بر رسی دفتر خان الماس لرستانی اهل حق

بنام خدا

 

اهل حق ها کتابی دارند   به شعر کردی به نام کلام خان الماس لرستانی  که در قرن سیزده هجری قمری می زیسته 

 

 است زیرا وی برادر م  محمد بیگ است که با سید فرضی مدفون در روستای قزوینه از توابع کنگاور می باشد

  .

 اهل حق ها معتقدند وی    دارای پیشگوییهایی است . ما در این قسمت به نقد و بر رسی این مطالب می پردازیم

 

       ترجمه‌ بند -20-

 

خان‌ الماس‌ كه‌ در دورة‌ قاجار بوده‌ است‌ از ناصر الدين‌ شاهي‌ كه‌ ظالم‌ بوده‌ و سيدمحمّد كلاردشتي

 

‌ رهبر اهل‌ حق‌ با دو هزار نفر از پيروان‌ او و اميركبير آن‌ بزرگ‌ مرد رامي‌كشد، به‌ عنوان‌ شاهي

 

‌ عادل‌ ياد مي‌كند!! (اين‌ سخنان‌ را ممكن‌ است‌ خان‌ الماس‌ درحكومت‌ ناصرالدين‌ شاه‌ سروده‌ باشد ولي‌ اگر قبل‌ از آن‌ مي‌سرود باز كراهت‌ نيست‌

 

زيرا از راه‌ جادو و بعضي‌ امور قابل‌ گفتن‌ است‌. نورعلي‌ الهي‌ از رهبران‌ اهل‌ حق‌ درگفتار خود

 

استفاده‌ از جادو به‌ قصد صحيح‌ جايز نمي‌دانسته‌ است‌  چنانچه‌ درمقدمه‌ كتاب‌ گفتيم‌ كه‌ بها رهبر

 

 بهائيت‌ از رهبران‌ اهل‌ حق‌ «جادو» آموزش‌ مي‌ديده‌ است‌ همچنين‌ نور علي‌ الهي‌ در جايي‌ ديگر مي‌گويد از جادو استفاده‌ كردم‌.

 

 

پيشگويي‌هاي‌ خان‌ الماس‌   بند -20-

دفتر خان‌ الماس‌ رستاني‌

و بررسي‌ پيشگويي‌هاي‌ او

 

خان‌ الماس‌ بيه‌، لدورة‌ ناصر                            بچو بخونه‌، تاريخ‌ حاضر

شاهي‌ ظالم‌ بي‌، تاريخ‌ نوسايه‌                          دستور قتلل‌، بيخودي‌ دايه‌

امير كبير كشت‌، سرواز و گشتي‌                     دو هزار الحق‌، گرْ كلاردشتي‌

نوشين‌ خان‌ الماس‌، ديدة‌ باطنيس                    ‌كتاو خان‌ الماس‌، حتماًوَلات‌ نيس‌

«يكي‌ پيدا بو لطايفة‌ قاجار                             نه‌ تخت‌ شاهي‌ مگيرو قرار

ناصر وَنام‌ عدالت‌ ميو                                  بدخواه‌ و بدگو خجالت‌ ميو»

درو درهاتي‌، يانله‌ تمام‌                                 چه‌ جوري‌ اوشيت‌، خان‌ الماس‌ امام‌

ناصر الدين‌ شاه‌ خيلي‌ ظالم‌ بي‌                        اميركبير كشت‌، هر چند عالم‌ بي‌

شايد يانله‌، تازه‌ نوسانه‌                                لاسم‌ الماس‌، انتشار دانه‌

البته‌ يانه‌، ولو كه‌ راس‌ بو                            پيشگويي‌ ممكن‌، لراي‌ جادو

مرتاض‌ هندي‌، پيشگوي‌ اَكاد                         پيغمبري‌ وحيه‌، هر چي‌ وِ تياد

وحي‌ بي‌ وسليس‌، رياضت‌ نيري                     ‌تاس‌ وسيلسي‌ لراي‌ جِنگيري‌

حرف‌ جنله‌، بعضيان‌ راسه‌                            جن‌گيري‌ ممكن‌ و َ طاس‌ و كاسه‌

 

غيب‌ گويي‌ در روايات‌:

در كتاب‌ الاحتجاج‌ اثر طبرسي‌ زنديقي‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) مي‌پرسد سحر چيست‌؟حضرت‌ مي‌فرمايد: همانا سحر انواع‌ پراكنده‌اي‌ دارد.

الف‌) بعضي‌ از آنها به‌ منزله‌ طب‌ است‌ همان‌ طور كه‌ اطباء براي‌ هر دردي‌ دوايي‌دارند همانگونه‌ ساحران‌ براي‌ هر سلامتي‌ يا هر عافيتي‌ عاهتي‌ و براي‌ هر معنايي‌حيله‌اي‌ جسته‌اند.

ب‌) نوع‌ ديگر از آن‌ سرقت‌ و سرعت‌ و كارهاي‌ خارق‌العاده‌ و سبك‌ است‌.

ج‌) نوع‌ ديگر چيزهاي‌ است‌ كه‌ دوستان‌ شياطين‌ از آنها مي‌گيرند.

زنديقي‌ گفت‌: شياطين‌ سحر را از كجا دانسته‌اند؟

امام‌ صادق‌ (ع‌) فرمود: از جايي‌ كه‌ پزشكان‌ طب‌ را ياد گرفته‌اند. برخي‌ از آن‌ را به‌تجربه‌ و برخي‌ به‌ معالجة‌ .

زنديق‌ گفت‌: دربارة‌ دو فرشتة‌ هاروت‌ وماروت‌ چه‌ مي‌گويي‌ كه‌ سحر را به‌ مردم‌ يادمي‌داده‌اند؟

امام‌ (ع‌) فرمود:

آنها براي‌ آزمايش‌ مردم‌ بودند و مي‌گفتند: امروز اگر كسي‌ اين‌ كار را بكند اين‌ چنين‌مي‌شود و اگر اينگونه‌ علاج‌ كند آن‌ چنان‌ مي‌شود. انواع‌ سحر (را ياد مي‌دادند) و مردم‌از آن‌ دو چيزهايي‌ كه‌ سحر را باطل‌ مي‌كرد مي‌آموختند و آنها به‌ مردم‌ مي‌گفتند: همانا مابراي‌ آزمايش‌ شمائيم‌ پس‌ از ما چيزهايي‌ ياد نگيريد كه‌ ضرر مي‌رساند و فايده‌نمي‌بريد.

زنديق‌ گفت‌: آيا ساحر مي‌تواند انسان‌ را بصورت‌ سگ‌ يا الاغ‌ يا غير آن‌ در بياورد؟

امام‌ (ع‌) فرمود: ساحر عاجزتر و ضعيف‌ تر از اين‌ كار است‌ كه‌ خلقت‌ خدا را تغييردهد، زيرا كسي‌ كه‌ باطل‌ كند چيزي‌ را كه‌ خداوند تركيب‌ كرده‌ و شكل‌ داده‌ و دگرگون‌كند پس‌ او شريك‌ در خلقت‌ خداست‌ خداوند بسي‌ بالاتر از آن‌ است‌ كه‌، اگر ساحرمي‌توانست‌ اين‌ كارها را بكند پيري‌ و مرضها و سفيدي‌ موي‌ سر خود و فقر زندگي‌خودش‌ را برطرف‌ مي‌كرد.

زنديق‌ مذكور از امام‌ صادق‌ (ع‌) درباره‌ كهانت‌ سؤال‌ مي‌كند كه‌ اصل‌ كهانت‌ «غيب‌گويي‌» از كجاست‌؟ و از كجا مردم‌ را به‌ حوادث‌ آينده‌ خبر مي‌دهد؟

امام‌ (ع‌) فرمودند:

كهانت‌ در جاهليت‌ و در هر دوره‌اي‌ كه‌ «فترت‌» انبيا بوده‌ است‌ كاهن‌ به‌ منزلت‌حاكم‌ در بين‌ مردم‌ بوده‌ و در امور مورد شك‌ و شبهه‌ به‌ آنها خبر از كارهايي‌ كه‌ پيش‌خواهد آمد مي‌دادند و اين‌ امر از چند راه‌ است‌: الف‌) تيز چشمي‌      ب‌) تيزي‌ هوش‌ج‌) وسوسه‌ نفس‌، آزمايش‌ روح‌، القاء در قلب‌ كاهن‌ (موارد فوق‌ راجع‌ به‌ اخبار زمين‌است‌) زيرا آنچه‌ در امور ظاهري‌ در زمين‌ رخ‌ مي‌دهد شيطان‌ از آن‌ خبر دارد و به‌ كاهن‌ ازآنچه‌ در اطراف‌ و منازل‌ رخ‌ داده‌، خبر مي‌دهد. و اما اخبار آسمان‌ شياطين‌ در آسمان‌ به‌دزدي‌ اخبار آسمان‌ مي‌رفتند و شهاب‌ به‌ سوي‌ آنها پرت‌ نمي‌شد و شيطان‌ كلمه‌اي‌ ازاخبار آينده‌ مي‌دزديد و سپس‌ به‌ زمين‌ آمده‌ و به‌ كاهن‌ مي‌گفت‌ و چيزهايي‌ به‌ دروغ‌ به‌آن‌ اخبار افزوده‌ پس‌ آنچه‌ درست‌ در مي‌آمد از اخبار شيطان‌ و آنچه‌ دروغ‌ مي‌شد ازچيزهايي‌ بود كه‌ به‌ آن‌ اضافه‌ كرده‌ بود. پس‌ از زماني‌ كه‌ شياطين‌ از دزدي‌ خبر منع‌شده‌اند. كهانت‌ تمام‌ شده‌ است‌ و آنچه‌ شياطين‌ به‌ كاهن‌ خبر مي‌دهند اخباري‌ ازسخنان‌ مردم‌ وسرقتها و قتل‌ و اشياء گم‌ شده‌ است‌ و شياطين‌ هم‌ مثل‌ انسانها دروغگو وراستگو دارند. (بعضي‌ اخبار آنها دروغ‌ است‌.)

 

 

توضيحات‌ «ارشاد الطالب‌ الي‌ اسرار المكاسب‌» دربارة‌ روايت‌ مذكور

«و كيف‌ كان‌ در حرمت‌ كهانت‌ به‌ معناي‌ بدست‌ آوردن‌ اعتقاد يا اطلاع‌ بر حوادث‌،اختلاف‌ نيست‌ همانگونه‌ كه‌ در حرمت‌ خبر دادن‌ به‌ اخبار كهانت‌ و رجوع‌ به‌ كاهن‌نمودن‌ اختلاف‌ در حرمت‌ نيست‌. چنانچه‌ در روايت‌ ابوبصير آمده‌ است‌: من‌ تكهن‌ اوتكهن‌له‌ فقد بري‌ من‌ دين‌ محمد(ص‌).

«هر كس‌ كهانت‌ كند و يا براي‌ او كهانت‌ كنند همانا از دين‌ حضرت‌ محمد(ص‌)بيزار شده‌ است‌»

در سند اين‌ روايت‌ علي‌ بن‌ حمزه‌ بطائني‌ وجود دارد كه‌ ضعيف‌ شمرده‌ شده‌ است‌و دلالتي‌ بر حرام‌ بودن‌ اخبار احتمالي‌ و ظني‌ ندارد چنانچه‌ در روايت‌ ديگر يعني‌روايت‌ ابن‌ ادريس‌ در «مستطرفات‌ سرائر» به‌ نقل‌ از كتاب‌ المشيخه‌ اثر حسن‌ بن‌محبوب‌ عن‌ الهيثم‌ آمده‌ است‌، قال‌: قلت‌ لابي‌ عبدالله‌(ع‌):

«همانا در جزيره‌ نزد ما مردي‌ است‌ كه‌ بسيار خبر مي‌دهد به‌ كساني‌ كه‌ نزد او آمده‌و از چيزهاي‌ گم‌ شده‌ و غيره‌ از او سؤال‌ مي‌كنند امام‌ فرمودند كه‌ رسول‌ خدا (ص‌)فرمودند:

- «من‌ مشي‌ الي‌ ساحرٍ او كاهن‌ او كاذب‌ يصدقه‌ بما يقول‌ فقد كفر بما انزل‌ الله‌ من‌كتاب‌.» و ذكر المصنف‌ ظاهر هذه‌ الصحيحة‌ حرمة‌ الاخبار عن‌ الغائبات‌ بالجزم‌ سواءٌكان‌ بالكهانة‌ او بغيرها لدلالتها علي‌ ان‌ المخبر بها ساحر او كاهن‌ او كذّاب‌ و الكل‌حرام‌.

ترجمه‌:

هر كس‌ به‌ نزد ساحري‌ يا كاهني‌ يا دروغگويي‌ برود يا او را تصديق‌ كند به‌ آنچه‌ درقرآن‌ بر محمد (r) نازل‌ شده‌ كافر شده‌ است‌.

صاحب‌ ارشاد الطالب‌ ... گويد: اين‌ روايت‌ ضعيف‌ است‌ نه‌ صحيحه‌ زيرا روايات‌كتاب‌ حسن‌ بن‌ محبوب‌ براي‌ ابن‌ ادريس‌ نزد ما مجهول‌ است‌. و حرمت‌ تصديق‌ قول‌كاهن‌ تصديق‌ عملي‌ است‌ مثل‌ اتهام‌ شخصي‌ را به‌ قتل‌ و سرقت‌ و اما نفس‌ اخبار كاهن‌،روايت‌ فوق‌ دلالتي‌ بر آن‌ ندارد و حاصل‌ اينكه‌ خبر كاهن‌ اعتباري‌ ندارد و اخبار از آينده‌(به‌ غير كهانت‌) اگر اعتماد به‌ آن‌ جزمي‌ يا ظني‌ باشد اخبار جزمي‌ يا ظني‌ به‌ آن‌ اشكالي‌ندارد.

شيخ‌ انصاري‌ در المكاسب‌ مي‌فرمايد: دهمين‌ از كسبهاي‌ حرام‌ سحر است‌ كه‌حرمت‌ آن‌ ضروري‌ دين‌ است‌ و در بين‌ مجتهدها في‌ الجمله‌ حرام‌ است‌ و اخبار حرمت‌آن‌ مستفيض‌ مي‌باشد.

شهيد اول‌ تعليم‌ سحر را حرام‌ مي‌داند و شهيد ثاني‌ سحر را چنين‌ تعريف‌مي‌كند:

«سخني‌ يا نوشته‌اي‌ كه‌ بوسيله‌اي‌ ضرري‌ به‌ بدن‌ يا عقل‌ شخص‌ مسحور واردمي‌شود مانند بستن‌ مرد از زن‌ خود، (كه‌ نتواند زناشويي‌ كند) و ايجاد دشمني‌ بين‌ زن‌ وشوهر ، و به‌ كارگيري‌ جن‌ّ و فرشته‌، و فرستادن‌ اجنّه‌ براي‌ كشف‌ چيزهايي‌ پنهان‌ و علاج‌افراد (المصاب‌) و عمل‌ طاس‌ گذاشتن‌ بچه‌ و زن‌ براي‌ كشف‌ چيزي‌ به‌ زبان‌ آنها از طريق‌ارتباط‌ از زبان‌ جن‌ّ ، اينها همه‌ را حرام‌ دانسته‌ و كسي‌ كه‌ اين‌ امور را حلال‌ بداند قتل‌او را واجب‌ دانسته‌ و در جايي‌ كه‌ كسي‌ ادعاي‌ نبوت‌ ( با سحر و شعبده‌) بكند يادگيري‌سحر براي‌ دفع‌ او وادعايش‌ واجب‌ كفايي‌ است‌.

شهيد اول‌ كهانت‌ را از سحر جدا نموده‌ و شهيد ثاني‌ آن‌ را عملي‌ مي‌داند كه‌برخي‌ از اجنّه‌ از انسان‌  در دستوراتي‌ كه‌ كاهن‌ بدهد اطاعت‌ كنند و به‌ سحر نزديك‌است‌. همچنين‌ شهيدين‌ شعبده‌ را از سحر جدا نموده‌ و آن‌ را اعمال‌ وكارهاي‌عجيبي‌ كه‌ بر اثر سرعت‌ دست‌، حس‌ انسان‌ امور را اشتباه‌ حس‌ مي‌كند، مي‌داند.

در روايت‌ سابق‌ از الاحتجاج‌ ديديم‌ كه‌ امام‌ رضا (ع‌) اين‌ موارد را جداگانه‌ از سحرذكر نموده‌ بود.

شيخ‌ انصاري‌ در المكاسب‌ اقوالي‌ از علامه‌ در قواعد و غيره‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ سحركلامي‌ يا نوشته‌اي‌ يا رقعه‌اي‌ يا عملي‌ در بدن‌ يا عقل‌ يا قلب‌ سحر شده‌ است‌ بدون‌مباشرت‌ مستقيم‌.

و در منتهي‌ عقل‌ و گره‌ زدن‌ را اضافه‌ نموده‌ و در مسالك‌ ضرر رسيدن‌ به‌ مسحور راافزوده‌ و در محكي‌ از دروس‌ شهيد اول‌ شرط‌ سحر حساب‌ شدن‌ ضرر رساندن‌ به‌ سبب‌سحر به‌ غير را نقل‌ نموده‌ است‌.