مناظره عبدالوهاب سعودی با سید جمال و خمینی
نمايشنامه پول و پلو با اختلاف
قسمت دوم
ملك عبدالله اردني :
ما كه هرچه گفيد گفيم باشه هر چه مهمونيه مي بريد پيش مبارك كلفته
طرح و خرابكاري بود كه خطره پاي ما گذاشتيد .ابروم رفته نزد عراقي ها
بابا بوش :
دلار بود پاي فهد و بچه اش گذاشتيم چون تو عرضه پول خرج كردن نداي جلسه پاي مبارك جونم گذاشتيم چون سر زمين توريستي هم سياحته هم تجارته
ملك عبدالله اردني : ببينم اين آخوند ها كيا هستند انگار آشنانن
بلر توني : اون دوتا سيده با اون عربه با همند اين وري با اون بقلي اش دوستان خودمونند
ملك عبدالله اردني: اونا چطور اينا چطور ؟
عمو سام :فضولي موقوف
سيد جمال :
خودم ميگم اينا دنبال دزدي نفت و غيره هستند به نفع شان نيست مسلمانان متحد باشند من مي گوييم شيعه و سني بايد متحد باشند
امام خميني :
منم ميگم شيعه و سني بايد متحد باشند به فكر فلسطين باشيم ما كاري به شيعه و سني نداريم
همه گوينده شعادتين هستند دو كلمه مقدس كه هر كه بگويد موحد است مثل زمان رسول الله( ص و اله )
ابن تيميه :
من ميگم هر كه جشن تولد براي بچه اش بگيره بدعته هر كه زيارت بره بدعته از دين خارجه
امام خميني :
ببينم هر كه به زيارت جرج بوش بره چي به كاخش بره چي مومنه دست امريكا ببوسه چي ؟
سيد جمال اسد ابادي:
ببينم چطور قران ميگه بريد پيش پيامبر و استغفار بكنه براتون خداي بخشنده مي يابيد با اون كه واسطه خورده
امام خميني :
چطور پيراهن يوسف را يوسف به كنعان مي فرسته باباش شفا مي گيره
برو عمو تو درسهايت بد خواندي اگه نگم مستر همفر جاسوس انگليس مغزت خورده
ادامه دارد
توجه کپی کردن ونمایش مطلب مانع ندارد