فکر خورد و خواب – اند ، بلکه گمراه ترند!
مدافعان پلورالیسم بدین نکته توجه دارند که لازمه لطف عام و هدایت شامل خداوند ، ارسال رسل است و بس ، اما اگر واکنش مردم ، مثبت بود و به پیام جدیدی روی آوردند بر هدایت اند و گرنه ، یا از محیط پیام دورند و تلاش می کنند و نمی رسند که معذورند و یا به اختیار گمراهی را در پیش گرفته اند . برخی چنین پاسخ گفته اند:
« اینجا بین اختیار و گزینش خلط شده است ؛ مقلدان که اکثریت دینداران را تشکیل می دهند به تقلید و یا جبر محیط و یا به اصطلاح به علت ، دین می آورند مختارند ، اما گزینش نمی کنند چون شقوق مختلف در برابرشان نیست ، اگر هم باشد قدرت و فرصت گزینش ندارند … و چون چنین است در حقیقت گمراهان با اختیار گمراه شده اند و گمراهی را برنگزیده اند ، بلکه از هدایت محروم مانده اند و این با هدایت گری خداوند منافات می یابد ».۱
اما این نویسنده و دیگران به این مطلب توجه نکرده و پاسخ نگفته اند که در این صورت ، به فرض آن که پای انتخاب و گزینش به میان آید ، آیا آنچه نتیجه می شود حقانیت باورها و اعتقادات افرادی است که به هدایت جدید و غیر محیطی دست نیافته اند و یا معذوریت آنها ؟! ظاهراً هیچ دلیلی بر ترجیح حقانیت بر معذوریت وجود ندارد و انتخاب و حقانیت به هیچ روی ملازم یکدیگر نیستند.
هفت . تکثر فهم دینی
دین در مقام اثبات برآیند فهمهای ما از متن است . متن خود صامت است و ما باید آن را بر سر سخن آوریم و از سویی فهم ما در هاله ای از پیش فرض ها و انتظارها قرار دارد و هنگامی که به سراغ متن می رویم ، آن را متناسب با پرسشها و پیش فرضهای خود فهم می کنیم . و از دیگر سو چون پیش فرض ها و انتظارات ما همواره از بیرون متن وارد می شود و بیرون نیز همیشه در حال دگرگونی و گردش است ، فهم ما از متن نیز هماره در حال دگر شدن است. از این رو باید تقسیم دوگانه وحی و تفسیر وحی را کاملاً رعایت کرد . ما جملگی در اقیانوسی از تفاسیر غوطه وریم و هر گاه بکوشیم تفسیر و تعبیری صادق از متن به دست بدهیم در این اقیانوس غرقه تر می شویم .۲
۱- گفت و گو با دکتر سروش ، حقانیت ، عقلانیت، هدایت ، ماهنامه کیان، سال هفتم ، بهمن و اسفند ۷۶ ، شماره ۴۰ صفحه ۱۶/
۲- سروش ، عبدالکریم، ماهنامه کیان، شماره ۳۸، صفحه ۹-۸/
« وقتی که این معنی مفهوم افتد ، راه برای دموکراسی دینی و درک وحدت متعالی ادیان که مستند به پلورالیسم دینی است گشوده خواهد شد .»۱
نتیجه ای که از این مبنا به دست می آید سوفیسم است ، زیرا هر فهمی در میانه حق و باطل می ایستد و با هر یک نسبت مساوی دارد ، نمی شود فهمی را حق نامید و دیگری را باطل ، و این برابر است با لاادری گری . حال آنکه هدف طرفداران پلورالیسم از طرح این مبنا میوه حقیت چیدن از هر شاخه و فهمی است که بر درخت متن می روید. افزون بر این ؛ تکثر فهم و تفسیر از یک متن موجب تکثر دینی نمی شود ، بلکه تکثر مذهبی و فرقه ای در درون یک دین و متن را در پی خواهد داشت و این بسی فروتر از مدعای پلورالیسم دینی است . در باور قرآنی زبان دین و متن دینی بسی صریح و روشن است ؛ چه در غیر آن در تناقص با هدف تربیتی و هدایتگری قرآن قرار می گیرد و صراحت و روشنی بیان قرآن نیز بدان منظور است که به فهم درآید و عقل آدمی بتواند آن را دریابد:
« انا انزلناه قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون» یوسف /۲
ما این قرآن را به زبان عربی نازل کردیم تا شما مردم در آن بیندیشید.
« انا جعلنا قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون » زخرف /۳
ما این قرآن را عربی قرار دادیم تا شما در آن اندیشه کنید.
آری درست است که پاره ای از گزاره های متن دینی در تشابه قرار دارد اما آیات و گزاره های محکم ، قفل بسته متشابهات را می گشاید .( آل عمران /۷)
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد