از زبان يك مسيحي درد دل با خداوند
اي خداي مهربان جانم فدات
شكوه اي دارم كه مي نويسم برات
پسرت را برده اي نزد خودت
هفته اي يك روز به من ميدي كُد ت
واسطه هم لازمه باشه پسر
چي ميشد بي واسطه، جانم پدر
مثل مسجد دائماً يا هر كجا
چه مي شد كه حرف زنيم ماخدا
دو هزار است پسرت غايب شده
گفته اند روح القدس نايب شده
ليك ايشان سخني با ما نگفت!!!!!!!!!!!!!!!!
پس چرا در يوحنا اين حرف مفت
او همه چيز را به شما خواهد گفت
جامعه مسيحيت در آغاز باور داشت كه عيسى به زودى با شكوه تمام باز مى گردد و به اين دليل آن جامعه بى صبرانه منتظر روز پايانى بود. انتظار مذكور و شوق بازگشت مسيح در بخشهاى قديمتر عهد جديد مانند رساله اول و دوم به تسالونيكيان منعكس شده است ؛ ولى رساله هاى متاءخرتر مانند رساله اول و دوم به تيموتاؤ س ، رساله به تيطس و رساله هاى پطرس به تشكيل جامعه و زندگى مسيحى در اين جهان اهتمام ورزيده اند. با آنكه اكثريت مسيحيان با گذشت زمان دانستند كه بازگشت مسيح نزديك نيست ، اقليتى از آنان بر اين عقيده باقى ماندند كه وى به زودى مى آيد. ايشان مطالب كتاب مكاشفه يوحنا پيرامون جنگ بين خير و شر را تفسير لفظى مى كردند و به اين علت در انتظار بازگشت نزديك عيسى به سر مى بردند تا وى بيايد و حكومتى هزار ساله ايجاد كند، حكومتى كه به روز داورى پايان خواهد يافت . از ديرباز گروههاى كوچكى به نام ادونتيست و هزاره گرا در مسيحيت پيدا شدند كه تمام كوشش خود را در راه آمادگى براى آمدن عيسى در آخرالزمان مصروف مى دارند. بارى ، مسيحيت بر اساس انديشه انتظار موعود پديد آمد و پس از رفتن حضرت عيسى مسيح (ع )، پيوسته مسيحيان در سوز و گداز بازگشت دوباره وى روزگار گذرانده اند. شور و هيجان اميد به ظهور آن حضرت هنگام نزديك شدن سال 1000 و 2000 ميلادى ميان مسيحيان اوج گرفت . مسيحيت از آغاز تاكنون دينى شديدا تبليغى بوده است . مبلغان اين آيين به سراسر جهان رفته و كاميابيهايى به دست آورده اند. آنان در آموختن زبانهاى مختلف و ترجمه كتاب مقدس و تهيه جزوات تبليغى رنگارنگ بسيار كوشا هستند. دولتهاى غربى نيز از اين فعاليتهاى تبليغى حمايت كرده اند
اشنايي بااديان بزرگ جان استاد توفيقي
http://www.imamjawad.net/htm/far/library/adyan/adyan008.asp#link207
عبدالعزيز مسيحي بعد سني بعد شيعه
مصاحبه كامل آن در دو پست قبل
گفتگوي مشروح باخبر گزاري ا فارس عنوان شد؛عبدالعزيز: خدايي كه در اسلام شناختم با خدايي كه در مسيحيت و كاتوليك مي شناختم خيلي خيلي زياد تفاوت دارد؛ در «مسيحيت دست كاري شده» خداي پسر، خداي پدر و روحمقدس در جايگاه خدايي هستند. خداي پدر را ما يك خداي بيكار ميديديم كه خشن است و به پسرش دستوراتي ميدهد كه اجرا كند؛ شما در «مسيحيت تحريف شده» نميتوانيد با خدا ارتباط داشته باشيد مگر اينكه خداي پسر به شما اجازه بدهد. از طرفي شما نميتوانيد با خداي پسر ارتباط داشته باشيد مگر اينكه از مريم مقدس اجازه بگيريد!
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد