ادوارد-4(برنابای 3-)

 اودارد 4-(برنابای 3-)

بنام خدای واحد


توضیح بندهای پست قبلی(ادوارد 3-(برنابا))

 

خلاصه مطالب

 

1- رساله برنابا =انجیل برنابا..... 

 2-نسخه ی اسپانیایی اصل است نه ایتالییایی....

3-سال یوبیل را اشتباها صد سال ترجمه کرده اند

4-پاورقی های عربی نسخه ایتالیایی را اسپانیایی ها نوشته اند نه عرب ها.

 

شرح و توضیح:

 

1-گویا  رساله وانجیل برنابا هر دو  یکی است با دو نام .  هرچند مخالفین انجیل برنابا رساله را قبول دارند نه انجیل برنابا را.

جواب ما به مخالفین که رساله را قبول دارند نه انجیل را :

 

الف :پطرس بستانی در دایره المعارفش گفته رساله برنابا در قرون اولیه معروف بوده و کسانی نام می برد که این رساله را داشته اند آنگاه از نظرهاپنهان شده و در قرن 17 میلادی نسخه لاتینی آن یافت شده و و نسخه هایی از روی آن منتشر شده و می گوید همه این نسخه ها از نسخه اصل که لاتینی بوده و دارای چهارده فصل بوده،است

 

آنگاه نسخه دیگری در سال 1859 سراغ می هد که 22 فصل داشته است. و ما می دانیم این خصوصیات مال انجیل برنابا است

پس از نظر ایشان رساله برنابا با انجیل برنابا یکی است. زیرا انجیل مکشوفه را رساله نامیده و همان 22- فصل را دارد.

.{<<< اگرپطرس بستانی تعداد فصل های نسخه لاتینی را درست نوشتنه باشد معلوم می شود آن نسخه یا ناقص بوده و یا رساله برنابا بوده است. وچون توضیحی ندارم نمی توانم حکم کنم چه بوده است .>>}

 

ب:مرسوم است که گاهی کتاب و رساله در یک معنا مجازاً بکار می برند.

 

 

توضیح موارد  4-3-2- در پست قبلی

نسخه اصلی این ایجیل ایتالیا یی نبوده و احتمال قوی اسپانیایی است

انجیل ایتالیایی دارای جلدی به سبک شرقی بوده و احتمال داده اند که نویسنده ان مسلمان بوده باشد

جواب:

 نسخه اسپانیایی اصل بوده زیرا متن عربی پاورقی ناقص و کامل دارد .

وجود پاورقی عربی کامل و ناقص را برخی نتوانسته توجیه کنند ولی به نظر می رسد چون زبان رسمی اسپانیا عربی بوده و پاورقی نویسان مسیحی یا یهودی به خاطر زبان رایج کتابت عربی در اسپانیا نظرات خود را  به عربینوشته که گویا یک نفر وارد و نفر دیگر ناوارد بوده است مثل نسخه های پزشکی که امروزه در همه جا انگلیس می نویسند .چنانکه فرانسیسکو کابریلی می نویسد:

 

<<<صد سال پس از رحلت پیامبر( اسلام ص واله)زبان عربی زبان رسمی دولتی گردید و از سواحل تاگوس تا جاکارتا مرکز اندونزی رواج یافت.(اشارات فنی به قصه های قران ، علی ولی زاده ص15-به نقل از علی دوانی در هنر نویسندگی ،ص3-)>>>

این توضیح بهترین توجیهی است  که به واقعیت نزدیک برای پاورقی های دو گانه عربی پایین نسخه ایتالیایی می باشد

 دیگر لازم نیست تهمت مسلمان بودن نویسنده و یا صحافی شده در بلاد اسلامی را به خود تحمیل کنیم.

 

 

توضیح موارد5و6و7- در پست قبلی

 سال یوبیل

 

مشکل سال یوبیل :سال یوبیل هرچند درعهد قدیم 50 سال یک بار بوده ولی در کلبسای روم در سال1300 م تبدیل به صد سال کردند و بعد دو بار ه کم و زیاد شد مثلاً دوباره پنجاه و کمتر شد و چون در ترجمه برنابا در نسخه ایتالیا یی صد مطرح شده احتمال داده اند که این انجیل در قرون وسطا نوشته شده است .برخی این شبهه را قوی ترین شبهه می

 

دانند اما  :دکتر خلیل سعادت مسیحی: درمقدمه انجیل برنابا در مورد سال یوبیل احتمال اشتباه در ترجمه نسخه ایتالیایی می دهد زیرا صد و پنجاه در نوشتن با هم شبیه می باشند ...پس ایشان هم احتمال نسخه ی دیگری که اصل بوده می دهند. غیر از سعادت خلیل

مجله المقطف که ظاهراً در دست غیر مسلمانان بوده است معتقد بوده اند که ممکن است این انجیل دارای اصلی بوده که نسخه ایتالیایی از آن ترجمه شده است

 

 سال یوبیل

وبرخی گفته اند: سال یوبیل عملاً اجرا نمی شد (مستر هاکس) و برخی سوال نموده اند

پولس و شاگردانش شریعت تورات را نقض کردند چگونه به یاد یوبیل یهودی افتادند و به صد ویا پنجاه و یا کمتر تغییر دادند  مقداری به این مطلب مشکوک شده اند که کم و زیاد شده باشد

 

 سال یوبیل در سفر لاویان 25: 18-7- آمده است و ترک آن در خروج :7:13-12 ودر خروج: 46-16:18- مطرح شده است .

 

 

 مشکل نقش روی جلد

4- مشکل نقش روی جلد هم با توضیح فوق حل است زیرا نسخه ایتالیایی ترجمه بوده و یا تقلیدی از مسلمین است اگر در اسپانیا چنین کاری درصحافی نسخه اصل صورت گرفته باشد 

آنان با فرهنگ مسلمین آشنا بوده اند و اگر در ایتالیا جلد شده باشد باز ملل از همدیگر تقلید می کنند. و احتمال دیگر داده شده که دووک دوساوی دو کارگر فرانسوی داشته که چنین کرده اند .واین مطلب را دکتر سعائت مسیحی نیز مطرح کرده است. پس اینها دلیل بر مسلمان بودن نویسنده برنابا نمی شود .

 

 

 

: نسخه اسپانیایی آن به شهادت دکتر وایت که حرف به حرف مطابقت داده یکی است جز در دو اشکال کوچک .واین نسخه را را سایل مستشرق در اختیار وایت قرار داد و بعدها هم ناپدید شد ..

 ناپدید شدن نسخه اسپانیایی مشکوک است

 

 احتمالآًً سایل و همفکرانش در ناپدیدی ان نقش داشته اند زیرا سایل از کسانی است که عناد شدیدی با اسلام داشته است و علامه بلاغی الهدی الی دین المصطفی را در رد نظریات او نوشت و برخی اورابرخی اشد اعدای اسلام نامیده اند و دلیل این کار وجود قرائن بیشتری در اثبات انتساب ان به برنابا .لاوی قبرسی می تواند باشد.

 

توضیح مورد 8– در پست قبلی

 

<< اختلافات مسائلی مثل زایمان بی درد و مثل سجده فرشتگان قبل از دمیدن روح در آدم در این انجیل >>در حالی که اختلافات مسائلی مثل زایمان بی درد و مثل سجده فرشتگان قبل از دمیدن روح در آدم در این انجیل در انجیل برنابا موجود است با قران نمی سازد

 

 

- خلیل سعادت نیز گفته : دلیل بر آن است که نویسنده این انجیل مسلمان نبوده و گرنه مطلبی به این روشنی هرگز  از دید یک مسلمان مثل این نویسنده  پنهان نمی ماند .اگر نویسنده آن عرب بود از دیدگاه  او پنهان نمی ماند زیر را در قران زایمان مریم درد داشته و فرشتگان پس از دمیدن روح به سجده رفتند.

 

 

10- وجود برخی مشترکات با قران اشکالی ندارد زیرا همان مشترکات در عهدین نیز وجود دارد مثل نام محمد در آن بخصوص که این انجیل در قرون اولیه قبل از تولد محمد ص و اله نوشته شده است >>>>

 

  اغلاط جغرافیایی

 

11- وجود اغلاط جغرافیایی یا تاریخی به فرض صحت ضرری به این انجیل نمی رساند این بلای همه کتابهای عهدین است بنگرید قطره ای ازدریا را:

در سفر دوم سموئیل باب 24- قسمت 19 قحطی هفت سال است

<<پس جاد نزد او امد اورا مخیر ساخت هفت سال قحطی ..>>

 

ولی همان مطلب در تواریخ ایام باب21 قسمت 2- سه سال ذکر شده است

<<پس جاد نزد او آمد وی را گفت .. برای خود اختیار کن یا سه سال قحط>>

 ولی عهدین را باز معتبر می شمارند .

 

 

 جلاسیوس اول و منع قرائت انجیل برنابا 

 

در پایان سایل به انکار داستان جلاسیوس اول می پردازد اما تاریخ نویسان خوشبختانه آن راثبت کرده بودند مانند: دایره المعارف انگلیسی ج2- طبع سیزدهم ص 180 در ماده اپوکریفل لترچر  -apocryphal liter ature-

 

تصریح برممنوعیت جلاسیوس اول برخواندن این انجیل می کند زیرا کلیسا با خود پرستی آلوده بود و گرنه امثال گالیله را نمی سوزاندند .

 

ماخذ: مقدمه انجیل برنابا با شرح و توضیح های وبلاگ نویس و قاموس کتاب مقدس و خود کتاب مقدس. در پست بعدی ادوارد چهار به این سوال پاسخ می دهیم و ادوارد را به خدامی سپاریم و وجدان خودش. 

جمعه 13 بهمن1385 ساعت: 8:46

توسط:ادوارد

کنید تا دیگران هم خدا را جلال بدهند . مسیح وقتی دعا می کرد می گفت ای پدر من که در آسمانی . و وقتی که می خواست به آسمان بره گفت منتظر وعده پدر باشید تا بر شما بیاید . به گفته برنابا منظور مسیح محمد بوده در صورتیکه این ممکن نیست . چرا ؟ چطور ممکنه شاگردان مسیح 1400 سال در اورشلیم بمونند ؟ نوح اینقدر عمر کرد ؟ در ضمن مسیح در اولین موعظه اش گفت روح خداوند بر من است . یعنی اینجا هم منظورش محمد بوده ؟

 

ادوارد3-(برنابا)

ادوارد 3-(برنابا)

بسمه تعالی


در قسمت قبلی نوشتیم که انجیل برنابا در قرن اولیه مسیحیت به اعتراف مسترهاکس و دایره المعارف بستانی و دایره المعارف انگلیسی موجود بوده است  واشکالی که برخی گفته اند : رساله برنابا با انجیل برنابا فرق داشته است را اکنون با مباحث دیگر ذیل جواب می دهیم

 

1-     رساله وانجیل برنابا یکی است  چنانچه مدارک آن ارائه می دهم انشالله

2-     نسخه اصلی این ایجیل ایتالیا یی نبوده و احتمال قوی اسپانیایی است

3-     مشکل حاشیه های عربی ضعیف و قوی مسلمان بودن نویسنده نبوده بلکه زبان رسمی اسپانیا در قرن اول هجری عربی شده بود

4-     مشکل نقش روی جلد هم با توضیح فوق حل است زیرا نسخه ایتالیایی ترجمه بوده و یا تقلیدی از مسلمین است

5-     سال یوبیلی  هرچند پنجاه بوده ولی ترجمه ایتالیایی ممکن است اشتباه نوشته باشد (قول دکتر خلیل سعادت مسیحی)

6-     سال یوبیل عملاً اجرا نمی شد (مستر هاکس)

7-     پولس و شاگردانش شریعت تورات را نقض کردند چگونه به یاد یوبیل یهودی افتادند و به صد ویا  پنجاه و یا کمتر تغییر دادند  

8-     اختلافات مسائلی مثل زایمان بی درد و مثل سجده فرشتگان قبل از دمیدن روح در آدم در این انجیل

9-     -با قران متفاوت است و نمی تواند نویسنده مسلمان چنین اشتباهی بکند پس نویسنده آن انجیل مسیحی یا یهودی بوده است

10-وجود برخی مشترکات با قران اشکالی ندارد زیرا همان مشترکات در عهدین نیز وجود دارد مثل نام محمد در آن بخصوص که این انجیل در قرون اولیه قبل از تولد محمد ص و اله نوشته شده است

11-وجود اغلاط جغرافیایی یا تاریخی به فرض صحت ضرری به این انجیل نمی رساند این بلای همه کتابهای عهدین است

12-ناپدید شدن نسخه اسپانیایی بوی این می دهد که مطالب روشن کننده بیشتری در آن بوده است

13-توضیحات در پست بعدی

 

ادوارد  و سوالات خدا شناسی

ادوارد  و سوالات خدا شناسی

یارعلی ...ادوارد

ادوارد در نوشته های اخیرش سوالاتی داشت اگر چه در حال حاضر روی مباحث دیگر مشغولم ولی مختصری با ایشان درد دل می کنیم.

سوالات ادوارد  مسیحی

شما در وبلاگتون فقط به عقل خودتون رجوع کردید . اگه قرار باشه با عقل جوابگوی همه سوالها باشیم من چند تا سوال می پرسم جواب بدین .
1- چه چیزی خدا رو به وجود آورده و خدا از کجا اومده ؟
2- چه کسی خدا رو در این مقام قرار داده ؟ چرا اون باید واجب الوجود باشه ؟
3- خدا که روحش نامحدوده چطور روح خودش رو در انسان دمید ؟
4- خدا مگه همه چیزو نمیدونه ؟ پس چطور انسانی رو آفرید که می دونست گناه می کنه ؟
5- چطور خدا مسیح رو می فرسته که دین موسی رو تکمیل کنه ولی محمد رو می فرسته و هر دوتا قبلی رو تحریف شده معرفی می کنه ؟ یعنی خدا گذاشته که 2 تا کتاب آسمانیش تحریف بشه؟؟؟

توسط ادوارد

       

واقعا برات متاسفم می دونی چرا ؟ خودت بشین مطالبت رو بخون . تو مسیح و خدا رو با خودکار و خودت و فلانی یکی فرض کردی .

در مورد اون آیه پولس باید بگم که یهودیانی که مسیح رو رد کردند داشتند تفکرات خود رو به اسم انجیل به مردم تعلیم می دادند که پولس اونها رو رد می کنه .
اما در مورد نوشته شدن انجیل . اتفاقا این خودش جواب شماست . اولا انجیل به کتاب مقدس مسیحیان می گن و اناجیل به 4 بخش از انجیل که شامل زندگینامه مسیحه . پس دیدین که منظور از اناجیل چی بوده .
در ضمن عهد جدید انجیل شامل زندگی شاگردان بعد از آمدن روح القدس و صعود مسیحه و مکاشفه که وقایع آخر زمان رو نوشته . چطور ممکنه کتابی که طی این همه سال به قول شما نیم تا یک و نیم قرن جمع آوری شده جوری تحریف بشه که تناقضی پیش نیاره ؟

 

توسط ادوارد.....

       

در ضمن تو که اینقدر به خدای واحد و واجب الوجود و غیر قابل تغییر اعتقاد داری . چطور می گی این خدای واحد در برخورد با ادیانش دو گانه عمل کرده ؟ چطور شما می گین که خدا به محمد گفته نمیگذارم به کتاب تو آسیبی برسد ولی همین خدا گذاشته تا کتاب معتقدان به مسیح دچار تحریف بشه ؟ چطور تا قبل از اسلام مسیحیت دین کاملی بود ولی بعد از گسترش اسلام مسیحیت تحریف شده نامیده شد ؟ مگه همه پیامبران از خدای واحد دستور نگرفتند ؟ مگه مسیح به قول شما جزو پیامبران بالا مرتبه نبوده ؟ چطور خدا گذاشت کتاب پیروان این پیامبر تحریف بشه ولی کتاب موسی و محمد تحریف نشه ؟

توسط ادوارد...

       

سلام . من یک فرد مسیحی هستم . همونطور که خودتون گفتید در قسمت تمثیلهای غلط : (در برنابا) . عزیزم شما اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش . در ضمن اگه قرار باشه با دلایل عقلی همه چیزو رد کنی پس چیزی به اسم حکمت بی نهایت خدا رو رد کردی چون تو داری خودتو با خدا مقایسه می کنی و می گی چون من درک نمی کنم پس وجود نداره . تو خدایی ؟

       

اکنون به هر سوال مختصر جواب می دهیم

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                    جواب:

 

جواب : در روایتی چنین از امام  پنجم   محمد ابن علی ملقب به باقرالعلوم (ع) آورده اند در توضیح آیه ی

 

" دمیدیم در او از روح خود  " از قران "  فرمود: روحی بود که خدا اختیار کرده بود و  برگزید بود  وآفریده بود آن را  پس اضافه نمود  (نسبت داد)

 

 ان را به سوی خود و تفصیل داد آن را بر جمیع ارواح  پس امر کرد در آدم از آان روح دمیده شود

 

..... واز برای آن به خود نسبت داد ( گفت روحی ) زیرا آن را برگزید  بر سایر ارواح .همچنانکه  برگزید خانه ای از خانه ها  و فرمود خانه من و .. خلبل من..و امثال اینها و همه اینها آفریده شده و ساخته شده و حادث هستند و تربیت کرده شده اند .(حیوات القلوب مجلسی ج 1- ص )35

 

 پس روح محدود است نه نا محدود ....

 

نتیجه :  1- روح مخلوق است  و خاصیتی  دارد که می تواند آلوده شود  ومی تواند پاکتر شود  اما چون با بدن مادی ما تماس می گیرد و ارتباط پیدا می کند (اثر می پذیرد ) تلاش و اعمال ما است که مانند ظرف وآب در یخچال  قالب به روح می دهد این قالب را مجاهده نورانی تر نموده ویا هوا پرستی خذلان و سیر معکوس ما روحی حیوانی برای ما تعین  می کند

 

 

 دومین سوال ادوارد

چه چیزی خدا رو به وجود آورده و خدا از کجا اومده ؟

جواب:

 

خداوند از چیزی به وجود نیامده است  زیرا اولاً جسم نیست   و ماهیت ندارد و صرف وجود است ولی وجودش با وجود بقیه فرق دارد  اما چیست ما

توان تشخیص چیستی او نداریم زیرا ما محدود هستیم واو نامحدود مورچه چه می داند دریا چیست !!!  اما می توانیم بگوییم او چه چیزهای نیست  .

 

 ویا در حد درک خود احتمالاتی بدهیم . مثال از دانش خود، پی به کمی فهم از دانستن وعلم  خدا ببریم  واز ایجاد هستی پی می بریم که خالقی می خواهد و لی خود خالق احتیاج به خالق ندارد زیرا  تسلسل پیش می اید که در فلسفه باطل است (. در گفتگوی یارعلی با ماتریالیست این بحث مطرح شده به وبلاگ این جانب مراجعه کنید  و اگر بیشتر توضیح می خواهی با آدرس موجود  سایت فلسفی در قسمت نظرات وبلاگم تماس بگیر ).

 

پرسیده بودی :

چرا اون باید واجب الوجود باشه ؟

 

 در فلسفه می گویند تا چیزی واجب نشود وجود پیدا نمی کند   مثل اتش تا همه شرایط  یک نوع اتش فراهم نشود روشن نمی شود مثل

کبریت و کاغذ   اراده مشتعل کردن و..در آتیش بازی کودکان و یا شرایط دیگر در آتش روشن کردن مثل اجاق گاز ..

 

وقتی ما برای علت شروع  جهان به بن بست می رسیم چند فرضیه مطرح می شود

1- یا باید شروع نمی شد.چون ممکن الوجود برایش فرقی ندارد و در هر دو طرف وجود و عدم برایش مساوی است

 

 2- شروع شود  و این دلیل می خواهد  عاملی غیر مادی بایددر کار بوده باشد وباعث خلقت جهان شده باشد . چون دو طرف برایش مساوی بود .عامل خارجی دخالت کرده و وجود ممکن را  به واجب الوجود بالغیر تبدیل نموده باشد (واجب الوجود وابسته )

 

 

 3-  حالت سوم این که جهان خودش ازلی باشد که دراین  وبلاگ باعنوان( یارعلی .. ماتریالیست)در   مناظره حضرت محمد ص اله  با دهریون را مطرح شده که چرا  چرا جهان حادث است

 

پرسیده بودی

خدای متعال همه چیز رو میدونه  پس چرا انسانی افریده که میدونه گناه میکنه؟؟

عزیز من برای ازمایش بشر  و رسیدن به مقام کمال در موفقیت از ازمایش  و بندگی و رسیدن به افعالی الهی در اثر عمل به شریعت و احکام الهی

مانند انبیاء و قدرت مافوق طبیعی آنها در اثر بندگی و مقامات حاصله .

 

 

پرسیدی :

       


5- چطور خدا مسیح رو می فرسته که دین موسی رو تکمیل کنه ولی محمد رو می فرسته و هر دوتا قبلی رو تحریف شده معرفی می کنه ؟ یعنی خدا گذاشته که 2 تا کتاب آسمانیش تحریف بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

ببین عزیزم . کارهای خداوند نوعاً با علل طبیعی است مگر شرایط خاص  خوب  کتاب می فرسته و مردم و صدوقیان وفریسیان و کهنه و .. همه را به نوعی ازمایش می کند  یکی با تحریف کتاب به نفع خود و دیگری ..

 

اما خدا کارهای خود را عاقبت تکمیل می کند پس از اتمام حجت ها مثال فرعون را پس از سالها غرق می کند می توانست از اول او را بکشد ..

 

 

در مورد دین هم یک روزی به کمال می رسد و  کتاب کامل می فرستد اگر اون اخرین کتاب هم تحربف شود کار خداوند ناقص می شود پس اون را حفظ می کند.  چنانچه در اخرین لحظه موسی و قومش را نجات و فرعون را غرق کرد تا دین ادامه پیدا کند .

 

 

 ادوارد گفته بودی :

 

. عزیزم شما اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش

 

جواب:

 

 

 ببین عزیزم عناد مسیحی ها با انجیل برنابا منطقی نیست برخی از محققین شماها به دو کتاب انجیل برنا با و رساله برنابا هردو اعتراف کرده اند . لازم داری تا در فرصت مناسب ارائه شود

 

 البته تا حال ما به این انجیل استناد نکردیم شاید از مقدمه اون چیزی در یک جمله گفتم نه خود انجیل برنابا .

 

گناه انجیل برنابا این استکه با پیشگوئیهای اشعیا و غیره و آمدن نبی آخرالزمان هماهنگی دارد . مگر اناجیلهای بعدی با مسیح معاصر بوده که آنها را پذیرفتند .. این سیاست  یک بام و دو هواست.!!!!

 

گفته بودی :

 

چطور تا قبل از اسلام مسیحیت دین کاملی بود ولی بعد از گسترش اسلام مسیحیت تحریف شده نامیده شد ؟ مگه همه پیامبران از خدای واحد دستور نگرفتند ؟ مگه مسیح به قول شما جزو پیامبران بالا مرتبه نبوده ؟

 

جواب:

 مسیحیت باشرط پیش گوئی های مسح مورد قبول است تازه مسیح که شریعت را نقض نکرد پولس برای جذب مشتری احکام شرع میسح را با مشورت حذف کرد آیا مسیح به اندازه پولس عقل نداشت که خودش این کار را بکند ؟. .

 

تازه به فرض این کار پولس صحیح بدانیم در مقطعه ای خاص و موقت  بایدباشد نه تا حال که جمیعت مسیحیت زیاد است .

 

 ونقص مسیحیت جدایی از شریعت است

 

 

بقیه سوالاتت را در فرصت بعدی بزودی انشاالله جواب می دهم.  مانند پولس و ختنه . در اورشلیم بمانید و...

  

   برنابا -ادوارد

برنابا -ادوارد

ادوارد  و برنابا

توسط ادوارد.....

سلام . من یک فرد مسیحی هستم . همونطور که خودتون گفتید در قسمت تمثیلهای غلط : (در برنابا) . عزیزم شما اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش . در ضمن اگه قرار باشه با دلایل عقلی همه چیزو رد کنی پس چیزی به اسم حکمت بی نهایت خدا رو رد کردی چون تو داری خودتو با خدا مقایسه می کنی و می گی چون من درک نمی کنم پس وجود نداره . تو خدایی ؟

 

جواب من........

 

ادوارد جان     افسوس از تبلیغات مغرضانه بعضی از کشیشها  در باره انجیل برنابا نوشته بودی   <<<< اگه یه کم در زمینه مسیحیت مطالعه داشتی به برنابا نمی گفتی انجیل . چون برنابا بعد از انجیل اومده . البته چند صد سال بعدش>>>>   ببین سخن دکتر هاکس در قاموس کتاب مقدس : <<<برنابا (پسر وعظ) شخص لاوی  قبرسی بود که در زمان رسولان به دین مسیح متدین شد ....او همان کس است که پولس را به شاگردان معرفی کرد ...(قاموس کتاب مقدس ص  174- ) در کتاب مقدس  ا ع 9:    27-    نیز آمده <<<  اما برنابا او را گرفته به نزد رسولان برد ...>>   مستر هاکس معتقد است که انجیل برنابا شاید در اوائل  سال 70بعد  میلادی نوشته شده باشد اما ایشان انجیل برنابای امروزی را منسوب به مسلمانی ایتالیلیی می کند بدون آنکه مدرکی ارائه دهد . مولف بشارات عهدین به نقل از  دایره المعارف انگلیسی  ج 2- چاپ 13- ص 180- می نویسد :پاپ جلاسیوس اول در سال 492 میلادی یعنی (118) سال پیش از تولد پیامبر اسلام آن را ممنوع کرد صاحب  " آکسیهومو"  که از علمای پروتستانت است در باب 5- از تتمه کتابش  که به سال 1813 م در لندن چاپ شد انجیل برنابا را در زمره اناجیلی که  از قدمای مسیحیت نقل کرده مذکور داشته است .(بشارات عهدین ص 14)   پطرس بستانی نیز در دایره المعارف کبیر خود ضمن اعتراف به حواری بودن برنابا مورد اقتباس بودن انجیل برنابا را در قرون اولای مسیحیت ذکر کرده و از جمله کسانی که از آن اقتباس کرده اند  اکلمینصس  اسکندری و اوریجانس و اوسابیوس و  ایرونیموس  یاد کرده است. ولی گویا برنابا علاوه بر انجیل خود رساله ای هم داشته است و برخی محققین نوشته اند که صاحب  " آکسیهومو" هر دو را قبول داشته است. اگر چه گفته می شود  مسیحیان رساله را قبول دارند و انجیل را رد می کنند .   با توجه به جدایی حاصل بین پولس و برنابا . در ( اع 15: 30-    21) و وجود اختلاف در بین انجیل فعلی برنابا و تعلیمات پولس می توان قرینه ای دانست که این انجیل مال برنابای حواری است.   در انجیل برنابا فصل 21- آیه 1- چنین آمده است : یسوع به نامه نگار گفت  ای برنابا بر تست که انجیل مرا حتما بنویسی  و آنچه را در باره من اتفاق افتاد  در مدت بودن من  در جهان .2- و نیز بنویسی آنچه بر سر یهودا آمد تا مومن فریب نخورد  و هرکسی تصدیق نماید حق را 3-..انگاه نامه نگار گفت ولیکن نمی دانم انچه برای یهودا اتفاق افتاده ریرا که همه چیز  را ندیده ام 5- یسوع در جواب فرمود : یوحنا و پطرس که هر چیزی را با چشم خود دیده اند اینجا هستند  پس آن دو ترا به هرچه اتفاق افتاده خبر خواهند داد...   برنابا سپس اقوال بعد از عیسی (ع) را در فصل 22- می آورد :1 - کسانی که شاگرد نبودند و خود را شاگرد قلمداد کردند و گفتند مسیح مرد  2- کسانی که گفتند مرد و بر خواست وهمیشه بشارت می دهند به اینکه یسوع همان پسر خداستو در شمار ایشان پولس است که فریب خورد  ..3-  اما ما همانا بشارت می دهیم که به انچه نوشته ام تا کسانی کهاز خدا می ترسند   تا در روز باز پسین از داد خدا خلاص باشند .     از جمله مطالب به نفع برنابا این است که در مطلب او ضد و نقیض وجود ندارد  مثلاً ختنه راقبول دارد. پولس می نویسد اینک من پولس به شما می گویم اگر مختون شوید  مسیح برای شما هیچ فایده ای ندارد  غلا--   5- در حالی که ابتدا پولس مشورت کردند برای جذب ملل به مسیحیت ختنه را حذف کنند . اما در این جا عناد وی با عهد خدا با ابراهیم (ع) را می بینیم   درکتاب مقدس ابراهیم عهد ختان با خداوند دارد : ما هر ذکور نا مختون  که گوشت غلفه او ختنه نشود ان کس از قوم خود منقطع شود زیرا که عهد مرا شکسته است.   این شما و این وجدان شما برنابا به عهدین نزدیک تر است یا پولس . باید توجه داشت که مسیح سنت را تغیر نداد . و نسخ در شرع میسحیت نیز جایز نمی دانند .چرا پولس کاری کرد که خداوند از قبل خروج وی از عهد خود را اعلام کرد . چنانچه در روایات شیعه یکی از افراد داخل تابوت  ته جهنم پولس است.   یکی از دلائل رد این انجیل وجود جریان تخریب  اورشلیم در این انجیل است با انکه گفته اند برنابا در سال 64-م رحلت کرده است .  البته وجود اختلاف چند سال در تولد و فوت ها طبیعی است ممکن است جابه جا نوشته باشند ثانیاً – اورشلیم ممکن است بیش از یک بار تخریب شده باشد چنانچه مستر هاکس آورده است که قبل از میلاد مورد حمله قرارگرفته بود . برای اطلاعات بیشتر به دو مقدمه در این انجیل از رشید رضای مصری  و حیدر قلی خان سردار کابلی و دکتر خلیل سعادت مسیحی مراجعه کنید. و مطمئن باشید چندین برابر اشکالات وارده به برنابا  بر اناجیل چهارگانه موجود وارد است . اگر کسی وقت بگذارد اثبات نزدیکی انجیل برنابا به مطالب عهدین ودوری چهارانجیل رسمی  از آن بیشتر ر روشن است و می فهمد چرا کلیسا از انجیل برنابا می ترسد . و آن را هو می کند چیزی شبیه هولوکاست که از ترس رسوایی بحث در آن را جریمه می کنند

..............................

در ااین قسمت مقاله ای از وبلاگ روزبه کاظمی در باره کشف انجیل برنابا و مسلمان شدن داوینچی معروف را می آوریم

 

تصویر دانشمند و شهید غریب و گمنام " راهب

مغربی" ، که شخصیت مرمـوز و ناشناختـۀ این

رسالۀ داوینچی است. او سبب آشنایی داوینچی

با مقدّس اردبیلی نوجوان، شـده ؛ و در حقیقت

همین مرد سبب اسلام آوردن داوینچی شــد....

نام او همینگونه با لقب "مغربی"* بـارهـا در

این رساله آمــده است. او ابتدا راهـبی مسیحی

بــوده و سپس مسلمان و شیعه شــده است، و

تسلط عجیبی بر متون تواریخ اسلامی و بــــر

زبانهای عِبری، سُریانی،عربی، و حتی فارسی

داشــته است. اما نامش هنوز هم معلوم نیست!

برخی به اشتبــاه، تصویر فــوق را چهرۀ خود

داوینچی پنداشته اند؛ حال آنکـه فرانچسکو، در

انتهای همین رساله آنـرا الصاق کرده وتصریح

میکند که این تصویر چهرۀ راهب مغربی است.

*Magrebino

+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 10:43 AM  توسط روزبه کاظمی 

 

تصویر فوق توسـّط فرانچسکو مِلتزی شاگرد

لئوناردو داوینچی از چهـرۀ مقـدس اردبیلی -

در نوجوانی - کشیده شده است.

فرانچسکو، این تصویر منحصر بفـرد را نیز

در انـتـهای همین رسـالۀ استــــادش الـصـاق

نـمـوده و شــرح داده که پـس از درگــذشـت

داوینچی و کشـته شــدن راهــب مغربی، بـه

نحوی ناشنـاس از چـنگ نیکــولا ماکـیـاولی

- دشمن لئوناردو- گریخته و اروپا را موقـّـتاً

ترک کرده و نزد مقدّس اردبیلی - که همـسنّ

اوبود آمده وازنزدیک تصویر را کشیده است.

تصویر فوق توسـّط فرانچسکو مِلتزی شاگرد

لئوناردو داوینچی از چهـرۀ مقـدس اردبیلی -

در نوجوانی - کشیده شده است.

فرانچسکو، این تصویر منحصر بفـرد را نیز

در انـتـهای همین رسـالۀ استــــادش الـصـاق

نـمـوده و شــرح داده که پـس از درگــذشـت

داوینچی و کشـته شــدن راهــب مغربی، بـه

نحوی ناشنـاس از چـنگ نیکــولا ماکـیـاولی

- دشمن لئوناردو- گریخته و اروپا را موقـّـتاً

ترک کرده و نزد مقدّس اردبیلی - که همـسنّ

اوبود آمده وازنزدیک تصویر را کشیده است.

+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 10:20 AM  توسط روزبه کاظمی 

 IL MIO SPAZZOLINO

(Leonardo da Vinci / 1519)

"مِسواک من!"آخرین نوشتۀ لئوناردو

داوینچی، در آخرین سال زندگی خود.

وی این اثر را درحالی که در نزدیکی

آمبوآز فرانسه درتبعید به سر می برده

و در بستر بیماری نوشته و آنرا بسان

مسواکی که دهانش را ازهرگونه خطا

ولغزش گفتاری گذشته پاک می سازد،

ارائه داده ، و با صراحت ، دین اسلام

وآیین شیعۀ دوازده امامی را بـرتمامی

ادیان و مذاهب جهان ترجیح می دهـد!

از مطالعۀ این رساله خواهیم فهمید که

ترویج " انجیل بَـرنابا "- که بارها نام

پیامبر اسلام (ص) در آن آمده - طرح

لئوناردو داوینچی بوده و نسخۀ خطـّی

ایتالیائی موجود در کتابخانۀ وین، بخطِّ

فرانچسکو مِلزی (یا: مِلتسی) - آخرین

پسرخواندۀ لئوناردو-ازاین انجیل است

و هـمکار ناشناختۀ لئوناردو:" راهِــب

مغـربی"، نیز در تمامی این فعّالیّت ها

نقشی اساسی داشته وبرای مطالعۀ هر

متن عـربی یا عِـبـری و یا سُریانی، به

هر دوی آنها کمکـهایی می کرده است.

"راهـب مغربی" سبب آشنایی لئوناردو

بـا"مقدّس اردبـیـلی" - که در آن زمان

نوجوانی تقریباً همسنّ فرانچسکومِلزی

بوده- شده وازمـقدس اردبیلی میخواهد

که کتابی کامل در مورد عقاید صحیحۀ

اسلام وتشیّع- به زبان پارسی یا عربی-

بنویسد، تا او آن را برای لئوناردو برده

وبـه ایتالیایی ترجمه کند - هر چند خود

لـئوناردو، تا اندازه ای با عربی آشنایی

داشته - مقدس اردبیلی ترجیح میدهد که

این کتاب را به پارسی، به زبان مادری

هـموطنان خود بنویسد ؛ و نام آن را نیز

بوستان شیعیان (: حَدیقة الشـّیعَة)مینهد؛

که جلد اول آن در روش زندگانی و نیز

اثبات پیامبری و خاتـَمـیّـت پیامبر اسلام

(ص) بوده - که امروز هیچ اثری ازاین

مجلّد نیست! - و جلد دوم - که امروزه،

به عنوان کلّ "حدیقة الشـّیعة" شناخته

می شود - در اثـبات برحق بودن مذهب

شیعه بوده است. لئوناردو داوینچی هر

دو جلد را بطور کامل و با کمک راهب

مغربی و فِـرانچسکومِلزی، خوانده و به

سختی تحت تأثیر قرار میگیرد و تمامی

مُحتوَیات این کتاب را معـقول و تحقیقی

می بیند.اوگمگشتۀ خود را در همین اثر

مقدّس اردبیلی یافته ، رسالۀ " مسواک

من "را در تأیـیـد ارجحیّت دین اسلام و

آیین تشیع دوازده امامی ، می نویسد. او

دراین رساله،مقدس اردبیلی را با عنوان

" ای قِـدّیس! " مکرّر مورد خطاب خود

قرار داده و بسیار از او قدردانی میکند.

اصل این رسالۀ خطّی در سـال 1992م

توسط یکی از افراد خاندان " فِراری" -

اتومبـیل ساز مشهور ایتالیایی - به بهای

1,400,000 دلار خریداری شده و این

شخص خود را با نام"ایکس فِراری" در

کارتی که تصویر آن را مشاهده می کنید

- با آرم اتومبیل مذکور- معرّفی کرده، و

به انگلیسی نوشته است: " ازطرف ایکس

فِـراری ؛ به یادبود پدر دل آزرده، و مادر

دلشکستۀ خاندان فِراری و جوان رنج دیده

درگذشتۀ(ناکام)ایشان؛ یادِ همگی آنها بخیر.

1,400,000 دلار، بابت کتاب داویـنـچی،

بنام "ایل میوسپا تـزولینو" (مسواک من)

کارت یادبود ایکس فِراری X Ferrari - به یاد پدر و مادر و خانواده اش...

هم اکنون این کتاب ارزشمند- که چاپ آن

دراروپا ممنوع است!- با شمارۀ رمززیر

در"صندوق امانات سرّی لندن" نگهداری

می شود ( بخش امانات خاندان فِراری) :

B-15-I.M.S

---------------

22-D.P.L.D

Ferrari360


فِراری 360


 Enzo Ferrari پدر خانوادۀ فِراری/ رئیس شرکت اتومبیل سازی فراری ایتالیا

دو عکس از چهرۀ پدر دردمند و مصیبت دیدۀ خاندان فِراری:

شادروان اِنزو فِراری


نقاشی قلمی فرانچسکو مِلزی نوجوان

از چهرۀ شکسته و غمزدۀ استاد پیرش

مرحوم لئوناردو داوینچی؛که ظاهراًاین

اقتباسی است ازآنچه کــه خود لئوناردو

دراواخر عمر، ازتصویرآینه کشیده بود.

این نقــّاشی قــلمــی به آخـر همین نسخۀ

خطی چسبانــده شـده و منحصـر به فـرد

بشمار می رود.

دستخط لئوناردو داوینچی در این رساله

نیز همانند دیگر آثارش، معکوس است؛

یعنی از راست به چپ نوشـتـه و قابـل

خواندن نیست ، مگر با استـفاده از یـک

آینه که آن را معکوس کند ! داوینچی از

ترس دشمنان یا افراد نا اهل، این چنیــن

می نوشته است . گفتنی است کــه: تمام

مندرجات این رساله ، توسط سیـستـــــم

خط شناس کامپیوتری ، چک شــده و به

اثبات رسیده که همگــی آن به خطّ  خود

لئــوناردو داوینچی است ؛ به جز بـخش

الحاقی پایان رساله، که به خطّ شاگـردش

"فِرانچسکو مِلزی" است و با خطّ او هم

تطبیق داده شده است.

 از جناب دکتر عیسی مهدوی - مـتـرجم

این کتاب - قدردانی میشود، که با وجود

کهولت سنّ، با استفاده از آیـنه - کـه کار

دشواری است - در حال ترجمـۀ ایـن اثـر

نفیس هستند، و ما نیز ترجمـۀ ایشان را

در همین وبلاگ منتشر می سازیم.

منبعhttp://davinci2008.blogfa.com/8703.aspx

".

+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 10:20 AM  توسط روزبه کاظمی 

جواب به فصل سبز

سلام بر تو عزیزم فصل سبز
http://www.esraco.net/
ایت الله جوادی املی
 وب سایت   پست الکترونیک
لطفاْ مشکل را با  ایشان در در میان بگذارید و امیدوارم موفق شوی. اما مایوس نباید بود و شک نکن حکمت ها را ما نمی یابیم .

مناظره 3-   امام رضا با راس الجالوت یهودی

 

مناظره 3- امام رضا (ع) و راس الجالوت یهودی

 

بسمه تعالی

خلاصه:1- نبی از برادران بنی اسرائیل محمد(صلی الله و علیه و اله)است

2- شتر سوار محمد است

3-از کوه فاران با کتاب جدید محمد است.

 

بعد از مناظره امام رضا (ع) جاثلیق از امام خواستند که از دیگری سوال کند و حضرت پذیرفت .

 

راس الجالوت یهودی شروع به سوال کرد و گفت من غیر از تورات دلیلی نمی پذیرم . یا از انجیل یا از زبور  . امام قبول کرد

 

امام رضا (ع):

راس الجالوت: نبوت محمد را چگونه اثبات می کنی

 

امام رضا (ع): موسی و عیسی و داوود به آن گواهی دادند

راس الجالوت: قول موسی را ثابت کن .

 

امام رضا (ع):ای  یهودی می دانی که موسی به بنی اسرائیل وصیت کرد:

 

قطعاً می آید در اینده پیامبری از بین برادران شما در بنی اسرائیل  پس تصدیقش کنید و از او بشنوید

 

/ ایا شما غیر از فرزندان اسماعیل بردرانی  می شناسید ؟اگر فامیلی اسرائیل از اسماعیل و قرابت

 

بین ان دو را می شناسی از جانب ابراهیم.

 

راس الجالوت: این سخن موسی است انکار نمی کنم .

 

امام رضا (ع): ایا از برادران بنی اسرائیل کسی غیر از محمد( ص واله) امده است (بعنوان نبی)

 

راس الجالوت: نه

 

امام رضا (ع):   ایا انکار می کنید که تورات به شما می گوید: نور از جانب کوه سینا آمد و از کوه سعیر روشن شد واز کوه فاران  درخشان گردید.

 

راس الجالوت: این کلمات را می شناسم تفسیر آن را نمی دانم.

 

امام رضا (ع):من به تو خبر می دهم . نور از جانب کوه سینا وحی خداوند تبارک وتعالی است بر موسی در کوه طور –

 

از کوه سعیر روشن شد آن کوهی است که خداوند بر عیسی بن مریم ع

وحی کرد  در حالی که روی آن بود- واز کوه فاران  درخشان گردید.  کوهی است از کوههای مکه و دو روز با مکه فاصله دارد

 

امام رضا (ع): شعیای(اشعیاء)نبی  در انچه تو و یارنت در تورات می گویی گوید :

 

دیدم دو سوار که زمین از آن دو روشن شد. یکی خر سوار و دیگری شتر سوار . شتر سوار کیست ؟

 

راس الجالوت: نمی دانم آن دو را شما بگو.

 

امام رضا (ع):خر سوار عیسی ع است و شتر سوار محمد( ص اله) است آیا این را از تورات انکار می کنی ؟

راس الجالوت: نه انکار نمی کنم.

 

امام رضا (ع):آیا حیقوق را می شناسی ؟

 

راس الجالوت: اری من او را می شناسم.

 

امام رضا (ع): همانا او گفته و کتابتان سخن او را بیان کرده.

 

خدا به بیان آمد از کوه فاران  وآسمان  از حمد احمد  وامتش  پر شد و(خیلش)  لشکرش در دریا

 

می برد مانند خشکی  کتابی جدید می آورد بعد از خرابی بیت المقدس – یعنی قران آیا این را می شناسی و به آن ایمان می آوری؟

 

راس الجالوت: قطعااین را گفته حیقوق انکار نمی کنم.

 

امام رضا (ع): داوود در زبور گفته : خدایا بر انگیز بر پا دارنده سنت  بعد از فترت ،ایا نبی می شناسی سنت به پا داشته باشد

بعد از فترت غیر از محمد( ص اله)؟

 

راس الجالوت: این قول داوود  است انکارش نمی کنیم ولی منظورش عیسی است.

 

امام رضا (ع):نمی دانی که عیسی با سنت مخالفت نکرد  و موافق سنت تورات بود تا بالا برده شد (اسمان)

 

و در انجیل مکتوب است: قطعاً ابن البره رفتنی است و  و فارقلیط آمدنی است  بعد از من او سختی ها را تخفیف

 

 می دهد و همه چیز را برایتان تفسیر می کند  و برایم گواهی می دهد همانطور که من گواهی برای او دادم 

من مثلها برای شما زدم او برای شما باطن انها را می گوید .ایا ایمان به این در انجیل داری .

 

راس الجالوت: اری انکار نمی کنم.

 

امام رضا (ع): در ادامه امام دلیل نبوت موسی ع را پرسید   و ایشان معجزات وی را گفت و حضرت رضا ع محمد وعیسی هم معجزاتی مثل مرده زنده کردن داشته اند ..

 

 

راس الجالوت: ما نمی توانیم این اخبار را اقرا ر کنیم !!!

 

امام رضا (ع): پس کسانی که آن را نقل کردهاند گواهی دروغ داده اند؟

 

راس الجالوت: جوابی نداد .

 

نکته ای مهم :  این مطلب در کتاب انیس الاعلام  ج-5 - کشیش مستبصر  معاصر ناصرالدین شاه آمده است   و مقایسه ای جالب دارد در این که موسی مثل محمد ص و اله است نه عیسی (ع) و دلیل ان را این مطالب اورده است که ما به جهت اختصار و رعایت وقت از وبلاگ بشارات کتاب مقدس ارائه می دهیم :

 

 

مدرک اول:

در کتاب تورات در سفر تثنیه باب 18 شماره های 18 و 19 آمده است:

 

" نبئی را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خودرا به دهانش خواهم گذاشت و هر انچه به او امر فرمایم باایشان خواهد

 

گفت * و هر کسی که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم کرد."

 

این گفتار در تورات به خاطر این که دارای دو نکته ی  بسیار جالب و وجد آور و حیاتی و سرنوشت ساز و مشخص کننده است حائز اهمیت میباشد.

 

 

نکته ی اول به این موضوع مهم اشاره دراد:

"( من از میان آنها پیامبری مانند " تو" بر ایشان خواهم فرستاد)"

 

میدانیم که خداوند متعال صادق الوعد و صادق القول است و نظام طبیعت و جهان هستی و محیط اطراف زندگی ما

و دیگر موجودات هم این را اثباط میکنند. و هرچه گوید همان است و همان خواهد شد.

وقتی که الله میگوید پیامبر مانند "تو" مشخص میشود که پیامبری بمانند عیسی ع نمیتواند باشد به این دلیل که

 

 

عیسی ع در مراتب خلقت و بوجود آمدن با پیلمبران دیگر بجز حضرت آدم ع تفاوت داشته است.

 

عیسی ع همانند آدم ع خلقتشان بدون دخالت پدر صورت گرفته. خداوند عیسی ع را خلق کرد بدون واسطه ای

بنام "پدر" و آدم ع را هم خلق کرد بدون واسطه ای بنام "پدر". مسیحیان قائل به این هستند که عیسی ع خداوند بود و به

لباس انسان درآمد. که این موضوع به هیچ وجه تشابهی با حضرت موسی ع ندارد و این اشاره ی ( بمانند تو ) اصلا نمیتواند اشاره به عیسی ع باشد.

 

 

پس آنجا که خداوند به موسی ع میفرماید "ما نند تو" یعنی اینکه او هم مانند تو دارای پدر و مادر میباشد و از این دو بوجود خواهد آمد

.1ـ موسی ع پدر بزرگوار خود را در دوران قبل از تولد از دست میدهد و پیامبر اسلام نیز پدر بزگوار خودرا نیز در قبل از تولدش از دست میدهد

 

.2ـ موسی ع دوران کودکی خود را در غیر خانواده ی خود سپری میکند و پیامبر اسلام هم نیز در قبیله ای به غیر از خانواده ی خود.3ـ موسی ع ازدواج کرده است، پیامبر اسلام نیز ازدواج کرده است

.4ـ موسی ع در کوه( سینا) به پیامبری مبعوث شد، پیامبر اسلام هم در کوه به پیامبری مبعوث گردید.

 

5ـ دیگر موضوع این است که قوم موسی ع به بت پرستی ( گوساله ) مشغول بوده و وابستگی عجیبی

به این موضوع داشتند و قوم پیامبر اسلام هم به همین شکل به بت پرستی مشغول بودند.

 

6ـ موسی ع برای حفظ قوم خود مجبور به هجرت میشود، پیامبر اسلام هم نیز برای حفظ گروندگان خود و قوم خود مجبور به هجرت میشود

.7ـ موسی ع دارای شریعت بود، پیامبر اسلام نیز دارای شریعت است، برخلاف عیسی ع که فقط جنبه ی روحانی و معنوی را مامور بود.

8ـ موسی ع با مرگ طبیعی از دنیا رحلت فرمودند، پیامبر اسلام هم نیز با مرگ طبیعی از دنیا رحلت فرمودند. ولی عیسی ع

 

به عقیده ی مسیحیان و مدرک موجود در انجیل به صلیب کشیده شدو فوت کرد. و شباهت های بسیار دیگری. پس بنا به این دلایل بسیار شبیه به هم نمیتواند که اشاره ی تورات به پیامبری عیسی ع باشد چون او نه از مادر جدا شد، نه دارای پدر بود، نه مجبور به هجرت جهت حفظ جان پیروان و قبیله ی خود شد و ذلایل دیگر.

 

نکته ی دوم که بمانند نکته ی اول از اهمیت به سزائی برخورداراست این استکه در ادامه می خوانیم:

"( و کلام خودرا به دهانش خواهم گذاشت و هر انچه به او امر فرمایم باایشان خواهد گفت * ")

 

در مورد این قسمت و با دقت به این گفتار در میابیم که شخص انتخاب شده برای این امر بسیار مهم بایستی که مطیع و فرمانبردار فرستنده ی خود باشد و بدون کم و کاستی

 

و کوچکترین تغییری در کلام و ماموریت خود، آنرا به شیوه ی مطلوب خالق خود به انجام برساند. آنجائی که میگوید " بگو" نمیتواند بگوید که: " خالق شماها میگوید

 

 

332 مورد آیه در قرآن موجود است که تماما به پیامبر اسلام فرموده که : " بگو" ( قل )

 

منبع : الاحتجاجات طبرسی-  

 

 

 

تورات مثنی   باب  33  آیه: 2-1               قدوس عربستانی است

 

یهواه مِسی باو زارَح مِسعیر لامُو هو فیع  مِهرفاران و آتاه مِرببُت قُدِش می مینُو اِش دات لامو .

 

 

( واین برکتی است که داد موسی مرد خدا به بنی اسراییل هنگام مردنش وگفت) خدا از سینا آمد و تجلیکرد از ساعیر ، درخشان گردید از کوه فاران با هزاران (ده هزار ) از مقدسین و ورود نمود از دست راست ایشان شریعتی آتشین ظاهر گردید.

کتاب حیقوق : باب 3- آیه 6- راه ها و سنن آن قدوس که از کوه فاران جلالش آسمانها را پوشاند عالمی و جهانی است .