مقایسه دورران خان آتش با محمد بیگ

بنام خدا

خان آتش متولد 1053 و متوفی 1114 هجری است او یک سال از خان الماس1052-1138برادرش کوچکتر است.از لحاظ فرقه ای پدر بزرگشان مولا مبارک و مولا مطلب دست به پاکسازی وسیع بدعت در فرقه مشعشعیان زده اند و اگر نبود لایه های مخفی پنهان غلو این فرقه برای همیشه تمام شده بود.اما نکته مهم دیگر این بود که محمد بیگ از سن کم 16 سالگی در صفویه مسولیت گرفته و از 16 سالگی تا 26 سالگی حاکم خوزستان بوده است در سال 1042 هجری برکنار شده زیرا شاه صفی جانشین شاه عباس پدر زنش حاکم فارس را کشته است و خطر جان محمد بیگ را هم تهدید می کند لذا محمد بیگ به مراغه و سپس به ترکیه در بین پیروان حاجی بکتاش رفت و در چنین موقعیتیوی در ضعف قرار دارد نمی تواند سیره پدر و جدش ادامه دهد بلکه رجل سیاسی و مصلحت گرایی است و صلاحش سازش است با بکتاشیان و نیز تجربه و علم کافی دینی ندارد لذا با بکتاشیان همراه می شود و از طرفی ریاست از دست رفته است همراهی با آنها باطبع ریاستش موافق تر است. پس از هفت سال که شاه صفی می میرد 1052به ایران برمی گردد دیگر به ریاست در صفویه دست نمی یابد به کار فرقه ای ادامه داده و به لرستان و هرسین بر می گردد.در اشعار جیحون آبادی اشاره شده که محمد نور(مشعشعی) از سیمره عبور کرده است.البته ای مهاجرت موقتی بود و دوباره به مراغه بازگشت .سید محمد خان در مراغه نیزبرعکس مولامبارک و مولا مطلب فرقه اهل حق را ترویج کرد.در سال 1080 مرد و خان آتش در 27 سالگی شروع به احیا فرقه از جمله کرامت سازی و آتش بازی رو آورد تا راه مولا مبارک و مولا مطلب را از اجداد خود خنثی کند.می دانید که راز این بازی با اتش به کتاب ضد جادوی احمد ابن فهد حلی بر می گردد که در تاریخ مضبوط است .وی کتاب را به پیش خدمت خود داد تا در رودخانه بیاندازد اما سید محمد مشعشعی فرزند زنش آن را گرفت و با خواندن آن کارهایی با آتش انجام می داد و مریدان جمع کرد و حکومت تشکیل داد. این کتاب گویا در این خاندان حفظ شد واحتمالا خان آتش برای تثبیت خود درون نیزار آتش رفت و فردا بیرون آمد.حال شعبده است و چشم بندی می کند قدر مسلم معجزه نیست زیرا خدا به بدعت گذار معزه نمی دهد. اینان اگر راست می گویند پول از پیروان خود نگیرند .