جادو در اهل حق

ترجمة‌ بند -32-

 بهت زده‏ام يعني چي؟ گيج شدمترسيدمآفرين هه‏هه كه‏اينطور چه‏خسته‏كننده بزار فكر كنم مُردم از خنده نه مواظب باش فلان فلان اهه ‏اهه ازت سند دارم تو گلي هه خيال كردي هيپنوتيزم شدم بي‏مزه
پوزخند حالمو بهم زد خوب بود شرمنده‏ام مي‏خوامت آي لاو يو روشن شد بلبلبلو دوست دارماوووه خودتي قاط زدم مي‏كشمت شيرفهم شدم عصبانيم هيس دروغگو

هر چند مرتاض‌هاي‌ هندي‌ كافر مي‌باشند ولي‌ بعضي‌ از مرتاض‌ها غيبت‌ گويي‌مي‌كنند بنظر مي‌رسد اينكار رابه‌ كمك‌ جن‌ّ انجام‌ مي‌دهند چنانچه‌ در قرآن‌ در سورة‌جن‌ آمده‌ است‌ (كه‌ جن‌ها از آسمان‌ استراق‌ سمع‌ مي‌كردند) و درهاي‌ آسمان‌ هنوز هم‌(مقداري‌) باز است‌ (گرچه‌) شهاب‌ بطرف‌ جن‌ مذكور پرتاب‌ مي‌گردد ولي‌ ممكن‌ است‌به‌ وي‌ برنخورد و يا قسمتي‌ از بدنش‌ را بگيرد و آن‌ جن‌ خبر خود را به‌ مرتاض‌ بدهد كه‌در آينده‌ چه‌ خبر مي‌شود. (براي‌ مثال‌) چه‌ كسي‌ به‌ فرعون‌ گفت‌ حضرت‌ موسي‌ تراسرنگون‌ خواهد كرد؟ كاهنان‌ به‌ او گفتند: ساحران‌ زمان‌ موسي‌ (ع‌) جيوه‌ در طناب‌ كرده‌و در اثر حرارت‌ به‌ حركت‌ افتادند مردم‌ خيال‌ كردند معجزه‌ رخ‌ داده‌ است‌.

سه‌ دسته‌ از مردم‌ به‌ بهشت‌ نمي‌روند يكي‌ از آنها كاهن‌ (ساحر) مي‌باشد.

جادو اسلحة‌ جادوگران‌ است‌ بعضي‌ جادوگران‌ به‌ فكر نان‌ هستند و بعضي‌ به‌وسيلة‌ جادو ادعاي‌ دين‌ جديد (پيامبري‌) مي‌كنند.

جادو انواع‌ و اقسامي‌ دارد و كارهاي‌ حرامي‌ به‌ عنوان‌ مقدمة‌ (يادگيري‌) آن‌ است‌.

انواع‌ جادو، عمل‌ طاس‌ گذاشتن‌، پيش‌ گوئي‌ با حروف‌ ابجد، هيپنوتيزم‌ و ...مي‌باشد.

اينها ربطي‌ به‌ سيد بودن‌ و جد داشتن‌ ندارند همچنين‌ تجربه‌ (در شعبده‌)طالع‌بيني‌، تسخير جن‌، كف‌ بيني‌ (بعنوان‌ جادو مورد استفاده‌ است‌).

خلاصه‌ اينها اصول‌ كار جادو است‌. بعضي‌ از اين‌ انواع‌ را خداوند حرام‌ كرده‌است‌.

نوستراداموس‌ كتابي‌ در پيشگوئي‌ (اوضاع‌ جهان‌) دارد. طالع‌ و نجوم‌ را بعضي‌ ازعلما مانند سيد ابن‌ طاووس‌ (ره‌) حلال‌ مي‌دانند.

در دين‌ الحق‌، محمد مشعشعي‌ كتابي‌ در علوم‌ غريبه‌ از احمد بن‌ فهد حلّي‌ دزديدو با آن‌ كارهاي‌ عجيبي‌ انجام‌ مي‌داد وي‌ ثروت‌ (و حكومت‌) به‌ دست‌ آورد.

 بهت زده‏ام يعني چي؟ گيج شدمترسيدمآفرين هه‏هه كه‏اينطور چه‏خسته‏كننده بزار فكر كنم مُردم از خنده نه مواظب باش فلان فلان اهه ‏اهه ازت سند دارم تو گلي هه خيال كردي هيپنوتيزم شدم بي‏مزه
پوزخند حالمو بهم زد خوب بود شرمنده‏ام مي‏خوامت آي لاو يو روشن شد بلبلبلو دوست دارماوووه خودتي قاط زدم مي‏كشمت شيرفهم شدم عصبانيم هيس دروغگو

شيخ‌ نظرعلي‌ جناب‌ از رهبران‌ اهل‌ حق‌ به‌ بها رهبر بهائيت‌ جادو را ياد مي‌دادچنانچه‌ در آثارالحق‌ است‌، نورعلي‌ الهي‌ در اول‌ زندگي‌ و به‌ قول‌ نخبه‌ رعيم‌ تا آخر عمرنيز به‌ جادو ادامه‌ مي‌داد. پس‌ سخن‌ سياوش‌ نخبه‌ زعيم‌ در اطلاعيه‌ خود صحيح‌ است‌.

فرق‌ جادوگر با پيامبر اگر تعصب‌ نداشته‌ باشيم‌، مشخص‌ مي‌شود جادوگر به‌ فكرپول‌ و مقام‌ است‌. او كاري‌ ندارد كه‌ مقدمات‌ كارش‌ حرام‌ است‌.

ولي‌ پيامبران‌ سرباز خدا هستند و براي‌ ترويج‌ دين‌ در تب‌ و تاب‌ مي‌باشند و ضدطاغوت‌ بوده‌ و به‌ فكر گرسنه‌ها هستند. هر كس‌ تحقيق‌ كند زندگي‌ پيامبران‌ را ساده‌مي‌يابد.

ولي‌ جادوگر ثروت‌ زيادي‌ دارد او نماز نمي‌خواند و از لحاظ‌ احكام‌ دين‌ (يا عمل‌به‌ احكام‌) پياده‌ است‌.

او حلال‌ و حرام‌ را نمي‌شناسد. شايد از آسمان‌ و زيرزمين‌ خبر دهد (به‌ وسيلة‌تسخير جن‌) ولي‌ اگر احكام‌ حلال‌ و حرام‌ از او بپرسيد در گِل‌ فرو مي‌ماند. (در روايت‌مضمون‌ اين‌ سخن‌ آمده‌ است‌).

نصف‌ حرفهاي‌ جادوگران‌ دروغ‌ است‌ و نصف‌ حرفهاي‌ آنها راست‌ و با شايدراست‌ باشد. بهت زده‏ام يعني چي؟ گيج شدمترسيدمآفرين هه‏هه كه‏اينطور چه‏خسته‏كننده بزار فكر كنم مُردم از خنده نه مواظب باش فلان فلان اهه ‏اهه ازت سند دارم تو گلي هه خيال كردي هيپنوتيزم شدم بي‏مزه
پوزخند حالمو بهم زد خوب بود شرمنده‏ام مي‏خوامت آي لاو يو روشن شد بلبلبلو دوست دارماوووه خودتي قاط زدم مي‏كشمت شيرفهم شدم عصبانيم هيس دروغگو

 

اگر خبر جادوگر دروغ‌ باشد پنهانش‌ مي‌كند. مبادا يارانش‌ در دين‌ او شك‌ كنند.

ولي‌ اگر خبر جادوگر راست‌ باشد، آن‌ را بوق‌ و كرنا كرده‌ و مي‌گويند فلان‌ جادوگربه‌ فلان‌ زن‌ پسري‌ داد. صد آبادي‌ از تهران‌ تا سر پل‌ ذهاب‌ به‌ گوش‌ يارانش‌ مي‌رسانند.

كاهي‌ را كوه‌ مي‌كنند، دروغ‌ را راست‌ جلوه‌ مي‌دهند و جيب‌ مريدان‌ را خالي‌مي‌كنند.

اي‌ بابا، اين‌ كار (پسر دادن‌ به‌ زن‌ بي‌ پسر) حيله‌ است‌ او زن‌ مردم‌ را به‌ خانه‌اش‌ برده‌و حامله‌ شده‌ و خيال‌ مي‌كند متبرك‌ شده‌ است‌ و (مثل‌) مرغي‌ كرك‌ شده‌ است‌. شايدشوهرش‌ هم‌ خبر نداشته‌ باشد كه‌ زنش‌ چه‌ كار كرده‌ است‌.

روش‌ ديگر جادوگر قيافه‌شناسي‌ است‌. زني‌ كه‌ به‌ پسر حامله‌ شود صورتش‌ صاف‌است‌. زن‌ حامله‌ (كه‌ نمي‌داند پسر است‌ يا دختر) مي‌گويد: آقا جان‌ من‌ پسر مي‌خواهم‌ !يك‌ ماه‌ است‌ حامله‌ام‌.

جادوگر از روي‌ قيافه‌ مي‌داند كه‌ آن‌ زن‌ به‌ پسري‌ حامله‌ است‌ زيرا زني‌ كه‌ تازه‌ به‌پسر حامله‌ است‌ صورتش‌ صاف‌ است‌.

جادوگري‌ مي‌گويد بروي‌ چشمم‌. همت‌ مي‌كنم‌ و پسري‌ تحويلت‌ مي‌دهم‌ فقط‌باج‌ سبيل‌ مي‌خواهم‌ زني‌ را مي‌شناسم‌ كه‌ چند دختر دارد او به‌ سر قبور جادوگران‌ رفت‌و گوسفندي‌ را هم‌ نذر كرد ولي‌ حاجتش‌ نگرفت‌.

 

 بهت زده‏ام يعني چي؟ گيج شدمترسيدمآفرين هه‏هه كه‏اينطور چه‏خسته‏كننده بزار فكر كنم مُردم از خنده نه مواظب باش فلان فلان اهه ‏اهه ازت سند دارم تو گلي هه خيال كردي هيپنوتيزم شدم بي‏مزه
پوزخند حالمو بهم زد خوب بود شرمنده‏ام مي‏خوامت آي لاو يو روشن شد بلبلبلو دوست دارماوووه خودتي قاط زدم مي‏كشمت شيرفهم شدم عصبانيم هيس دروغگو

طالع‌بيني‌ و يك‌ نمونه‌ از آن‌

در كتاب‌ مجمع‌ الدعوات‌ كبير روش‌ طالع‌بيني‌ كه‌ در بين‌ مسلمانان‌ رايج‌ است‌نوشته‌ است‌ بدين‌ صورت‌ كه‌ با نوشتن‌ نام‌ شخص‌ و نام‌ مادرش‌ و حساب‌ كردن‌ كلمات‌آنها با حساب‌ ابجد و بيرون‌ كردن‌ مضربهاي‌ عدد 12 عاقبت‌ عدد باقيمانده‌ شمارة‌برجي‌ است‌ كه‌ خورشيد در يك‌ سال‌ طي‌ مي‌كند. مثلاً اگر طالع‌ يكي‌ سرطان‌ شود اگرمرد باشد و يا زن‌ باشد طالع‌ او را نوشته‌اند.

دومين‌ نوع‌ طالع‌بيني‌، طالع‌ بيني‌ هندي‌ است‌ كه‌ هر كس‌ در هر ماهي‌ از ماه‌هاي‌شمسي‌ بدنيا آمده‌ باشد همان‌ طالع‌ وي‌ است‌ مثلاً دربارة‌ مردان‌ متولد آبان‌ ماه‌ نوشته‌اند... ورزش‌ دوست‌ است‌، همت‌ بلند دارد، هميشه‌ به‌ فكر ترقي‌ است‌، ظاهري‌ آرام‌ وباطني‌ ناآرام‌ دارد، نسبت‌ به‌ همسر خود حساس‌ است‌، خيلي‌ زيرك‌ است‌ ...

 

جادو در اهل‌ حق‌

يكي‌ از سلاحهاي‌ كه‌ دراويش‌ اهل‌ حق‌ و اهل‌ تصوّف‌ از آن‌ در جهت‌ حق‌ جلوه‌دادن‌ خود استفاده‌ مي‌كنند علوم‌ غريبه‌اي‌ است‌ كه‌ بر عوام‌ پوشيده‌ است‌ اعترافات‌سران‌ بعضي‌ از اين‌ فرق‌ در استفاده‌ از آن‌ و نيز افشاءگري‌هاي‌ مدرسي‌ چهاردهي‌ وامثال‌ وي‌ كافي‌ است‌ چنانچه‌ قبلاً مدارك‌ تاريخي‌ دست‌يابي‌ محمّد مشعشعي‌ به‌ كتاب‌علوم‌ غريبة‌ احمدبن‌فهد حلّي‌ از فقهاي‌ اماميّه‌ كه‌ سبب‌ فتواي‌ قتل‌ وي‌ بر عليه‌ محمّدمشعشعي‌ گرديد ذكر كرديم‌، كتابي‌ كه‌ با خواندن‌ دستورات‌ آن‌ مشعشعيان‌ شمشير به‌خود مي‌زدند و داخل‌ آتش‌ مي‌شدند.

در تعريف‌ سحر، علامه‌ مجلسي‌ گويد:

«سحر عملي‌ است‌ پنهاني‌ كه‌ اشياء را بر خلاف‌ خود نشان‌ مي‌دهد ولي‌ در واقع‌چنين‌ نيست‌. ولي‌ شيخ‌ طوسي‌ سحر را چهار نوع‌ مي‌داند كه‌ شامل‌ حيله‌ها و چشم‌بندي‌ است‌ (كه‌ حقيقت‌ ندارد) و دو نوع‌ ديگر آن‌ كه‌ تغيير دادن‌ حيوان‌ به‌ شكل‌ انسان‌ وبر عكس‌ آن‌ (كه‌ حقيقت‌ دارد) و بكارگيري‌ جن‌ّ مي‌باشد.

و به‌ نقل‌ از شهيد اول‌ مي‌نويسد: حرام‌ است‌ كهانت‌ (پيشگويي‌ از طريق‌ جن‌ّ) وسحر كردن‌ با سخن‌ و نوشتن‌ و رقعه‌ كردن‌ و گره‌ زدن‌ و دميدن‌. از انواع‌ سحر است‌بكارگيري‌ فرشته‌ها و جن‌ّ و فرستادن‌ شيطانها در كشف‌ امور پنهان‌ و علاج‌ افراد. و ازجمله‌ انواع‌ سحر است‌ حاضر كردن‌ جن‌ّ به‌ تلبيس‌ روح‌ به‌ بدن‌ منفعل‌ كالصبي‌ و المراة‌ (مانند بچه‌ و زن‌) كه‌ همان‌ عمل‌ معروف‌ طاس‌ گذاشتن‌ مي‌باشد (شهيد اول‌)، همة‌ اين‌موارد را حرام‌ مي‌دانند.» شيخ‌ انصاري‌ همچنين‌ از كتاب‌ الايضاح‌ نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌سحر ايجاد كارهاي‌ خارق‌العاده‌ به‌ خاطر اثر روحي‌ ساحر است‌ ولي‌ كمك‌ گرفتن‌ ازفلكيات‌ و يا كمك‌ گرفتن‌ از تركيبي‌ از فلك‌ و زمين‌ (خواص‌ اشياء) طلسم‌ است‌ و كمك‌گرفتن‌ از ارواح‌ ساده‌، عزايم‌ است‌ و نيرنگ‌ هم‌ جزء آن‌ است‌ و همه‌ اين‌ موارد حرام‌ وكسي‌ كه‌ آن‌ را حلال‌ بداند، كافر است‌. پس‌ سحر با طلسم‌ فرق‌ دارد.

همچنين‌ در محكي‌ از التنقيح‌ اثر فاضل‌ مقداد همينگونه‌ به‌ تبعيت‌ از الايضاح‌ آمده‌است‌.

شيخ‌ انصاري‌ به‌ نقل‌ از علامه‌ مجلسي‌ در المكاسب‌ سحر را را هشت‌ قسمت‌مي‌كند.

1- سحر كلداني‌ها كه‌ ستاره‌ پرست‌ بوده‌ و ستاره‌ را منشاء خير و شر مي‌دانستند وساحر با تسلط‌ در قواي‌ عاليه‌ فعال‌، ساده‌ و مركب‌ دست‌ به‌ كارهايي‌ مي‌زند.

2- سحر خيالات‌ و نفوس‌ قوي‌   3- كمك‌ از ارواح‌ زميني‌ مانند جن‌ّ و فرشته‌.

4- تخيّلات‌ و چشم‌ بندي‌         5- اعمال‌ عجيبي‌ كه‌ از تركيب‌ هندسي‌ آلات‌ مركب‌ايجاد مي‌شود. 6- كمك‌ گرفتن‌ از خواص‌ ادويه‌

7- جلب‌ قلوب‌ با شايعه‌          8- سخن‌ چيني‌

سپس‌ شيخ‌ مي‌گويد جمع‌ كردن‌ بين‌ آنچه‌ در مورد سحر گفته‌ شد در نهايت‌ اشكال‌است‌ ولي‌ مهم‌ حكم‌ اوست‌ نه‌ موضوع‌ آن‌ و سپس‌ رواياتي‌ در حرمت‌ سحر آورده‌ وحرمت‌ آن‌ را ضروري‌ دين‌ مي‌داند پس‌ در جواز دفع‌ سحر با سحر اقوالي‌ آورده‌ وروايات‌ ارائه‌ مي‌دهد و شعبده‌ بازي‌ را بلا خلاف‌ در بين‌ علماء حرام‌ مي‌داند.

 بهت زده‏ام يعني چي؟ گيج شدمترسيدمآفرين هه‏هه كه‏اينطور چه‏خسته‏كننده بزار فكر كنم مُردم از خنده نه مواظب باش فلان فلان اهه ‏اهه ازت سند دارم تو گلي هه خيال كردي هيپنوتيزم شدم بي‏مزه
پوزخند حالمو بهم زد خوب بود شرمنده‏ام مي‏خوامت آي لاو يو روشن شد بلبلبلو دوست دارماوووه خودتي قاط زدم مي‏كشمت شيرفهم شدم عصبانيم هيس دروغگو