نظریه های فدا
کاشانی مسیحیت,
سلام امروز با بحث وضعیت کودکان تعمید نیافته در خدمتتان هستم
پولس معتقد بود که به یک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص. بنابراین، همه انسانها از نسل آدم، با گناه زاده میشوند و تنها راه نجات آنان، ایمان به مسیح است؛ زیرا با ایمان به مسیح و انجام غسل تعمید، عوارض گناه نخستین زدوده و امکان نجات فرد مهیا میشود. انسان، جز این صورت، امکان نجات نخواهد داشت. حال سئوال مهم این است که آیا منظور پولس از قصاص همه مردمان، شامل کودکان نوزاد نیز میشود؟
پولس در نامه به افسسیان، انسانها را فرزندان غضب مینامد؛ یعنی فرزندانی که با غضب خدا متولد میشوند. همچنین، داود در مزامیر میگوید:
اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید.
مدافعان آموزه گناه اصلی، مبتنی بر این آیه از مزامیر، معتقداند که حتی نوزادان متولد نشده در رحم مادرانشان گناهکار هستند و با گناه متولد میشوند. همچنین، اینکه در عبرانیان آمده است:
لاوی زمانی که در صلب ابراهیم بود و ابراهیم عشریهاش را به ملکی صدق پرداخت کرد و این عشریه از طرف لاوی نیز محسوب شد.
به این معنا است که تمامی انسانهای نسل آدم، به دلیل اینکه در زمان تجاوز آدم در صلبها بودهاند، گناهکار هستند.
به باور کلیسا، هر کودکی که به دنیا میآید، وارث گناه آدم است و به همین دلیل، باید او را تعمید داد که مشمول نجات شود. در کتکیزم کاتولیک بیان میشود:
بشر سقوط کرده هنگام تولد با گناه اصلی آلوده است و برای رهایی از این آلودگی، نیازمند ولادت جدیدی است که این ولادت جدید، با تعمید مهیا میگردد.
در بیانیه شورای ترنت نیز آمده است:
اگر آنان (مردم) از سلاله «آدمِ تکفیر نشده» بودند، مردم غیر عادل متولد نمی¬شدند. آنان به خاطر آن تکفیر، هنگامی که در رحم مادر هستند، بیعدالتی را از آن خود میکنند تا آنجا که اگر دوباره در مسیح متولد نشوند، هرگز عادل شمرده نخواهند شد... و نوزادان بدون تعمید، حتی نوزادان کوچک، به خاطر گناه اصلی آدم، دارای تجربه مرگ روح هستند و بر همین اساس، میبایست تعمید شوند.
ohamad کاشانی مسیحیت, [10.07.17 17:26]
از همین رو، اگر کودکی بدون تعمید از دنیا رود، در عذاب الهی خواهد بود. اگوستین، صراحتا، کودکانی را که بدون غسل تعمید از دنیا میرفتند، به دلیل وراثت گناه آدم، مشمول عذاب میدانست. در ادامه، پدران یونانی کلیسا نیز از این نظریه تبعیت کردند. اگوستین، میگفت:
از آنجا که مقصد نهایی انسان یا بهشت و یا جهنم است و کودکان بدون تعمید از آنجا که امکان رستگاری ندارند، وارد جهنم میشوند.
وی، معتقد بود:
کودکانی که بدون تعمید از دنیا رفتهاند، شامل مجازات خفیفی میشوند؛ زیرا پولس رسول میگوید: «حکم شد از گناه یک نفر برای قصاص همه مردمان.»
در پی مخالفت پلاگیوس با دیدگاه اگوستین، شورایی سال 481 میلادی در شهر کارتاژ تشکیل شد. بیانیه شورای کارتاژ میگوید:
اگر کسی بگوید لازم نیست نوزاد را تعمید دهند، باید وی را تکفیر کرد. همچنین، اگر کسی به وجود کودکانی در ملکوت آسمان یا هر جای دیگری معتقد باشد که بدون تعمید از دنیا رفته و در عین حال در شادی به سر میبرند، میبایست تکفیر شود.
همانطور که گفته شد، پدران کلیسا، مانند جروم و گرگوری کبیر دیدگاه اگوستین را در باره جهنمی شدن کودکان پذیرفتند. رابرت برنس، از شاعران بزرگ قرون وسطا، در دعا میگفت: «کودکان با به دنیا آمدن به جهنم میروند.»
الهیدانان مسیحی، تا نیمه اول سالهای قرون وسطا، دیدگاه اگوستین را میپذیرفتند؛ اما در قرن 12 میلادی، پیتر ابلارد، بر خلاف دیدگاه اگوستین، معتقد شد که نوزادان تعمید نیافته گرچه در جهنم هستند؛ اما شکنجه نمیشوند؛ بلکه تنها درد فراموش شدن از فیض الهی را حس خواهند کرد. برخی دیگر از الهیدانان معتقد شدند که آنها همین درد فراموش شدن را نیز حس نمیکنند و بدون شادی بهشتی یا عذاب جهنمی زندگی میکنند.
توماس اکوئیناس در این زمینه نظریه متعادلی را ارائه کرد. به عقیده وی، کودکانی که تعمید نگرفتهاند، به بهشت نمیروند؛ اما در برزخ که مکانی بین بهشت و جهنم است، به نام لیمبو زیست میکنند. لیمبو، به معنای لبه است. این مکان، گرچه در جهنم است؛ اما در لبه آن قرار دارد. این نظریه، در جلسه یازدهم شورای فلورانس تأیید شد.
Mohamad کاشانی مسیحیت, [10.07.17 17:27]
کلیسای کاتولیک، اگرچه در ابتدا سخت معتقد به نظریه اگوستین بود؛ اما کمکم به نظریه اکوئیناس متمایل شد تا اینکه در قرن بیستم، یک تغییر بزرگ رخ داد و پاپ ژآن پل دوم، برای کودکانی که بدون تعمید از دنیا میروند، ابراز امیدواری کرد که رستگار شوند. در آییننامه کلیسای کاتولیک، ضمن تأکید بر اینکه «خداوند رستگاری را در آیین تعمید قرار داده است» چنین آمده است:
کلیسا برای کودکانی که بدون تعمید از دنیا میروند، تنها میتواند رحمت الهی را آرزو کند.
در مسیحیت نخستین، اعتقاد به نجات کودکان تعمید نیافته مساوی با کفر و ارتداد و بیثمر دانستن و انکار عمل نجاتبخش مسیح بر روی صلیب شناخته میشد؛ اما کلیسای کاتولیک، چرخشی بسیار بزرگ انجام داد و اگرچه اطمینانی برای نجات این کودکان نداد؛ اما توانست رستگاری را برای ایشان آرزو کند. همین آرزوی نجات، اعتراضات فراوانی را در جوامع الهیاتی مسیحی برانگیخت؛ زیرا این کار را نوعی انکار عمل نجاتبخش عیسی بر روی صلیب میدانستند. معترضان میگفتند که اگر بدون ایمان به صلیب و غسل تعمید امکان نجات وجود دارد، پس عیسی برای چه به صلیب کشیده شد؟ همین اعتراضها باعث شد که در نهایت پاپ بندیکت شانزدهم، در اعلامیهای که در تاریخ 26 آوریل 2007 در سرویس خبری کاتولیک منتشر شد، رسما وجود لیمبو را منتفی اعلام کند. در همین سال، کمیسیون 30 نفره بین المللی الهیات، در رابطه با آموزه وجود کودکان در برزخ تجدید نظر کرد و اظهار داشت که به سرنوشت چنین نوزادانی آنچنان امیدوار نیست.
در کلیسای پروتستان نیز، لوتر و کالون از اگوستین پیروی کرده و به ورود کودکان بدون تعمید به جهنم و انکار لیمبو معتقد شدند. در این میان، ارتدکسها هم لیمبو را انکار کردند. در واقع در انکار وجود برزخ برای نوزادان، تفاوتی میان کلیسای ارتدکس شرقی و کلیسای پروتستان وجود ندارد.
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد