روزی یک عرب با یک معتاد همسفر شدند

بنام خدا

هو الذی اضحک و ابکی

 جهت تنوع

روزی یک عرب با یک معتاد همسفر شدند

عرب: سلام شما کجا رفت ایهاالصدیق

 معتاد : مهم نیست داداش مهکم اینه که اهل حال باشی: نه مزاحم

عرب: عرب اهل حال ی نفهمید ایهالصدیق

 معتاد :هیچی یعنی یعنی از این حال در بهشتها مصرف کنی یا نه دادش

 عرب :لا لا من خیلی بد اینها بلیس انا و انت را ممکم گرفتت بده من ذلک خطر ( او سعی می کند از معتاد بگیرد و معتاد نمی گذاردبگیرد عاقبت می گیرد

  معتاد شروع به فوش می کند : آخه نامرد من دارم از حال میرم جنسمو بده

 مرد عرب لالا باید ترک کرد این خیلی بده ان ترا ترک

معتاد نه مگه بمیری یالله جنسمه بده ادم عوضی فضول ملخ خور

عرب : فوش داده

معتاد : آره یک چیز هم بالاش . ... عوضی عوضی عوضی

 

عرب .: انت نفسک عوضی ایهاالشیطان الرجیم لااوتیک مثقالا منها

فضول فضول معتاد : فضول فضول

 عرب: انا اخوک اساعدک

معتاد قاه قاه می خندد و می گوید: من به این فوش می دهم این قران می خوانه